0

سرانجام ناهنجار زبير و تاءسف اميرالمؤمنين عليه السلام بر او

 
sadali
sadali
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : اسفند 1387 
تعداد پست ها : 1442
محل سکونت : خراسان رضوی

سرانجام ناهنجار زبير و تاءسف اميرالمؤمنين عليه السلام بر او


بالاخره زبير از جنگ كناره گرفت و در ميان راه به وادى سباع رسيد، در آنجا مردى بنام احنف بن قيس با گروهى كه از شركت در جنگ امتناع كرده بودند حضور داشتند، وقتى احنف از حضور زبير مطلع شد با صداى بلند گفت :
من با زبير چه بايد بكنم ، دو لشكر مسلمين را به جان هم انداخته و چون شمشيرها به كار افتاده خود كناره گيرى كرده و آنها را رها نموده است ، بدانيد كه او سزاوار مرگ است .
مردى بنام عمرو بن جرموز كه در تاريخ به آدمكشى (ترور) معروف است با شنيدن اين سخنان (به طمع جايزه ) به تعقيب زبير پرداخت ، زبير با ديدن او ايستاد و از او پرسيد: چه مى خواهى ؟ گفت : آمده ام راجع به كار مردم (در مورد جنگ ) از تو بپرسم ، زبير گفت : آنها را در حاليكه سرگرم جنگ بودند و با شمشير بر يكديگر مى زدند، رها كردم .
عمرو بن جرموز با زبير به راه افتاد و هر يك از ديگرى واهمه داشت و مراقب بود، تا اينكه وقت نماز شد، زبير به ابن جرموز گفت : اى مرد، ما مى خواهيم نماز بخوانيم ، او گفت : من نيز مى خواهم چنين كنم ، زبير گفت : بيا به يكديگر امان دهيم (هيچيك با ديگرى كارى نداشته باشيم ) پاسخ داد: باشد.
زبير نشست و مشغول وضو شد و سپس به نماز ايستاد، كه ناگاه ابن جرموز در نماز بر او حمله كرد و او را كشت ، سر او را از بدن جدا كرد و به همراه انگشتر و شمشير او، به طرف احنف آمد، مقدارى خاك نيز بر روى بدن زبير ريخت ، وقتى خبر را به احنف داد او گفت :
بخدا نمى دانم كارى درست بوده يا خطا، برو به نزد على عليه السلام و جريان را به او بگو، قاتل زبير به نزد حضرت آمد و به دربان گفت : به حضرت بگو كه عمرو بن جرموز اجازه ورود مى خواهد و همراه اوست سر و شمشير زبير!
در برخى روايات آمده است كه شمشير زبير را آورد، حضرت به او فرمود: تو او را كشتى ؟ آرى ؟ فرمود: بخدا كه پسر حنيفه (يعنى زبير) ترسو و پست نبود ولى اجل است و مرگ ناگوار!
سپس فرمود: شمشير زبير را به من بده ، شمشير را در دست گرفت ، آنرا حركتى داد و فرمود: اين شمشيرى است كه مدتها با آن غم و غصه از رخسار رسول الله صلى الله عليه و آله زدوده بود.
اين جرموز گفت : اى اميرالمؤمنين عليه السلام جايزه من چه شد؟ حضرت فرمود: من از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله شنيدم كه مى فرمود: قاتل زبير را به آتش جهنم بشارت ده ، ابن جرموز محروم از جايزه برگشت و سرانجام در جريان خوارج نهروان با نهروانيان بر عليه حضرت على عليه السلام به جنگ پرداخت و كشته شد.(90)
شيخ مفيد رحمة الله عليه نيز جريان كشته شدن زبير را بطور مشروح ذكر كرده است و اضافه نموده است كه حضرت على عليه السلام وقتى شمشير زبير را در دست گرفت و حركت داد فرمود: اين شمشيرى است كه زبير چه بسيار با آن همراه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله جنگيد ولى اجل است و مرگ ناهنجار(91)، سپس به صورت زبير خيره شد و فرمود: ترا با پيامبر خدا صلى الله عليه و آله مصاحبتى بود و با آن حضرت نسبت فاميلى نيز داشتى ولى شيطان به بينى تو وارد شد و ترا به اين جايگاه انداخت .(92)

سه شنبه 30 فروردین 1390  9:20 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها