آورده اند كه پير زنى به حضرت رسالت صلى الله عليه و آله آمد و گفت : يا رسول الله ! چه كنم كه گناهى كرده ام ، خواجه صلى الله عليه و آله گفت كه حق تعالى عفو كند چون توبه كنى . گفت : يا رسول الله ! چه كنم كه حفظه (886) آن را نوشته باشند؟ گفت : حق تعالى آن را از ياد ايشان ببرد و نوشته محو كند كه : يمحوا الله ما يشاء و يثبت (887). گفت : يا رسول الله ! از آن زمين كه در آن گناه كرده ام ، چه كنم كه بر من گواهى دهد؟ رسول صلى الله عليه و آله گفت : حق تعالى زمين را بدل (888) اندازد، كه : يوم تبدل الارض غير الارض ... (889) گفت : چه كنم كه آسمان سايه افكنده است ؟ گفت : آسمان را درنورديد، كه : يوم نطوى السماء كطى السجل للكتب (890). گفت : يا رسول الله ! اين همه سهلست با شرم و حيايى كه مرا باشد از حضرت عزت چه كنم ؟ خواجه صلى الله عليه و آله بگريست و گفت : و الحياء من الله (891) بيت :
با تن همه روز درنورديدم چه كنم
|
وز كرده خويشتن بدردم چه كنم ؟
|
گيرم كه ز كرده هاى من درگذرى
|
| زين شرم كه ديده اى كه كردم چه كنم ؟ |