0

رستگارى فاسق

 
sadali
sadali
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : اسفند 1387 
تعداد پست ها : 1442
محل سکونت : خراسان رضوی

رستگارى فاسق

آورده اند كه پير زنى بود و دو پسر داشت : يكى فاسق و فاجر، و يكى صالح و زاهد. پسر صالحش وفات كرد. پير زن هيچ جزع (828) نكرد و پسر فاسق چون به در مرگ رسيد، پير زن فرياد بر آورد و زارى مى كرد. پسر گفت : اى مادر! جزع و فزع (829) و گريه و زارى از براى چيست ؟ گفت : از براى آنكه تو بدكردارى ، مى ترسم كه به مالك دوزخت سپارند. گفت : اى مادر! اين چه حكايتى است . اگر مرا به تو سپارند تو مرا به دوزخ سپارى ؟ گفت : نه . گفت : خداى من هزار بار بر من از تو مهربانتر است . اميد چنان مى دارم كه مرا به مالك دوزخ ندهد. فغفر الله له و فضله على اخيه بسبعين درجة . حق تعالى وى را رحمت كرد و درجه وى را هفتاد بار چند درجه برادرش گردانيد.

شنبه 27 فروردین 1390  12:07 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها