پاسخ به:اخبار بین الملل و سیاسی
يادداشتهاي شخصي محمود عباس از روند سازش-64
نروژ هم وارد گود مذاكرات ميشود
خبرگزاري فارس: شايد شگفت آور و يا حتي خنده دار باشد كه بگوييم يك فرد كوچك ميتواند معجزاتي را محقق كند كه بزرگتر از او از انجام آن ناتوان است و اگر در ميان نام كشورهاي اثرگذار جهاني جستجو كنيم خواهيم ديد كه نام نروژ هرگز در اين سطح نميگنجد.
به گزارش فارس، كتاب خاطرات محمود عباس از جمله اسنادي است كه ميتواند براي محققين روند سازش و علاقمندان حوزه فلسطين مفيد باشد چرا كه عباس از جمله كليديترين مهرههاي روند سازش بوده است.
اگرچه اين خاطرات بيشتر حول محور مذاكرات اسلو و قبل از آن دور ميزند ولي اطلاعات ناب آن درباره نوع نگاه مبارزان فلسطيني با گرايشات غيراسلامي و غيرجهادي، نحوه ارتباط آنها با گروههاي صهيونيست از ابتدا تاكنون و روند سازش ميتواند براي مخاطبان آن جالب باشد. ضمن اينكه قاعدتاً نبايد از اين كتاب انتظار داشت تا با نگاه جهادي و اصيل مقاومت به موضوع بنگرد.
خبرگزاري فارس نيز به جهت اهميت اين موضوع، كتاب خاطرات محمود عباس را به طور كامل و به شكل سلسلهوار منتشر ميكند.
قسمت شصت و چهارم ين مطلب به خوانندگان محترم ارائه ميشود:
*معجزه نروژ
شايد شگفت آور و يا حتي خنده دار باشد كه بگوييم يك فرد كوچك مي تواند معجزاتي را محقق كند كه بزرگتر از او از انجام آن ناتوان است. اگر در ميان نام كشورهاي اثرگذار جهاني جستجو كنيم خواهيم ديد كه نام نروژ هرگز در اين سطح نمي گنجد. ما هرگز نام اين كشور را در ميان فعالان و نام داران عرصه قدرت و نفوذ در نظم نوين و يا قديم جهاني، نخواهيم يافت.
اما با اين حال، نروژ توانسته كاري را انجام دهد كه اين بزرگان صاحب نفوذ و اثرگذار در جهان نيز نتوانسته اند انجام دهند. ما رويدادهاي اوسلو را به عنوان يك سند تاريخي مي دانيم كه آثار آن بر مهم ترين نقاط عطف قرن بيستم سايه افكنده است. پس بايد حق اين كشور كوچك را به طور كامل ادا كنيم و نقش مثبت و فعال اين كشور در دستيابي به اين سند و طرح آن در كاخ سفيد را برجسته كنيم.
*اسلو مقر سري مذاكرات مي شود
اين انتخاب ما نبود كه اوسلو مقر سري برگزاري كانال پنهاني مذاكرات ميان ما و اسرائيلي ها باشد.
همچنان كه گمان نمي كنم اسرائيلي ها نيز خودشان اين نقطه را براي برقراري تماس با فلسطيني ها انتخاب كرده بودند. بلكه اوسلو، در واقع يك طرح ابتكاري نروژ بود كه ابتدا براي اسرائيلي ها مطرح شد و آنان نيز آنرا به طور اصولي پذيرفتند. سپس تدبيري انديشيده شد تا در لندن ديداري برگزار شود و در نتيجه ميان دو طرف تفاهم صورت بگيرد.
اين بود كه ما فهميديم نروژي ها در نشاندن دو طرف متخاصم در كنار يكديگر (در خاك نروژ) نقش بسزايي ايفا كرده است. اما بايد بدانيم كه اصولاً ايده كانال پنهاني براي ما و اسرائيلي ها امر ناآشنايي نبود. چراكه پيش از اين نيز از طريق ابزارها و يا طرف هاي مختلف مانند مصري ها و روس ها چنين مسأله اي تجربه شده بود. اما هيچ يك از آنها به ثمر ننشسته بودند. تا اينكه نروژي ها اين راه را پيش گرفتند و با برقراري كانال پنهاني، و اهتمام به آن توانستند دستاوردهاي لازم را محقق سازند.
*موفقيت نروژ در پنهان كردن مذاكرات
اينكه از طرف هاي سه گانه خواسته مي شد بالاترين سطح طبقه بندي محرمانه يعني "به كلي سري " را در خصوص اين كانال رعايت كنند، مأموريت دشواري بود. در اين راستا اسرائيلي ها و فلسطيني ها ملزم بودند كه تحركات خود را به طور كاملاً پنهاني انجام دهند. اما از سوي ديگر نروژي ها نيز مسئوليت سنگين تري به عهده داشتند. آنان بايد اين تحركات در خاك خويش را پنهان مي ساختند و مانع از افشاي اخبار آن مي شدند تا سفارت خانه هاي ديگر و نيز خبرگزاري ها، مطبوعات و دستگاه هاي جاسوسي بين المللي نتوانند از آن بو ببرند.
اين مأموريت كمي نشدني به نظر مي رسيد. اما نروژي ها با موفقيت اين كار را به انجام رساندند. آنان از سياست جابجايي و تغيير مكان [تحركات و ديدارها] استفاده كردند. به طوري كه در يك مكان-و حتي در يك شهر- شاهد برگزاري دو نشست پياپي نبوديم. همچنين شماري از مسئولان خود را قرنطينه كرده بودند تا خبرها به ديگران -مسئولان و فعالان در وزارت خارجه نروژ و ديگران- نرسد.
براي موفقيت آميز بودن يك سياست از سوي يك كشور، فقط تدوين و اتخاذ آن سياست كافي نيست. اين امر، هرچند درمورد همه كشورهاي جهان سوم صادق است، اما درباره كشورهاي جهان اول و جهان دوم نيز نمي توان آنرا منتفي دانست. زيرا عنصر و عامل شخصيت انسان ها نيز در اين مسير نقشي ايفا مي كنند كه مي توان گفت براي پياده شدن اين سياست تدوين شده و تحقق آن، اين نقش تعيين كننده مي باشد.
*پشتكار عجيب نروژي ها براي كنار هم نشاندن اسراييلي ها و فلسطيني ها
از خوش شانسي ما، تيمي كه مسئوليت پيگيري و نظارت بر روند مذاكرات نروژ را به عهده داشت، از انگيزه، اهتمام و جديت بالايي برخوردار بود. اينان به شدت تلاش مي كردند تا اين روند با موفقيت به انجام برسد. شايد انگيزه برخي از آنان تلاش براي برجاي گذاشتن شهرت و سابقه سياسي بين المللي براي خودشان بود. اما هرگز اين انگيزه نمي تواند در انسان جديت و اهتمامي را ايجاد كند كه اين تيم از خود نشان دادند. تلاشي كه براي اين اسكانديناوي ها غير طبيعي بود. چراكه نوع زندگي و عرف حاكم بر مردمان اين شبه جزيره با آداب و رسوم و شيوه زندگي ما بسيار متفاوت مي باشد. اما اينان به سرعت با ما سازگاري پيدا كردند و با نحوه كار ما آشنا شدند.
به طوري كه شبانه كار مي كردند و حتي گاهي وقت ها به طور شبانه روزي، به فعاليت خود ادامه مي دادند تا بتوانند روند مذاكرات را به پيش ببرند. به همين دليل نمي توان انگيزه و دليل اين اهتمام فراوان آنان را تلاش براي به دست آوردن سابقه يا شهرت سياسي بين المللي از سوي دولت نروژ و يا افراد فعال در اين عرصه دانست. بلكه ما احساس مي كنيم كه آنان به طور صادقانه و با انگيزه هاي دروني به دنبال تحقق صلح در خاورميانه بودند. هنگامي كه اين مذاكرات در نروژ به بن بست مي رسيد، در بسياري از موارد، احساس نوميدي و ناكامي در ميان مسئولان اين كشور پيدا مي شد. اما آنان حتي براي يك لحظه نيز اميد خود از موفقيت آميز بودن اين روند را از دست نمي دادند.
*حضور تمام قد نروژي ها در مذاكرات صلح
به اين ترتيب، مشاهده مي كنيم دو شرط اساسي تضمين كننده موفقيت يك اقدام، در وجود نروژي ها وجود داشت. چراكه از يك سو دولت اين كشور سياست تلاش براي تحقق سازش در خاورميانه را پيش مي گيرد و از سوي ديگر افرادي براي اين كار تعيين مي شوند كه براي موفقيت و پيروزي اين سياست با جديت و شور فراوان، خود را وقف اين هدف مي نمايند. به همين دليل مي بينيم آنان فراتر از يك ميزبان عمل كردند. چراكه ميزبان ابزارها و وسائل آسايش و رعايت سطح "به كلي سري " مذاكرات را براي مذاكره كنندگان را فراهم مي سازد. اما اين كشور با ورود مستقيم به اين موضوع، تلاش مي كند ديدگاه هاي دو طرف مذاكره كننده را هرچه بيشتر به يكديگر نزديك كند و نيز به ارائه پيشنهادها، راهكارهاي جايگزين و نيز طرح سناريوهاي مختلف مبادرت مي ورزد. به طوري كه اين كشور از يك ميزبان به شريك مذاكرات تبديل مي شود. نروژي ها در اين راه نقش خود را در گستره درون مرزهاي اين كشور ايفا نكردند، بلكه پا را فراتر از آن نهادند و براي حفظ انگيزه و ادامه يافتن مذاكرات و همچنين به منظور اطلاع نزديك از انديشه ها و ايده هاي رهبران دو طرف مذاكره كننده و حتي براي قانع كردن آنان، به هنگام نياز در مسير تل آويو، واشنگتن و تونس در تردد بودند.
زماني كه وزيرخارجه وقت اين كشور، يوهان يورگن هولست در صدر تيم نروژي براي پيگيري اين مأموريت قرار مي گيرد، مي بينيم كه وزارت خارجه نروژ به طور كامل بر روي اين موضوع متمركز شده است. زيرا اين وزير نروژي فقط به استفاده از كارمندان بلندپايه و شايسته اي كه در اختيار داشت، بسنده نكرد، بلكه خودش نيز مذاكرات را دنبال مي كرد و با آگاهي از روند مذاكرات، با طرف هاي مربوطه تماس برقرار مي كرد و حتي سفر انجام مي داد تا با آنها ديدار كند. البته بدون اينكه كسي از حقيقت مأموريتش با خبر شود و يا رسانه ها و دستگاههاي جاسوسي بين المللي دلايل و انگيزه هاي سفر او را بفهمند. چراكه او آنقدر باهوش بود كه مي توانست براي سفرهاي خود بهانه ها و دليل هايي بتراشد كه هيچ كس نتواند از دليل واقعي سفرها و يا ديدارهايش باخبر شود.
مسئولان نروژي توانستند براي مذاكره كنندگان فضاي مناسبي فراهم سازند تا نه تنها ديدگاه هاي دو طرف را به يكديگر نزديك كنند، بلكه ميان دو طرف مذاكره كننده، فضا و روابط انساني برقرار كنند، به طوري كه به آغاز مرحله همزيستي و تفاهم دو طرف كمك كند و اين مرحله از اوسلو كار خود را شروع كند و بازتاب اين مرحله، در آينده و در سرزمين اشغالي آشكار شود.
ادامه دارد...
انتهاي پيام/ي
جمعه 26 فروردین 1390 6:51 PM
تشکرات از این پست