0

خواب غفلت

 
sadali
sadali
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : اسفند 1387 
تعداد پست ها : 1442
محل سکونت : خراسان رضوی

خواب غفلت

ذوالنون مصرى گويد كه روزى به نار رود نيل مى رفتم . كژدمى (862) را ديدم كه به تعجيل مى رفت . گفتم : همانا كه در اين سرى است . در عقب وى برفتم . چون به كنار آب رسيد، بايستاد. وزغى از آب برآمد و پشت بداشت تا آن كژدم بر پشت وى نشست . وى را از آب بگذرانيد. گفتم : پاكا خداى ! كه اين كژدم را بى سفينه رها نكردى . (چون از آب بگذرانيد، وى را بنهاد و بازگشت . كژدم دويدن گرفت . من نيز) در عقب وى برفتم تا به زير درختى ، جوانى مست خفته بود و مارى بر سينه وى آهنگ (863) دهن وى كرد، كژدم بر پشت مار جست . وى را نيش زد و بكشت . من از تعجب به آواز بلند اين بيتها خواندم .
بيت :

يا نائما و الجليل يحرسه
من كل سوء يدب فى الظلم
كيف ينام الحبيب من ملك
ياءتيه منه فوائد النعم
نظم :
اى خفته اى كه دوست نگهدار جان تست
تو خفته اى به غفلت و او پاسبان تست
خوابت چگونه آيد و از شوق آن ملك
كش رحمت و مرحمت بيش از گمان تست
جوان به آواز بلند من از خواب بيدار شد. با وى حكايت كردم ، بگريست و توبه كرد.

شنبه 27 فروردین 1390  12:23 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها