0

رؤياى ماه آسمان

 
sadali
sadali
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : اسفند 1387 
تعداد پست ها : 1442
محل سکونت : خراسان رضوی

رؤياى ماه آسمان

از عجايب قصه خيبر يكى آن بود كه پيش از فتح خيبر دختر حيى بن اخطب به خواب ديد كه ماه آسمان در كنارش افتاد. از خواب درجست . شوهرش گفت : تو را چه رسيد؟ شوهر را شكايت كرد. شوهرش ‍ طپانچه اى (923)سخت بر روى آن زن خود زد - چنانكه رخسارش كبود شد. گفت : هنوز خيبر را نگشنوده دعوى دوستى محمد صلى الله عليه و آله مى كنى ؟! ندانى كه ماه آسمان پيغمبر آخرالزمان باشد.
القصه چون شاه مردان خيبر را بگشاد، چشمش بر صفيه افتاد. چادر صفا بر روى وى افكند و وى را به حرم مصطفى صلى الله عليه و آله فرستاد. خواجه صلى الله عليه و آله وى را قبول كرد و از نشان روى وى پرسيد. وى را حيا مانع شد كه احوال عرضه كند. جبرئيل آمد و گفت : يا رسول الله ! اين ضربت به دوستى تو خورده است و اين رنج از براى تو كشيده است و رسول را از احوال وى خبر داد.

شنبه 27 فروردین 1390  1:29 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها