مشروعيت چيست؟
خبرگزاري فارس: "مشروعيت " همواره از مباحث محوري متفكران اجتماعي و سياسي بوده و ريشههاي اين مفهوم را از يونان باستان در نوشته افلاطون كه انديشه عدل را در كتاب جمهور بيان ميدارد، ميتوان يافت.
مشروعيت
"مشروعيت " همواره از مباحث محوري متفكران اجتماعي و سياسي بوده و ريشههاي اين مفهوم را از يونان باستان در نوشته افلاطون كه انديشه عدل را در كتاب جمهور بيان ميدارد، ميتوان يافت. ارسطو و ديگر شخصيتهاي مشرق و مغربزمين به موضوع مشروعيت توجه كرده و به بحث درباره مصاديق حكومتهاي مشروع و نامشروع پرداختهاند و بحران مشروعيت بهعنوان يكي از انواع بحرانهايي كه در فرآيند گسترش ظرفيت سيستم حكومتي براي پاسخگويي بيشتر از منابع موجود، همواره مطمح نظر است شرط اساسي در زمينه توسعه سياسي محسوب ميشود.
مفهوم لغوي مشروعيت
اين واژه از ماده شرع اشتقاق يافته اما در مكاتب و نظامهاي سياسي به معناي مطابق با شرع يا امري نيست كه شارع مقدس وضع كرده است. از اين رو اختصاص به شريعت ندارد تا بحث درباره آن فحص در متون ديني و از منظر شريعت را لازم بدارد بلكه درباره هر حاكم و حكومتي سوال از مشروعيت مطرح است و همه مكتبهاي فلسفه سياست در برابر چنين پرسشي قرار دارند. مشروعيت در متون سياسي رايج ترجمه واژه فرنگي Legitimacy است و از صفت Legitimate اشتقاق يافته كه از ريشه لاتيني Leg يا Lex به معناي قانون گرفته شده است.
Legitimacy با واژههايي نظير Legal به معناي قانون، Legislation به معناي وضع قانون يا تقنين و Legtitmate با مفهوم حلالزادگي مترادف است و در بحثهاي علوم سياسي بيشتر با معناي حقانيت مترادف گرفته ميشود. در گذشته در اروپاي سدههاي ميانه، مشروعيت به معني قانوني بودن يا طبق قانون به كار ميرفت. "سيسرو " اين واژه را براي بيان قانوني بودن قدرت به كار برد. بعدها واژه مشروعيت در اشاره به روشهاي سنتي، اصول قانون اساسي و انطباق با سنتها به كار برده شد. بعد از آن هم مرحلهاي فرارسيد كه در آن عنصر "رضايت " به معني آن افزوده شد و رضايت پايه و اساس فرمانروايي مشروع دانسته شد. در عصر حاضر نخستينبار ماكس وبر مفهوم مشروعيت را به صورت مفهوم عام بيان كرد. به عقيده او مشروعيت بر "باور " مبتني است و از مردم اطاعت ميطلبد. معني مشروعيت از اين به آن عصر تغيير يافته در سدههاي ميانه براي بيان رضايت و پذيرش يا مخالفت با غصب حكومت به كار برده ميشد.
تعريفهاي مشروعيت
بحث از مراد اصطلاحي اين واژه نيز از ديرباز مورد توجه انديشوران فلسفه سياسي بوده و تبيينهاي مختلفي از آن ارائه شده است اما آنچه ميتوان در اين باره بهعنوان فهم صائب به طور خلاصه بيان كرد، اينكه "مشروعيت، توجيه عقلاني حل اعمال قدرت از سوي حكمرانان است ". اصطلاح مشروعيت با تعبيرهاي گوناگون و متناسب با رويكردهاي خاص به اين مقوله، تبيين و تعريف شده است "دال " در اين باره گفته است: رهبران نظامهاي سياسي در برخورد با كشاكشها و ابزارهاي حكومتي تصميمات گرفته شده را هم ميپذيرند. نه فقط به خاطر ترس از خشونت، مجازات يا اجبار بلكه بر اين باور هم كه پذيرش تصميمات از نظر اخلاقي درست و بحق است. بنا بر يكي از موارد كاربرد واژه مشروعيت گفته ميشود وقتي حكومت مشروعيت دارد كه مردم تحت فرمان اعتقاد راستين داشته باشند بر اينكه ساختار، عملكردها، اقدامات، تصميمات، سياستها، مقامات، رهبران يا حكومت از شايستگي، درستكاري يا خير اخلاقي- از حق صدور قواعد الزامآور- برخوردار باشند. دال با اين توصيف نشان ميدهد مشروعيت برخورداري از خصوصيات درستكاري، كاميابي يا خير اخلاقي است. به عقيده "استرنبرگر "، مشروعيت بنياد قدرت حكومت است كه از يكسو حق فرمانروايي را به حكومت ميدهد و از سوي ديگر حكومتشوندگان را از چنين حقي آگاه ميكند. به عقيده "ليپت " مشروعيت متضمن توانايي نظام به ايجاد و حفظ اين باور است كه نهادهاي سياسي موجود مناسبترين نهاد براي جامعه است. به گفته "ژان بيندال ": مشروعيت را ميتوان چنين تعريف كرد كه مردم بهطور طبيعي و بدون ترديد سازماني را كه به آن تعلق دارند، ميپذيرند. "رابرت " معتقد است: مشروعيت همان اصلي است كه دلالت ميكند بر پذيرش همگاني دست يافتن شخص يا گروه معيني به مقامي سياسي بهطور كامل از راه اعمال قدرت يا در برخي موارد ويژه بر اين اساس كه اعمال قدرت براي دستيابي به آن مقام با برخي اصول و رويههاي عمومي اجراي اقتدار هماهنگ است.
از اين رو، همه حكومتها ميكوشند نشان دهند كه اقداماتشان مشروع و بنابراين بر مردم الزامي است. رهبر نظامي هم كه كودتا ميكند و قدرت را قبضه ميكند، ميكوشد قابليت توجيه يا درستي اخلاق عمل خود را نشان دهد. با كسب مشروعيت است كه حكومت "دوفاكتو " به حكومت "دوژور " مبدل ميشود و اين نشان اهميت مشروعيت است. حكومت دوفاكتو عبارت است از شناخت موجوديت يك دولت يا كشور جديد در مقام دولت و كشوري مستقل و توانا براي كاربرد قدرت در قلمرو خويش اما حكومت دوژور فراتر از حكومت دوفاكتو نهتنها براي كاربرد قدرت در قلمرو خود بلكه براي اجراي تعهدات بينالمللي خود شناسايي ميشود.
مشروعيت: نيازمند به نگاه دوبعدي
جداي از آنكه در بحث لغوي واژه مشروعيت (Legitimacy) از ريشه لاتيني Leg به معناي قانون گرفته شده و برخي از نظريهپردازان همچون سيسرو اين واژه را براي بيان قانوني بودن قدرت به كار بردهاند، در اين واژه علاوه بر مفهوم "برحق بودن " يا "حقانيت " نوعي مفهوم "قانونيت " نهفته است. البته اين "قانونيت " با مفهوم قوانين يا حقوق وضعي يكي نيست بلكه قوانين عرفي يا نانوشته را هم شامل ميشود.
نويسنده : سيد محمدمهدي توسلي
منبع : روزنامه وطن امروز 03/02/1390