0

سرانجام بخل

 
sadali
sadali
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : اسفند 1387 
تعداد پست ها : 1442
محل سکونت : خراسان رضوی

سرانجام بخل

آورده اند كه مردى بود بخل ، نام وى شداد. مال بسيار جمع كرده بود و يك لقمه به خوشدلى نمى خورد. چون وفات كرد زنش شوهرى كرد. آن شوهر دست در نهاد و مال شداد به اسراف خرج مى كرد. روزى زن آب در چشم بگردانيد (907) و گفت : شداد اين مال جمع كرده بود و يك لقمه به خوشدلى نخورد.
شوهرش گفت : نوشش مباد آنچه خورد. كاشكى آنچه خورد، نخوردى و از براى ما بگذاشتى . شداد را شريكى بود. او نيز بخيل بود. خبر به وى رسيد. دست در نهاد و مال را صرف مى كرد و هر روز دعوتى مى ساخت و مى گفت : كلوا قبل ان ياءكل بعل زوجة شداد. بخوريد پيش از آنكه شوهر زن شداد بخورد.

شنبه 27 فروردین 1390  1:22 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها