آورده اند كه اميرالمؤمنين على عليه السلام پسر خود، عباس را، و دختر خود زينب را، يكى را بر ران راست نشاند و يكى را بر ران چپ . عباس را گفت : قل : واحد ، يعنى : بگو: يكى . گفت : بگو: دو.
گفت : اى پدر! شرم دارم به زبانى كه يكى گفته باشم ، بگويم : دو.
اميرالمؤمنين عليه السلام را خوش آمد و وى را بوسه زد.
زينب گفت : اى پدر! ما را دوست مى دارى ! گفت : آرى . گفت : اى پدر! دو دوستى در يك دل جمع نشود مگر دوستى خالص خداى را بود و بر ما شفقت و مهربانى بود.