در يادداشت اخير رهبر انقلاب كوبا تشريح شد؛
«فيدل كاسترو» چگونه از حزب كمونيست كوبا كنارهگيري كرد
خبرگزاري فارس: فيدل كاسترو در يادداشت اخير خود اظهار داشت كه در پي تصميم حزب كمونيست كوبا براي تأسيس ساختار جديد از برادر خود "رائول " خواسته است كه نام وي را از فهرست اعضاي كميته مركزي اين حزب خارج كند.
به گزارش خبرنگار فارس از منطقه آمريكاي لاتين، پيروي برگزاري ششمين كنگره حزب كمونيست كوبا طي هفته گذشته در اين كشور، "فيدل كاسترو " رهبر انقلاب كوبا با انتشار يادداشتي با عنوان «غيبت من در حزب كمونيست كوبا» به تشريح نظراتش در خصوص ششمين كنگره اين حزب و كنارهگيرياش از كميته مركزي آن پرداخت.
فيدل كاسترو در بخشي از يادداشت خود به اين نكته اشاره ميكند كه از برادر خود "رائول " خواسته است كه نام وي را از فهرست اعضاي كميته مركزي حزب كمونيست كوبا خارج كند.
متن كامل اين يادداشت به شرح ذيل است؛
* * *
پيش از اين از محتواي گزارش همرزمم "رائول " (كاسترو) در ششمين كنگره حزب مطلع بودم. او چند روز قبل به ميل خودش و بدون اينكه من درخواستي كنم آن متن را به من نشان داد. اين بار اوّلي نيست كه رائول اين كار را ميكند. همانطور كه قبلا توضيح دادم، در اعلاميه 31 جولاي 2006 من تمام اختيارات حزبي و حكومتيام را به او واگذار كردم.
آن كار يك تكليف بود كه لحظهاي در انجام آن درنگ نكردم.
يقين داشتم كه شرايط جسمي بدي دارم. با اين حال خيالم راحت بود. انقلاب در مسير خود قرار گرفته و بيش ميرفت. آن زمان ديگر نقطه اوج دشواريهاي انقلاب بعد از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي و جبهه سوسياليسم نبود. آن سال پنجمين سال زمامداري بوش بعد از 2001 بود. او براي كوبا يك دولت جديد تعيين كرده بود. ولي يك بار ديگر ديديم كه مزدوران و رفاهطلبان كه چمدانها را بسته و آماده آمدن به كوبا بودند در تبعيدشان باقي ماندند.
يانكيها اكنون علاوه بر كوبا با انقلابي ديگر در ونزوئلا نيز دست و پنجه نرم ميكنند. همكاري تنگاتنگ بين دو ملت همريشه و همتاريخ، به الگويي از همكاري دو كشور در تاريخ قاره آمريكا بدل خواهد شد.
ميان موارد متعدد گزارش ششمين كنگره حزب كمونيست، يك نكته نظر من را بيشتر به خود جلب كرد و آن، اين بند از گزارش است: «با اضافه كردن يكچهارم به زمان قانوني (گذشته)، مدت مجاز تصدي پستهاي سياسي و دولتي اساسي به دو دوره متوالي پنجساله محدود ميشود. اين اقدام امري شدني و ضروري در شرايط روز است كه با شرايط سالهاي اوايل انقلاب بسيار تفاوت دارد. انقلاب هنوز به استحكام لازم دست نيافته و همچنان دچار بعضي خطرات و تهديدات است».
من از اين طرح خيلي خوشحال شدم. اين موضوع بسياري از اوقات مرا به فكر فرو ميبرد. از همان اوايل انقلاب عادت داشتم هرروز عناوين خبرگزاريها را بخوانم. من به خوبي از وقايع جهان آگاه بودم و ميدانستم كه اشخاص و احزاب بعضي اوقات كارهاي درست انجام ميدهند و گاهي هم دچار اشتباه ميشوند.
در پنجاه سال اخير اشتباهات بسياري رخ داده كه من به دليل به درازا كشيدن صحبت قصد مطرح كردن آنها را ندارم. با وجود اين، به نظر من اگر بعضي رهبران انقلابي بزرگ دنيا، كه استعدادها و شايستگيشان آنها را زبانزد كرده، مرتكب بعضي خطاها نميشدند، سرنوشت دنياي ما به گونهاي ديگر رقم ميخورد. اعتقاد من بر اين نيست كه كار تصميمگيري در آينده راحتتر ميشود، بلكه نظرم بهعكس است.
من فقط نقطهنظرات شخصيام را در مورد تكاليف اصلي انقلابيون كوبا بيان ميكنم. زماني كه در كشوري كوچك زندگي ميكنيم، جريانهاي پيچيدهتري هم ايجاد ميشود و به تبع آن بروز خطاها اجتنابناپذيرتر خواهد بود.
بايد اعتراف كنم كه در زمان تصدي همزمان پستهاي رياست جمهوري، رياست شوراي حكومتي، رياست هيأت دولت و دبيركلي حزب، هيچچيز نتوانست ذهن مرا آشفته كند. در آن زمان فرمانده كل گروه نظامي كوچكي نيز بودم كه به مرور زمان گسترش يافت. بعد از پيروزي من در همان كوهستان "مائسترا " از قبول رياست جمهوري در دولت موقت انصراف داده بودم؛ موفقيتي كه در سال 1957 براي عده اندك ياران ما حاصل شد. من ميدانستم كه انگيزه براي رسيدن به رياست جمهوري به مبارزه ما آسيب ميزند و به همين دليل همان زمان پيشاپيش استعفا دادم.
نخست وزير شدن من در ماههاي آغازين سال 1959 نيز تقريباً امري تحميلي و خلاف ميل باطني من بود.
رائول ميدانست كه من در شريط فعلي هيچ مسئوليتي را قبول نميكنم. در گذشته، او هميشه مرا "دبيركل حزب " و "فرمانده كل قوا " خطاب ميكرد. همانطور كه همه ميدانند من اين دو مسئوليت را در پي بيماري شديد در سال 2006 به رائول واگذار كردم. ديگر قادر به باقي ماندن در آن سمتها نبودم و حتي زماني كه به طور چشمگيري قدرت تحليل و قلم خود را بازيافتم، باز هم تلاشي براي ابقا نكردم.
با اين همه، رائول لحظهاي از انعكاس ديدگاههاي من غافل نشد.
يك معضل ديگر پديد آمده بود: بحثها در كميسيون جمعبندي در مورد تعداد اعضاي كميته مركزي كه ميبايست به كنگره پيشنهاد ميشدند بالا گرفته بود. در يك نگاه سنجيده، ايده رائول مبني بر حضور زنان و افراد از نسل بردههاي آفريقايي در ساختار كميته مركزي ايده بسيار خوبي به نظر ميآمد. هر دو گروه از فقيرترين اقشار هستند و قرباني اهداف نظام سرمايهداري در كوبا شدهاند. از طرفي ديگر، حضور برخي اعضا به دليل سن بالا يا مشكلات جسمي كه دارند آن طور كه بايد و شايد براي حزب مثمرثمر نيست. نظر رائول اين بود كه نظر به سوابق و افتخارات اين افراد، حذف اين اعضا از ليست موجب رنجش خاطر آنان ميشود. من هم ضمن موافقت با نظر رائول، از وي خواستم اسامي آنها را از ليست خارج نكند و تاكيد كردم مهمترين چيز اين است كه نام من در آن ليست نباشد.
فكر كنم در زندگي به افتخارات بسيار زيادي دست يافتهام. هيچوقت فكر نميكردم تا اين سن زنده بمانم. دشمنان بهكرّات ميخواستند مرا از عرصه وجود حذف كند و من در موارد زيادي با آنها "همكاري " كردم.