0

آفات گیاهی

 
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:آفات گیاهی

سموم کشاورزی (آفت کش ها )کاربرد و خطرات

 

سموم کشاورزی(آفت کشها) کاربرد و خطرات
هرچندکنترل عامل بیماریزا ( با استفاده ازآفت کش ها) در بخش کشاورزی سودمند است ولی آفت کشها باعث ایجاد بیماری و مرگ درانسان‌ها می‌گردند،این مشکلات ناشی از شرایط مختلف تماس مستقیم و غیرمستقیم انسان با آفت‌کش‌ها می باشد.

مستعدترین افراد آنهایی هستند که در تماس مستقیم با این چنین مواد شیمیائی‌اند که همان کارگرانی هستند که در بخش کشاورزی در معرض سموم آفت کش می باشند و یا اینکه در کارخانه تولید سم کار می‌کنند،کارگرانی که سموم آفت‌کش را مخلوط،حمل یا در مزرعه بکار می‌گیرند در معرض و تماس شدید آفت‌کش‌ها قرار دارند و اولین محل تماس سم در انسان پوست می باشد، اگر همین کارگران به لباس محافظ سم در زمان استفاده از مواد شیمیایی مجهز نباشند جذب آفت‌کش‌ها از طریق پوست می تواند چشمگیر و قابل ملاحظه باشد.

به محض اینکه پوست در معرض سم قرار می گیرد ، ممکن است سم در بدن جذب یا تنها در سطح پوست باقی بماند.اثرموضعی عمومی که از تأثیرسم بر روی پوست دیده می‌شود ، مشکلاتی از قبیل درماتیت‌ها (حساسیت‌های پوستی ) می باشد.جذب آفت‌کش در بدن می‌تواند باعث بروز مشکلاتی برای سلامتی انسان بشود: از قبیل سوزش چشم ، در حالت جذب بیشتر مشکلات دستگاه تنفسی با مسمومیت سیستمیک که درآخر ممکن است به مرگ بیانجامد.

تماس غیر مستقیم با آفت‌کش ها ناشی از خوردن غذاهایی است که سموم آفت‌کش در آن نفوذ کرده‌اند و می تواند باعث افزایش مواد سمی در بدن انسان گردد،که معمولاً وابسته به بودن درازمدت در معرض این آفت کش‌ها می باشد که ممکن است منجر به بیماری شود ویا اینکه نگردد.

بدن انسان یک سازواره ( ارگانیسم) بیوشیمیائی خیلی پیچیده‌ای است که براحتی خودسازگار وانعطاف پذیرمی‌شود و آن دارای سیستم تنظیم کننده متعددی است ، تا مطمئن سازد که تمام اجزاء بدن در پاسخ به شرایط بیرونی کاملاً درست ایفای نقش می‌کنند.

این نوع تنظیم ،خودپایداری ( هوموستازی ) شناخته شده است و برای تمامی فرآیندهای بدنی معمولاً بدون اطلاع و آگاهی یا تأملی روی اعضاء بدن ما اتفاق و بروز می نمایند ، وقتی در تأثیر شرایط محیطی بیرونی ( همچمون گرما یا سرمای زیاد ) یا شرایط درونی ( بیماری یا مسمومیت ) که سیستم‌های بدن نمی‌توانند بوسیله مکانیسم‌های عادی تنظیم گردند ، علائم ( ناراحتی ) غیر معمول و بیماری ظاهر می‌گردد. انواع اثرات فیزیکی (علائم ونشانه ها) که مشاهده یا احساس می گردند به انواع استرسی‌که بدن در معرض آن قرار می‌گیرد بستگی دارد،برای اینکه داخل بدن ارتباط درونی پیچیده بسیار زیادی بین سیستمها وجود دارند و یک تغییر جزئی درهرسیستم ممکن است در سیستم های دیگر بدن اثرات متعددی را بوجود آورد.

بعلاوه انواع واکنش ها به مریضی محدود هستند بنابراین نشانه‌ها و علائم مریضی اغلب کاملاً شبیه به انواع مختلفی از عوارض بیماریها هستند بعنوان مثال : سردرد،تب،تهوع،استفراغ و اسهال علائم عمومی غیرخاص بیماری هستند که در شرایط متفاوت ایجاد میگردند ، لازم بذکر است بطورمعمول اغلب واکنش های فیزیولوژیکی به بیماری ، با شیوه های متعددی برای کمک به تشخیص عوامل واقعی بیماری توسعه یافته اند.

خودپایداری (هوموستازی) بدن می تواند بوسیله عکس العمل فیزیکی و یا بیولوژیکی بدن به استرس‌های اولیه بهم زده شودکه به ماهیت درونی عامل و همچنین به درجه و مدت استرس بستگی دارد، وقتی استرس بسیار شدید یا مدت‌دار باشد خودپایداری وخودتنظیمی نمیتواند حفظ یا بازگردانده شود و بیماری در این زمان بروز می نماید.مسمومیت بوسیله عوامل شیمیائی چیزی کمتراز بیماری ناشی از مواد شیمیائی نبوده و علائم مسمومیت شیمیائی اغلب شبیه علائمی هستند که بوسیله عوامل بیولوژیکی مثل باکتری ها و یا ویروس‌ها بروز می نمایند.

برای تفهیم بهتر اینکه مریضی چطوری در تماس با موادشیمیائی (مواد سمی ) در انسان عارض می شود ما اول بایستی بدانیم که آفت کش هاچطوری در داخل بدن عمل می‌کنند.

آفت کش‌ها چطوری به انسان تأثیر می گذارند.

آفت‌کش‌ها با تغییر سرعت فعالیت‌های مختلف بدن ، افزایش آنها ( بعنوان مثال: افزایش تپش قلب و تعریق ) یا کاهش آنها ( توقف کامل تنفس) عمل می‌کنند.

