0

محبت حقيقى

 
sadali
sadali
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : اسفند 1387 
تعداد پست ها : 1442
محل سکونت : خراسان رضوی

محبت حقيقى

آورده اند كه وقتى شبلى را محبت حبيب حقيقى بر عالم دلش استيلا (814) آورد، گفتند: ديوانه است ، در بيمارستانش بردند. جماعتى اولياى او كه منطقه ولاى او بر ميان جان بسته بودند (815)، پيش وى شدند. شبلى روى به سوى ايشان كرد و گفت : شما كيستيد؟ گفتند: ما احبا و اصدقاى تو (هستيم .) شبلى امتحان وفا را، سنگ جفا بر ايشان انداختن ، گرفت .
آن جماعت كه اقرار ايشان بر او بود، بايستادند و آن جماعت كه قرارشان نبود، فرار را از وى واجب ديدند، جمله برميدند. شبلى آواز برآورد كه دروغ گفتيد، اگر دعوت اينان در محبت من صادق است ، پس چرا از بلاى من مى گريزند؟

شنبه 27 فروردین 1390  11:56 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها