0

چونه بي چونه!!!

 
rasekhoonm
rasekhoonm
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : فروردین 1389 
تعداد پست ها : 218

چونه بي چونه!!!


نويسنده: امير ارسلان جم
اگر از زنان بپرسيد که آيا براي خريد حاضرند هر مبلغي را که فروشنده مي گويد، بپردازند، مسلماً پاسخ مي شنوي، نه! البته اين قاعده تنها در ميان اين جماعت مرسوم نيست، چرا که چند سالي است که آقايان نيز به جمع « چونه بي چونه» هاي جامعه اضافه شده اند.
اصلاً در خون 90 درصد ايراني ها چونه زدن به عنوان يک ژن موروثي منتقل شده است و اگر خداي نکرده براي خريد چونه نزنند، به طيب مطلوب خاطر      نمي رسند.
 اما مي گويند اين مسئله بين جماعت نسوان بيشتر است چرا که دقت نظر آنان هنگام خريد بيش از مردان است. به قول قديمي ها مو را از ماست بيرون مي کشند و حاضرنيستند به فروشندگاني که اغلب برخلاف ادعايشان تنها يکي، دو تومان ( البته از نوع سبزش ) روي اجناس سود مي کنند، قيمت را بدون « چونه زدن» تمام و کمال بپردازند.
کسي در مورد تاريخچه « چونه زدن » در ايران چيز زيادي نمي داند، اما از هر کس که جويا شويم به اين مسئله واقف است که اين به قولي فرهنگ شفاهي در ساليان دراز ميان نسل هاي مختلف درحال سير و سفر بوده و به ما منتقل شده است. البته به قول ريش سفيدان اطرافمان، آن وقت ها، انصاف کاسب جماعت بيشتر بود و تنها يکي ، دو درصد روي اجناس مي خوردند و گاهي اوقات حتي اجناس را مايه به مايه مي فروختند و هواي جيب مشتريان خود را داشتند. اين پيران دنيا ديده مي گويند آن موقع ها مغازه ها زرق و برق الان را نداشت تا کاسبان مجبور باشند براي تأمين هزينه هايي مثل حقوق بالاي شاگرد مغازه، نورپردازي ويترين، اجاره مغازه، هزينه آب، برق ، تلفن و ... مبالغ گزاف بپردازند. همه چيز آن وقت ها ساده بود و همه به هم اعتماد داشتند. حرف کاسب جماعت ارزش و اعتبار داشت؛ اما متاسفانه الان مشتريان به قسم  خوردن فروشندگان اعتمادي ندارند و آنچه را که خود قيمت مناسب مي دانند در قالب « چونه زدن » به فروشنده مي پردازند.
البته حکايت به اينجا ختم نمي شد، اکثر کاسبان حساب دفتري داشتند و کمتر اجناس خود را به صورت نقدي مي فروختند. تازه آن وقت ها با وجود اين که اکثريت مردم فاقد قدرت خريد بودند، کمتر به مقوله « چونه زدن» مي پرداختند؛ اما الان اين حکايت رنگ ديگري دارد. تاجران امروز يا همان کاسبان ديروز کمتر حساب دفتري دارند و اجناس خود را به صورت نقدي مي فروشند و خريداران نيز معمولاً براي هر خريد جزيي چونه مي زنند.
$ميدان ولي عصر ( عج )
محمدرضا، فروشنده يک فروشگاه لباس زنانه مي گويد:« در اين جا کمتر پيش مي آيد که مشتري براي خريد « چونه » نزند، اصلا به قول خودشان «« چونه » نمک خريد کردن است.» محمد رضا درباره ميزان تخفيف هايي که مشتريان از طريق چونه زدن مي گيرند، مي افزايد:« حداکثر تخفيفي که بنده تا به حال داده ام بين دو هزار و پانصد تا سه هزاربوده، البته استفاده ام را هم کرده ام.»
اما بابک فروشنده فروشگاه لباس مردانه که علاوه بر در و ديوار مغازه در زير شيشه ميزش عبارت « قيمت ها مقطوع است» را گذاشته مي گويد:« با وجود اين نوشته ها گاهي اوقات مشتري آنقدر سماجت مي کند که به عبارت بهتر بنده کم مي آورم و ترجيح مي دهم 2000-3000 تومان تخفيف در نظر بگيرم.»
محمودي جوان 30 ساله اي که مشغول خريد کت و شلوار است، مي گويد:« وقتي درآمد محدود باشد و بايد آن را صرف هزار و يک وسيله کني، طبيعي است که به راحتي نمي توان پول خرج کرد. براي همين اکثر مردم هنگام خريد کردن، مجبورند چونه بزنند تا در مجموع با کل تخفيف هايي که از خريد هاي مختلف پس انداز مي کنند بتوانند وسيله ديگري بخرند.»
آقا چه خبره؟ وا... شماها که دو برابر سود مي کنيد، حالا يکي، دوتومن اين ور، اون ور که فرقي نمي کنه. اصلا داداش خودم قبلاً اين کاره بودم. مي دونم که الان چقدر داري رو اين شلوار ترک مي خوري.
ببين آقا همه پول من اين قدره، به خدا تازه مي خوام برم براي شام امشب مرغ بخرم، پولم کم مي آيد. حالا نميشه بيشتر تخفيف بديد.
من اصلاً مريض تخفيف گرفتم. حتي اگر 50 تومان باشه. حتي از يکي از فروشگاه هاي زنجيره اي هم تخفيف گرفتم.
قيمت مقطوع يعني چه؟ کاسب هم کاسب هاي قديم. با خدا معامله مي کردند نه با بنده خدا.
معمولاً اين جملات، حرف هاي کساني است که مي خواهند به هر طريقي از فروشنده تخفيف بگيرند. حميد، صاحب يکي از فروشگاه هاي لوازم خانگي درباره اين مسئله مي گويد:« گاهي اوقات مشتري با سماجت خود فروشنده را خسته مي کند و مجبور مي شود تخفيف بدهد يا اين که گاهي اوقات آنقدر فروشنده را عصبي مي کند که جنس مورد نظر را نمي فروشد.»
$شرق تهران
اين جا نيز آسمان همين رنگ است. يعني چونه B چونه، معنا ندارد.
حسين فروشنده لوازم يدکي مي گويد:« اصولاً قيمت لوازم يدکي در همه جا مشترک است، اما مشتريان ما نيز به خودشان قول داده اند بدون تخفيف خريد نکنند.»
پريناز، خانم جواني است که همراه پسرش براي خريد روزانه به ميدان نارمک آمده است. وي مي گويد: « اين مسئله بين مردم جا افتاده است که فروشندگان برخلاف ادعاي خود، به طور تقريبي دو برابر قيمت خريد، اجناس خود را مي فروشند براي همين است که مردم « چونه زدن » را بهترين راه براي تعيين قيمت مناسب و مورد نظر خود مي دانند.»
پريناز ادامه مي دهد:« من مجبورم براي پسرم تقريباً هر ماه خريد کنم، اما قيمت ها واقعاً بالاست. براي همين يا بايد جنس ارزان و بي کيفيت بخرم يا جنس گران و مرغوب. خب عقلاني است که جنس مرغوب را انتخاب کنم، ولي سعي مي کنم با « چونه زدن » قيمت را کمي پايين بياورم.»
ظاهر، در ميدان امام حسين (ع) مشغول فروختن پرهاي تزييني طاووس است. او نيز دل خوني از مشتريان دارد و توضيح مي دهد:« قيمت هر پر 1000 تومان است که باز هم سر اين قيمت چونه مي زنند.»
ظاهر که افغاني است، مي گويد:« در افغانستان آن روزها تا آن جا که يادم مي آيد، کسي چونه نمي زد.» مريم حيدري خريداري که کنار وي ايستاده، مي گويد:«خوب مي تواني تخفيف ندهي و به جاي 1000 تومان، 500 تومان بالاتر بگويي تا قيمت اصلي را دريافت کني.»
اين هم روشي است که شايد فروشندگان ديگر نيز از آن تبعيت کرده باشند.در هر صورت کسي به اين سؤال پاسخ روشن و دقيقي نداد.
$جنوب تهران يک مرکز تجاري
وقتي سوژه را به رضا فروشنده، فروشگاه لباس زنانه مي گويم، پاسخ مي دهد:« مشتريان ما چند دسته اند. آنهايي که از نظر سني،جوان هستند و به قول معروف اهل مد روز و تيپ که معمولاً چونه نمي زنند. اما يک دسته ديگرهم هستند که تقريباً همسن و سال نسل مادران ما هستند که خدا به فرياد فروشنده برسد، چون که تا يک تخفيف درست و حسابي  نگيرند، دست بر نمي دارند. خب ما هم عادت کرده ايم و به اصطلاح مشتري شناس شده ايم.»
با حاج آقا فوادي در يکي از فروشگاه هاي صنايع دستي آشنا شدم، او مي گويد:« قيمت صنايع دستي در مقايسه با ساير اجناس بسيار پايين است. براي همين تخفيف هاي ما شامل 500 تا 800 تومان است نه بيشتر و اگر مشتري اصرار بيش از حد کند که منجر به ضرر شود، اصلا چيزي نمي فروشم.»
$غرب تهران
با فريده ملوکي، پيرزن 70 ساله ساکن غرب تهران در يکي از ميادين ميوه و تره بار آشنا شدم. وي حتي براي خريد ميوه نيز از فروشنده تخفيف گرفت.علتش را پرسيدم. او گفت:« مادر جان وقتي حقوقت تنها کفاف اجاره خانه و خوراک را مي دهد، مسلم است که من هم مجبورم براي اين که دستم پيش بچه ها دراز نشود از فروشنده ها تخفيف بگيرم. صد تومن هم براي من صد تومن است.»
شايد اين مادر بزرگ 70 ساله درست مي گويد،وقتي که چهار فرزند داشته باشي و 10 نوه، طبيعي است که براي پذيرايي ازآنان بايد خود را به آب و آتش بزني. مسئله « چونه زدن» و تخفيف گرفتن را نمي توان مختص يک منطقه يا محدوده خاص دانست چرا که ايرانيان هر کجايند اين فرهنگ آنان را همراهي مي کند.مثلاً اگر سري به کشورهاي حاشيه خليج فارس زده باشيد، در هنگام خريد به راحتي مي توان ايراني ها را شناخت چرا که از ميان ملل مختلف تنها ما هستيم که هنگام خريد حتي در يک کشور خارجي چونه مي زنيم و از آن دسته از فروشندگان انتظار تخفيف ويژه داريم و نکته جالب توجه آن است که مثلاً وقتي از فروشندگان عربستاني درخواست تخفيف مي شود، به سرعت مي گويند:« ايراني !»
در هر صورت ما به طور تقريبي جزو معدود مللي هستيم که در دنيا به سبب علل و عوامل مختلف به سرعت شناخته مي شويم و در اين ميان « چونه زدن» بيشتر جنبه مزاح و مطايبه دارد چرا که صفات ديگري نظير هوش، انسان دوستي ، مهرباني، ساده دلي و... آن را تحت الشعاع قرار مي دهد.
منبع: ماهنماه شاهد جوان شماره51
شنبه 28 فروردین 1389  2:37 PM
تشکرات از این پست
taghitaxi_2010
دسترسی سریع به انجمن ها