0

مرگ ميان آب و آتش

 
sadali
sadali
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : اسفند 1387 
تعداد پست ها : 1442
محل سکونت : خراسان رضوی

مرگ ميان آب و آتش

سدى گفت : كه به تجارت به سواد(881) كوفه شدم . شبانگه به خانه اى كه نزول كردم ، سخن قاتلان امام حسين عليه السلام مى رفت . گفتم : الحمدلله كه قاتلان وى هر يك به نوعى مبتلا و هلاك شدند و از ايشان هيچ كس نمانده . آن ملعون كه در خانه وى بودم ، گفت : من از آن جماعتم كه به حرب حسين رفته بودند، به سلامت مى زيم و مرا هيچ نكبت نرسيد. اين بگفت و چراغ تاريك شد. برخاست تا چراغ را اصلاح دهد. آتش در انگشت وى افتاد. هر چند حيله كرد تا بكشد، نتوانست تا آتش در همه اعضاى وى افتاد. خود را در آب انداخت . آتش ‍ بر بالاى سر وى مى گرديد. هر گاه كه سر از آب بر آوردى ، آتش در وى افتادى ، تا چند نوبت اين صورت واقع شد تا در ميان آب و آتش ‍ بسوخت و به دوزخ شد.

شنبه 27 فروردین 1390  12:46 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها