0

يزيد سفاك

 
sadali
sadali
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : اسفند 1387 
تعداد پست ها : 1442
محل سکونت : خراسان رضوی

يزيد سفاك

آورده اند كه پسر احمد حنبل ، پدر را گفت : مردمان ما را به ولاء يزيد نسبت مى كنند و مى گويند كه ايشان يزيد را دوست مى دارند. گفت : اى پسر! هر كه ايمان داشته باشد به خداى و به رسول صلى الله عليه و آله ، به يزيد تولا نكند. گفت : يزيد را لعنت مى كنى ؟
گفت : خداى لعنت كرده است ، چگونه من وى را لعنت نكنم ؟ حق تعالى فرمود كه : فهل عسيتم ان توليتم ان تفسدوا فى الارض و تقطعوا ارحامكم اولئك الذين لعنهم الله فاصمهم و اعمى ابصارهم (877) ؛ يعنى : هيچ شايد اگر شما والى شويد و مستولى گرديد و فساد كنيد در زمين و خون به ناحق ريزيد و قطع رحم كنيد. آنها كه چنين كرده اند، آنهايند كه خدا ايشان را لعنت كرده است و بر وجه خذلان (878) كور گردانيده . پس يزيد قطع رحم كرد و فسادى كه وى كرد، هيچ كس نكرد و در مدينه چندان خلق را بكشت كه خون به مسجد رسول در آمد، و بفرمود كه حسين (بن ) على عليه السلام را كه - جگر گوشه مصطفى و مرتضى عليهماالسلام بود - با فرزندان و خويشان وى - به خوارى و زارى - بكشتند، و حرم او را چو بردگان و اسيران ، بر شتران بى پالان (879) افكندند و در شهرها بگردانيدند. سر حسين عليه السلام و فرزندان او را بر سر نيزه كردند و اسب بر سينه مبارك آن معصوم براندند، استخوانهاى سينه اش به هم در شكستند.

شنبه 27 فروردین 1390  12:31 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها