0

قلمروي نشانه‌ها

 
hojat20
hojat20
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : تیر 1388 
تعداد پست ها : 42154
محل سکونت : بوشهر

قلمروي نشانه‌ها

جهان فرد باايمان ، از جنس «نشانه» است
قلمروي نشانه‌ها
جام جم آنلاين: نشانه واژه‌اي است كه همه ما عمدتا در تعابير و زبان روزمره خود از آن استفاده مي‌كنيم و معناي آن را واضح و همچون ساير واژگان پركاربرد زبان تلقي مي‌كنيم، اما اين واژه و ماهيت آن مورد تامل بسياري از فيلسوفان و متفكران، بخصوص در دوران معاصر بوده است.

براستي چه چيز نشانه است؟ اهميت و دشواري اين پرسش وقتي بيشتر نمايان مي‌شود كه توجه داشته باشيم چيزي كه نشانه است، اشاره به وجود امري ديگر دارد. نشانه، نشانه و نماد چيزي ديگر است. بنابراين نشانه هويتي مضاف و اشاري دارد؛ يعني نشانه به چيزي ديگر غير از خود اشاره دارد.

بسياري از اصطلاحات و واژگان چنين خصيصه‌اي ندارند؛ مثل اين واژه‌ها: انسان، خاك، آب، طبيعت، مداد و... اين واژگان نسبت به وجود يا عدم ساير اشيا غير از آنچه خود بدان دلالت دارند، علي‌السويه هستند. اما برخي اصطلاحات چنين نيستند بلكه طبيعتي اشاري و مضاف دارند از جمله اصطلاحاتي مثل علت، معلول، بالا، پايين، دال يا نشانه، مدلول و...

بنابراين چيزي نشانه است كه هويتي مستقل ندارد بلكه وجودش براي متوجه كردن مخاطب و بيننده خود به وجود چيزي ديگر است. مثلا فرض كنيد هنگام رانندگي بر سر تقاطعي مي‌رسيد و تابلوي مدوري را مي‌بينيد به رنگ قرمز كه داخل آن دايره، نوار افقي سفيد رنگي منقش شده است. با ديدن اين تابلو پي مي‌بريد كه ورود به آن خيابان جايز نيست. بنابراين تابلوي ورود ممنوع دال و نشانه و ممنوعيت ورود به خيابان مذكور مدلول اين نشانه است. تابلوي ورود ممنوع به خودي خود ماهيتي تام و تمام ندارد بلكه ماهيت و چيستي آن ذاتا امري ناقص و اشاري است.

با اين اوصاف و با توصيفي كه از چيستي نشانه كرديم مشخص مي‌شود كه كدام يك از موجودات اين عالم در واقع نشانه هستند. در نشانه بودن بسياري از امور اختلافي بين انسان‌ها نيست.

مثلا عموما واژگان و جملات و هر آنچه هويتي زباني دارد (چه شفاهي و چه مكتوب) نشانه دانسته مي‌شود. كلمات و عباراتي كه به زبان مي‌آوريم و مي‌نويسيم در واقع نشانه‌هايي است كه ما براي اشاره به مدلول مورد نظر خود از آنها بهره مي‌بريم. به عبارت بهتر زبان در واقع نظام و مجموعه‌اي از نشان‌ها و اشارات است و هويت‌هاي زباني (حروف، كلمات و جملات) هويتي مستقل و تام و تمام ندارند بلكه هويتي مضاف و اشاري دارند.

همچنين در نشانه بودن بسياري اشياي ديگر مناقشه چنداني نيست مثل تابلوهاي راهنمايي و رانندگي، تصاوير نقاشي شده، عكس‌ها فيلم‌هاي سينمايي، هنري، تابلوهاي تبليغاتي و... در واقع اين امور هويتي ذاتا اشاري دارند و به وجود آمدن آنها به قصد اشارت به چيزي صورت گرفته است.

بنابراين نشانه اولا مخلوق و وضع شده يك موجود ذي‌شعور و عاقل است و ثانيا اين موجود ذي‌شعور وجود موجودات عاقل و ذي‌شعور ديگري غير از خود را مفروض داشته و سپس نشانه‌هايي را براي مخاطب قرار دادن آنها وضع كرده است.

بنابراين نشانه بودن يك شي، 3 چيز را ثابت مي‌كند: اول، وجود مدلول يعني چيزي كه اين نشانه، نشانه آن است. دوم وجود يك موجود ذي شعور كه اين نشانه را وضع كرده است و سوم تصور آن موجود ذي‌شعور مبني بر اين‌كه موجودات ذي‌شعور و عاقل ديگري وجود دارند كه اين نشانه را مي‌بينند و به مدلول و مقصود آن پي مي‌برند.

پس نشانه، هر گونه كه باشد، چه لفظي، چه شفاهي، چه مكتوب و چه ترسيمي، در واقع هويتي زباني دارد، چرا كه زبان نيز در واقع و ماهيتا همان ابزار ارتباط موجودات ذي‌شعور با يكديگر است.

اما نكته ديگر اين‌كه از همين جا يكي از تفاوت‌هاي ظريف انسان مومن و عارف به خدا از انسان ملحد مشخص مي‌شود و آن اين‌كه فرد مومن و معترف به وجود خداوند (بخصوص مومن به خداي اديان ابراهيمي)، فردي است كه نه تنها براي نشانه‌هاي ساخته شده توسط انسان‌ها، بلكه براي كل جهان هويتي اشاري و نمادين قائل است.

به باور او تمام جهان، نشانه‌اي وضع شده و مخلوق توسط موجودي ذي‌شعور است و مدلول اين نشانه، خود آن موجود ذي‌شعور است و اين موجود ذي‌شعور در درجه اول، اين جهان را به اين خاطر خلق كرد تا اين جهان مورد مشاهده موجودات ذي‌شعور و عاقل ديگري (انسان‌ها) كه آنها هم مخلوق خود او هستند، قرار گيرد و آنها پي به مدلول واقعي اين نشانه (جهان) ببرند.

بنابراين جهان فرد مومن به خداي ابراهيم(ع) امري نمادين است. جهان و به طور كلي همه مخلوقات، نشانه‌اي (آيتي) از مدلولي ذي‌شعور و قادرند كه توانايي ايجاد و انهدام هر آنچه هست را دارند. او تنها موجود حقيقي است كه خود موجودي كاملا مستقل است و خود نماد و نشانه چيزي نيست و غير او هر چه هست، نشاني از اوست. و البته عرفاي اسلامي و بخصوص ابن‌عربي اين مطلب را با بياني عميق‌تر بيان داشتند. از نگاه اين عارف مسلمان، پيامبر در واقع انساني است كه در درجه اول بيش از ساير انسان‌ها به نشانه بودن اين جهان پي برده است و دانسته و علم يافته كه اين جهان و همه مخلوقات هويتي مستقل از مدلول واقعي خود ندارند.

بنابراين از نگاه فرد مومن به خداي ابراهيم(ع)‌، تمام جهان، هويتي زباني دارد و در واقع جهان امري زباني است كه خدا از طريق آن با انسان سخن مي‌گويد.


آنروز .. تازه فهمیدم .. 

 در چه بلندایی آشیانه داشتم...  وقتی از چشمهایت افتادم...

دوشنبه 29 فروردین 1390  3:35 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها