آورده اند كه شبى از شبهاى (ماه ) رمضان ، شاه مردان و شير يزدان از حضرت رسالت صلى الله عليه و آله التماس كرد كه يا رسول الله ! چه باشد كه به قدمى كه بر عرش تشريف دادى ، خانه على را مشرف گردانى . خواجه صلى الله عليه و آله اجابت كرد و آن شب در خانه على عليه السلام افطار كرد. خواست كه بيرون آيد. خاتون هشت جنت فاطمه زهرا عليهاالسلام التماس كرد، گفت : اى پدر بزرگوار من ! امشب مهمان على بودى . فردا شب مهمان من باش . خواجه صلى الله عليه و آله اجابت كرد و شب دويم از براى دل فاطمه عليهاالسلام به خانه ايشان شد. چون خواست كه بيرون رود، امام حسن عليه السلام گفت : اى جد بزرگوار! دو شب مهمان پدرم و مادرم بودى چه باشد كه فردا شب از براى دل من ، مرا به نور خود منور گردانى . خواجه صلى الله عليه و آله اجابت كرد. امام حسين عليه السلام نيز التماس كرد و از براى دل او برفت . فضه كه خادمه فاطمه زهرا عليهاالسلام بود در عقب رسول بدويد و گفت : اى خواجه كونين و فخر عالمين مهمان خواجگان بودى ، مهمان بندگان نمى باشى ؟ آزادان را شاد كردى ، بندگان را شاد نمى كنى ؟ خواجه صلى الله عليه و آله نيز وى را وعده داد. چون شب درآمد خواجه صلى الله عليه و آله را از خاطر برفت . به حجره رسالت آمد، خواست كه افطار كند. جبرئيل امين آمد كه يا رسول الله ! آن سوخته منتظر است . آن شكسته را اميدوار كردى ، نااميدش مگردان .
خواجه صلى الله عليه و آله روى به حجره فاطمه عليهاالسلام نهاد. ايشان از اين حال خبر نداشتند، طعامى نساخته بودند. رسول درآمد و گفت : السلام عليكم ؛ مهمان خواهيد؟
گفتند: خواهيم و جان فدا كنيم . بيت :
آمد بر من يار كه مهمان خواهى
|
گفتم خواهم اگر ز من جان خواهى
|
خوش خوش خنديد و گفت : من دانستم
|
كين يك دمه وصل ما تو ارزان خواهى
|
گفت : به مهمانى شما نيامده ام . فضه مرا خوانده است . گفتند: اى فضه ! چرا ما را خبر ندادى تا طعامى بسازيم ؟ گفت : من به بركات شما طعامى بيارم . فضه در خانه رفت و روى بر خاك نهاد و گفت : اى احد! احمد را به مهمانى آورده ام ، مرا شرمسار مگردان . پادشاه عالم ، رضوان را فرمان داد كه مايده اى (817) از بهشت بردار و پيش آن شكسته درگاه ما و سوخته را ما بر - كه مى خواهد دوست ما را و بر كشيده (818) و برگزيده ما را مهمانى كند. در حال ، رضوان خوان آراسته در پيش فضه نهاد. فضه آن را برداشته در پيش مخدومان خود نهاد. بنگر كه فضه اين كرامت از كجا يافت ؟ از آنجا كه خدمت خاندان مصطفى صلى الله عليه و آله از سر اخلاص مى كرد و نياز صادق داشت تا بدانى كه در اين راه نياز صادق بايد طلبيد: و توكل على الحى الذى لا يموت (819)