0

دشمنان قصد مصادره انقلاب يمن را دارند

 
hojat20
hojat20
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : تیر 1388 
تعداد پست ها : 42154
محل سکونت : بوشهر

دشمنان قصد مصادره انقلاب يمن را دارند

گفت‌وگو با سيدمحمد صادق‌الحسيني ، كارشناس و تحليلگر مسائل منطقه
دشمنان قصد مصادره انقلاب يمن را دارند
جام جم آنلاين: يمن كشوري در جنوب شبه جزيره عربستان است، كشوري كه هر چند طي 2 دهه گذشته توانست اتحاد خود را بازيابد، اما همچنان در طول اين دو دهه با بحران‌ها و مشكلات بسياري دست به گريبان بوده است.

در اين ميان اقتدارگرايي و حكومت استبدادي علي‌عبدالله صالح همواره براي اين كشور بحران‌ساز بوده است. بحران‌هايي نظير فقدان مشروعيت حكومت و فقر روز افزون مردم. در اين ميان با شروع دومينو انقلاب‌هاي عربي در خاورميانه و شمال آفريقا يمن نيز تحولات و دگرگوني‌هايي را از سر گذراند.

همين مساله باعث شد تا براي بررسي تحولات انقلابي اين كشور با آقاي سيد محمد صادق‌الحسيني كارشناس و تحليلگر مسائل منطقه به گفت‌وگو بنشينيم.

اگر به علل و ريشه‌هاي قيام مردمي‌ و انقلابي مردم يمن بنگريم به چه موارد و نكات مهمي‌ مي‌توان اشاره كرد؟

تراكم قهر، فقر، بي‌عدالتي و تبعيت مستمر حكومت‌ها از نيرو‌هاي سلطه‌طلب منطقه و جهان در راس آنها آمريكا، انگليس، فرانسه و... مجموعه عواملي است كه مردم يمن را به نقطه‌اي رسانده كه متوجه شده‌اند با چنين حكومت و دولت و ساختار و نظام سياسي‌اي نمي‌توان كنار آمد.

در چنين شرايطي مردم اين كشور به دنبال عزت، عدالت و آزادگي هستند. در اين حال آنان در اين شرايط فقط به دنبال تغيير علي‌ عبدالله صالح نيستند و هر چند مطلب و خواسته اصلي آنان كناره‌گيري صالح از قدرت است، اما خواسته‌هاي اصلي آنان به اين امر خلاصه نمي‌شود و خواسته‌هاي بسيار ديگري نيز دارند. بويژه اين‌كه يمن و تحولاتش پيچيده است و اگر بخواهيم به خلاصه‌اي از خواسته‌هاي آنان نگاه كنيم بايد به عزت، آزادگي و استقلال اشاره كرد كه در واقــــع 3 خواسته اصلي است كه مردم را در يك نقطه مشترك جمع كرده است. آن نقطه هم اين است كه اين رژيم بايد سرنگون شود و به قول خودشان رحيل صورت گيرد تا يمني جديد بسازند.

چندي پيش باقيمانده پارلمان يمن به اتفاق آرا برقراري وضعيت فوق‌العاده به مدت يك ماه را در كشور تصويب كرد. در اين حال دولت از اين راهبرد به چه منظوري استفاده مي‌كند؟

به دليل حضور نداشتن و استعفاي برخي نمايندگان از حزب حاكم (چه معمولي و چه شاه‌كليد‌هاي قبايل و عشايراين كشور) تعدادي از نمايندگان باقيمانده پارلمان يمن اين وضعيت را تصويب كردند.

عبدالله صالح با استفاده از پارلمان اين اقدام را مورد توجه قرار داد تا به دنيا و كشورهاي همجوار نشان دهد مشكل و بحران كنوني، بين وي يا رژيم حاكم و اپوزيسيون پيشين (كه عبارت است از مجموعه‌اي از احزاب و نيرو‌هاي مختلف) است. در صورتي كه اصل قضيه اين‌گونه نيست. يعني در تحولات اخير گروه‌هايي جديد در اعتراض‌ها به وجود آمده است و مجموعه‌اي از احزاب از جمله حزب اصلي مخالف و تعدادي از نمايندگان و فرماندهان و نفرات مهم ارتشي به انقلاب جوانان پيوسته‌اند كه قبلا اين‌گونه نبود.

در اين حال عبدالله صالح مي‌خواست به صورت مقطعي تعدادي از احزاب و شيوخ قبايل و پارلمان را تهديد كند و همچنين به دنيا وانمود كند كه اگر قضيه و مشكل بين من و شماست قانون اساسي وجود دارد.

در اين ميان برقراري وضعيت فوق‌العاده نيز در چارچوب همين برنامه عبدالله صالح بود. هر چند عملي هم نشد و دولت نتوانست با اين قانون كاري انجام دهد، ولي از لحاظ سياسي سلاحي بود كه توانست به كار برد. در نگاه كلي توسل به قانون اساسي يكي از سلاح‌هاي رژيم حاكم بر يمن براي منحرف كردن اصل مطالبات مردمي‌ و انقلابي جوانان بوده است؛ چنانچه در مورد پيشنهاد شوراي همكاري خليج فارس عبدالله صالح گفت كه طبق قانون اساسي اين مساله را قبول مي‌كنم ولي مورد پذيرش اپوزيسيون قرار نگرفت.

اگر به گستره مخالفان علي‌ عبدالله صالح در اين كشور بنگريم مخالفان و معارضان به چه طيف‌هايي تقسيم‌بندي مي‌شوند‌؟

مخالفان و معارضان مساله‌اي پيچيده در اين كشور هستند و بحران را در اين كشور پيچيده‌تر مي‌كنند. قبايل 2 يا 3 گروه در بين مخالفان حكومت يمن هستند. يكي سركوب شدگان حوثي‌ها هستند كه در شمال يمن و در صعده و مركز اين استان (كه مردم و مساحت زيادي هم دارد) حضور دارند. قبايلي نيز كه هم‌پيمان با حوثي‌ها هستند و گروه ديگر به اصطلاح جنوبيون يا يمن جنوبي سابق، كه احساس مي‌كنند امتيازاتي (مسووليت استانداري و...) به شمالي‌ها يا يمن شمالي سابق داده شده و به آنان سهم مناسبي از قدرت و دولت نرسيده است. آنها مي‌گويند در عرصه‌هاي اقتصادي ـ امنيتي و ارتش هم سهم ‌متناسبي ندارند. علاوه بر اين طيفي نيز از سلفيون به نام القاعده در اين كشور حضور دارند و عليه عبدالله صالح فعاليت مي‌كنند. طيفي خطرناك كه نه جنوبيون و نه حوثي‌ها با آنان رابطه دارند و آنان را قبول دارند. اين سه گروه اصلي مخالف، ارتباطي با همديگر ندارند و عبدالله صالح هم تا زماني كه فقط اين سه گروه اصلي مخالف بودند مثل توپ با آنان بازي مي‌كرد مثلا اوايل به پشتيباني از حوثي‌ها شروع كرد تا آنان را عليه سلفيون به كار برد، بعد سلفيون را عليه حوثي‌ها به كار برد و سپس جنگي ناجوانمردانه عليه حوثي‌ها راه انداخت و منجر به دخالت عربستان هم شد كه در آخر به عقب‌نشيني و شكست اين كشور و دولت يمن انجاميد. بعد از اين نيز دولت روي يمن جنوبي و جنوبي‌ها متمركز شد تا آنان را سركوب كند و با همكاري آمريكا وارد مبارزه با القاعده شد كه باز هم موفق نبود.

در اين بين مشكلات با اين سه طيف اصلي به جوانان هم سرايت كرد كه روز به روز قيام مي‌كردند و اين قيام جوانان نه در راستاي اهداف جنوبي‌ها بود و نه براي اهداف القاعده‌اي‌ها و نه براي اهداف حوثي‌ها (هر چند مطالب و خواسته‌هاي حوثي‌ها شايد بهتر از خواسته‌هاي جوانان صنعا و شهرهاي اصلي باشد)، اما اين جوانان كم‌كم نيروي اصلي قيام اخير در يمن شدند و رفع بي‌عدالتي و توزيع ثروت به شكل صحيح و حكومت مردمي را خواستار شدند. الان وضع به گونه‌اي است كه مي‌توان گفت تقريبا تمام نيرو‌ها و جريان‌هاي زنده يمن با رژيم حاكم مشكل عمده دارند به جز مجموعه نسبتا كوچكي كه هواداران، استفاده‌كنندگان و صاحبان قدرت و ثروت هستند.

برخي سران ارتش يمن در اعتراض به سياست‌هاي علي‌ عبدالله صالح، رئيس‌جمهور اين كشور به صفوف مردم پيوسته‌اند. با توجه به اين امر، نقش ارتش را در تحولات اين كشور چگونه مي‌توان ارزيابي كرد؟

اگر منظور شما اين است كه يمن را با تونس و مصر مقايسه كنيد و بگوييد مانند تونس و مصر شود، به عنوان يك صاحب‌نظر و كارشناس بايد بگويم كه قطعا اين‌گونه نمي‌شود، زيرا از يك طرف گارد رياست‌جمهوري اين كشور (در گارد رياست‌جمهوري هيچ انشقاقي روي نداده و همه همراه علي‌ عبدالله صالح هستند) و از سوي ديگر ارتش و ساير موسسات ديگر در اين كشور براساس تقسيم منطقه‌اي و قبايلي و عشيره‌اي تعيين شده است. در اين كشور تعدادي از فرماند‌هان ارتش و بزرگان قوم، صالح را رها كرده و به اپوزيسيون پيوسته‌اند. در اين حال بايد گفت كساني كه از عبدالله صالح جدا شده‌اند هنوز ثابت نكرده‌اند كه به جوانان پيوسته‌اند. براي مثال علي محسن صالح‌الاحمر كه برادرزاده خود رئيس‌جمهور است در مورد عذرخواهي‌اي كه حوثي‌ها از وي خواستند تا از مردم صعده و عمران و شمال يمن (در مورد كشتار‌هايي كه راه انداخته بود) انجام دهد، وي قبول نكرد. بگذريم كه او چندين بار به اين كه دنبال رياست نيست اشاره كرده است. گذشته از اين نيز بايد گفت انشعابات و اختلاف‌هايي كه به وجود مي‌آيد همه در راستاي پيوستن به انقلاب نيست.

چنانچه مي‌بينيم جنبش شيعيان حوثي كنترل مناطقي را در شمال اين كشور به دست گرفته‌اند. در اين ميان اگر به نقش شيعيان يمني در تحولات اخير بنگريم، سهم شيعيان از تحولات اخير چه بوده است‌؟

صادق الحسيني: يمن و تحولاتش پيچيده است اما عزت آزادگي و استقلال 3 خواسته اصلي مردم آن است كه آنها را در يك نقطه مشترك جمع مي‌كند و آن هم اين است كه اين رژيم بايد سرنگون شود

من اصطلاح شيعيان حوثي را درست و دقيق نمي‌بينم. بايد توجه داشت كه اكثريت يمن زيدي و محب آل بيت هستند. در اين حال حوثي‌ها قبيله‌اي در اين كشور هستند و نه فرقه‌اي. بعلاوه مطالبات و خواسته‌هاي آنان نيز هيچ گاه مطالبات فرقه‌‌اي نبوده و خواسته‌هاي آنان براي حفاظت از يمن واحد و پيشرفته بوده كه همراه با عدالت باشد و وابستگي آن به آمريكا و غيرآمريكا وجود نداشته باشد. گذشته از اين خواستار اراده قاطعي از سوي دولت براي مبارزه با اسرائيل هستند. آنها از انقلاب اسلامي ايران بخصوص از امام خميني(ره) متاثر هستند و همچنين نزديك‌تر به طرز تفكر هويت جديد اسلامي شيعيان جهان به رهبري امام خميني(ره)‌ و اكنون به رهبري آيت‌الله خامنه‌اي هستند. در اين ميان خود حوثي‌ها درست است كه قبيله‌اي به اين نام هستند، اما بيشتر نماينده احساسات عمومي‌ و مطالبات عمومي يمن هستند و از لحاظ جمعيتي و جغرافيايي حدود يك‌سوم يمن را تشكيل مي‌دهند. گذشته از اين شيعيان خواستار آن هستند كه وابستگي و همكاري دولت با آمريكا و سازمان‌هاي جاسوسي از بين برود ، توزيع صحيح و درستي از قدرت و ثروت شكل بگيرد، به ارزش‌هاي واقعي جهان اسلام و اسلام احترام گذاشته شود و ايفاي نقش مهم‌تر و پررنگي را از سوي يمن در منطقه با توجه به وضعيت استراتژيكي اين كشور خواستارند. يمن اين شرايط را ندارد و عملا با سياست‌هاي كنوني خود به عنوان دولتي ورشكسته كه خارجي‌ها بايد در امور آن مديريت كنند درآمده است.

چندي پيش وزير دفاع آمريكا اعلام كرد سقوط احتمالي عبدالله صالح رئيس‌جمهور يمن يا جابه‌جايي وي با يك رهبر ضعيف‌تر، مشكلي واقعي براي ماموريت ضد‌تروريستي آمريكا به وجود مي‌آورد. اگر بخواهيم به نقش آمريكا در تحولات يمن بپردازيم، آن را چگونه بايد ارزيابي كرد؟

آمريكايي‌ها بعد از پيروزي البته ناتمام انقلاب‌هاي تونس و مصر (كه قدم اول انقلاب را برداشتند) از اين امر شوكه شدند و ستاد‌هاي مديريت بحران تشكيل دادند و اولين كاري كه انجام دادند مديريت بحران در كشور‌هايي نظير تونس، مصر و همچنين دخالت مستقيم در ليبي بود. در عين حال اكنون در كار انقلابيون اين كشور‌ها دخالت‌هايي را انجام مي‌دهند و در ليبي نيز جنگ نفتي راه انداخته‌اند. از سوي ديگر نيز در خليج فارس انقلاب‌هاي احتمالي را رصد مي‌كنند كه از بحرين شروع شد. از سويي، بايد توجه داشت كه اصولا نمي‌توان به سخنان مقامات آمريكايي اعتماد كرد. زيرا اگر امروز با عبدالله صالح هستند، فردا از وي دست مي‌كشند و آنچه براي آنان مهم است، ابقاي يمن ضعيف و اگر بتوانند چند تكه كردن اين كشور و جلوگيري از دستيابي به اهداف اصلي انقلابيون يمني ازجمله تبديل يمن به كشوري با بيداري اسلامي‌ است كه مي‌تواند به ساير كشورها و همسايگان اين كشور نيز صادر شود. در اين بين سخن وزير جنگ آمريكا را نبايد چندان مورد توجه قرار داد، زيرا هدف اصلي آمريكا معامله با عبدالله صالح است. يعني اگر آمريكا بتواند معامله‌اي انجام دهد و به اهداف خود در منطقه برسد واشنگتن اين اقدام را انجام مي‌دهد و اگر نه (كه اكنون نيز روابط بين دو طرف شكرآب شده است) آمريكايي‌ها به دنبال شخص ديگري در اين كشور مي‌گردند تا از شر عبدالله صالح خلاص شوند و حكومتي جايگزين ايجاد كنند.

با توجه به حضور القاعده در يمن در سال‌هاي اخير و تمركز آمريكا در مبارزه با القاعده، آيا ممكن است آمريكا به بهانه وجود القاعده و افزايش حضور آنان در يمن دخالت خود را در اين كشور بيشتر كند‌؟

آمريكايي‌ها در مناطق بسياري القاعده را راه انداخته‌اند و حتي اكنون نيز در ليبي اين بحث وجود دارد و مي‌گويند خطر القاعده را از شما دور مي‌كنيم و در مقابل نيز شما به ما پايگاه بدهيد. در اين بين آمريكايي‌ها در يمن به دنبال پايگاه نظامي‌هستند تا حضور خود را در اين كشور دائمي كنند. براي همين خطر القاعده را بزرگ مي‌كنند و در آنجا حضور مي‌يابند و گاهي نيز در اين كشور عمليات‌هايي انجام مي‌دهند تا بتوانند امتياز‌هايي را كه از رژيم حاكم صنعا مي‌خواهند بگيرند.

نقش عربستان به عنوان بزرگ‌ترين و قدرتمند‌ترين همسايه يمن در تحولات اين كشور چيست و آيا اين كشور از تحولات انقلابي در يمن هراس‌ دارد يا اين‌كه با توجه به منافع خود از آن حمايت مي‌كند‌؟

قطعا عربستان از تحولات انقلابي در يمن حمايت نمي‌كند. در اين ميان براي عربستان اين مهم است كه به هر شكلي كه هست و در هر شرايطي پيامدها و آثار اين انقلاب به عربستان و داخل اين كشور كشيده نشود. گذشته از اين نيز براساس كشمكش قدرتي كه در ساختار و جناح‌هاي داخلي آل‌سعود وجود دارد، يك جناح قبلا تلاش خود را انجام داده و به جايي نرسيده است (خالد بن سلطان) و امروز جناح نايف در حال امتحان كردن اقتدار و قدرت امنيتي و سياسي خود از راه طرح جديد نقشه راه شوراي همكاري خليج فارس است تا بتوانند آينده سياسي در يمن و جانشين ‌عبدالله صالح را تحت نفوذ مستقيم خود قرار دهند. اين مساله براي آنان خيلي مهم است.

نقش اتحاديه اروپا در تحولات آينده اين كشور چگونه است‌؟

اين كشورها همچون آمريكا دزدان دريايي هستند و همچنان كه در ليبي بر سر منافع حضور يافته‌اند همزمان اختلاف‌هايي بر سر منافع نيز بين خود دارند. چنانچه آمريكا قصد دارد نفت ليبي را در اختيار خود بگيرد و فرانسه هم اعتراض مي‌كند و از طرف ديگر هم آلمان و ايتاليا بين اين دو قرار گرفته‌اند. اما نقش اروپايي‌ها در بحران يمن كمرنگ است.

با توجه به تمايلاتي كه از سوي علي‌ عبدالله صالح در مورد روند انتقال قدرت صورت گرفته است، اين روند به چه سمتي كشيده خواهد شد؟

نبايد روي مساله انتقال قدرت در يمن زياد مانور داد. چون احتمال تحولات و حوادث غيرمنتظره بسيار خواهد بود. در اين بين بايد توجه داشت آنچه در سخنراني‌ها، گفته‌ها و بيانيه‌ها در مورد اين كشور وجود دارد امري جداست و اتفاقاتي كه در اين كشور روي خواهد داد چيز ديگري. من بعيد مي‌دانم انتقال قدرتي آسان و مسالمت‌آميز و طبيعي در اين كشور اتفاق افتد. چه اين‌كه هم انقلاب و هم درخواست‌هاي مردم ريشه‌دارتر از اين است كه عده‌اي در رياض، واشنگتن يا در هر جاي ديگري بتوانند در اين مورد تصميم‌گيري كنند.

با توجه به شرايط كنوني در يمن چه سناريو‌هايي را براي آينده اين كشور مي‌توان در نظر گرفت‌؟

آنچه مشخص است انقلاب جوانان در اين كشور ادامه خواهد داشت و اين كشور چه تجزيه شود يا نشود به پيروزي خواهد رسيد. منطقه اكنون در معرض توفان بيداري مردم مسلمان براي عزت، استقلال و عدالت قرار گرفته است. گذشته از اين يكي از دلايلي كه ايران هراسي را در منطقه راه انداخته‌اند زورآزمايي 2 پروژه است. در يك طرف طرز تفكر انقلابي اسلام خميني و در طرف ديگر طرز تفكر تسليم در برابر پروژه غرب و اسرائيل است و در واقع پيروز واقعي حتما مكتب امام خميني(ره)‌ خواهد بود و جوانان منطقه هم اين امر را چه در فيس‌بوك و چه در مردم بوك (مانند ميدان التحرير قاهره) مورد توجه قرار مي‌دهند. در اين بين اميد اين است كه با توجه به مظلوميت مردم بحرين و كربلايي كه در اين كشور راه انداخته‌اند دشمنان بهاي سنگيني بپردازند. آمريكايي‌ها اگر بديلي مطمئن بيابند كه منافع آنان را بيمه كند حتي ممكن است عبدالله صالح در يمن شمالي يا قسمتي از يمن مستقر شود و سرنوشت آن از بقيه مناطق جدا شود. در مورد روند جانشيني و انتقال قدرت به فرزاندن صالح نيز با توجه به شرايط اين كشور، من بر اين نظرم كه اين امر بعيد خواهد بود، چون نه كسي اين امر را مي‌پذيرد و نه خود صالح.


آنروز .. تازه فهمیدم .. 

 در چه بلندایی آشیانه داشتم...  وقتی از چشمهایت افتادم...

چهارشنبه 31 فروردین 1390  9:13 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها