آورده اند كه يكى نزديك بيمارى شد. وى را در حالت نزع (729) يافت . گفت : بگو: اشهد ان لا اله الا الله گفت : نمى گويم و نمى توانم گفت ، و نخواهم گفت و پشيمانم بدانكه شصت سال گفته ام . اين بگفت و جان به حق تسليم كرد.
از عيالش پرسيدم كه عملش چه بود؟ گفت : نماز كردى و روزه داشتى اما هر شب تا قدحى خمر نخوردى ، نخفتى .
گفتم : معلوم شد كه به شومى خمر بوده كه كافر مرد، و از دنيا برون رفت .