بعنوان مثال ، جمعیت قرارگرفته در معرض سمپاشی با حشره‌کش مالاتیون بر اساس تجربه می‌تواند سبب تعریق گردد،این نتیجه در اثر یک سری از رخدادهای فیزیولوژیکی در بدن می باشد که به عنوان پاسخی به موادشیمیائی وارد شده در بدن است و در ابتدا سبب عدم فعالیت بیوشیمیائی آنزیم می‌گردد.در نتیجه :

1- این تغییر بیوشیمیائی به تغییر سلولی می انجامد (در این حالت افزایش فعالیت عصبی )

2- تغییر سلولی سپس موجب تغییرات فیزیولوژیکی می‌شود که علائم مسمومیت مشاهده یا در سیستم‌های فیزیولوژیکی خاص بدن(اندام ها یا دستگاه‌های بدن) احساس می شوند(در این حالت فعالیت غدد تعرقی ) در ادامه نیز توسعه بنیادین اثرات مذکور از بیوشیمیائی به سلولی و آنهم به فیزیولوژیکی در اغلب مسمومیت‌ها بدین شکل بروز می‌نماید.

بسته به مکانیسم بیوشیمیائی ویژه یک فعالیت ، یک سم ممکن است اثرات خیلی وسیعی در داخل بدن داشته باشد، ویا امکان دارد سبب تغییر خیلی محدودی در فعالیت ‌های فیزیولوژیکی در یک ناحیه خاصی ازبدن یا اندامی گردد. سم مالاتیون به سادگی سبب غیر فعال شدن یک آنزیم می‌شود که رابط بین اعصاب است ، آنزیمی که توسط سم پاراتیون ویا دیگر آفت‌کش‌ها غیر فعال می گردند در بدن معمول است و بنابراین تنوع اثرات روی اکثر سیستمهای بدن در کنار تعریق مشاهده می‌شوند.

(سمیّت ) :

سمیّت واژه عمومی است که شامل اثرات زیان‌آوری است که توسط آفت‌کش‌ها ایجاد می‌شود این اثرات زیانبار می‌تواند، شامل گروهی از علائم ساده همچون سردرد،تهوع ودر حالت شدید مثل‌کما،تشنج و حتی مرگ باشد. مسمومیت بطور نرمال به چهار نوع تقسیم می‌شود، که به میزان قرارگیری در معرض یک آفت‌کش و مدت زمان تماس با سم بستگی دارد تا علائم مسمومیت توسعه و بروز نماید ( مسمومیت مزمن و مسمومیت حاد ).

در ابتدا چنین است در نتیجه قرارگیری کوتاه مدت در معرض سم و اتفاقی که در داخل یک دوره زمانی کوتاه مدت بطور نسبی در داخل بدن اتفاق می افتد ، در صورتیکه در حالت درازمدت در نتیجه قرارگیری در معرض سم در دوره زمانی بلندمدت مسمومیت رخ می‌دهد.

اغلب مسمومیت ها بهبودپذیر هستند و باعث صدمه دائمی نمی‌شوند اما ممکن است بهبود کامل در درازمدت حاصل آید، اگرچه بیشتر آفت‌کش ها ممکن است باعث بروز صدمات دائمی و غیرقابل برگشت و بهبود پذیر باشند، آفت‌کش ها می توانند بر روی یک سیستم و عضو خاصی در بدن تأثیر بگذارند یا آنها ممکن است مسمومیت ویژه‌ای را با تأثیرگذاری روی تعدادی از سیستم را ایجاد نمایند.معمولاً نوع مسمومیت به گروه‌های دیگری نیز تقسیم میشوند ،که بر اساس تأثیرگذاری آن بر سیستم ها و دستگاه‌های عمده بدن قرار دارند ، تعدادی از آنها در جدول شماره یک لیست گردیده‌اند.

بجهت اینکه سیستم بدن تنها بطور معدودی واکنش به استرس های شیمیائی و بیولوژیکی دارد،آن یک فرآیند پیچیده‌ای است ، علائم و نشانه‌ها را جور میکند و عامل اصلی بیماری انسانی یا مریضی را تعیین می‌کند ،در بیشترحالات تعیین اینکه آیا مریضی بوسیله قرارگیری در معرض موادشیمیائی بوده یا توسط یک عامل بیولوژیکی رخ داده (مثل ویروس آنفلوآنزا ) غیر ممکن است.

تاریخ در معرض قرارگرفتن و تماس با یک ماده شیمیائی یک سرنخ مهم در کمک به تعیین عامل بیماری است،اگر چه تاریخچه بطور قطعی نمی‌تواند ثابت کند که ماده شیمیائی عامل بیماری شده است، برای ثبوت رابطه علت و معلول خیلی مهم است که ماده شیمیائی در بدن در جریان خون یافت شود به اندازه‌ای که باعث بیماری می‌شودو به میزانش پی برده شود،اگر ماده شیمیائی اثر بیوشیمیائی با ردگیری آسان و خاصی را ایجاد می کند ( ممانعت آنزیم استیل ـ کولین استراز ) نتیجه تغییر بیوشیمیائی در بدن ممکن است در ثبوت قطعی عامل بکارگرفته شود.مردم در تماس با مواد شیمیائی اغلب در ضمن کارکردنشان بیمار میشوند و بایستی احتیاطات لازم پزشکی به پزشکشان در خصوص تماس قبلی شان با مواد شیمیائی ( مسمومیت ) گفته شود.

فاکتورهای تعیین کننده برآمد مسمومیت آفت کش :

اگر جذب آفت کش یک واقعیت ثابت شده است امکان دارد مقدار سم جذب شده برای ایجاد مرگ کافی گردد که به مقدار ترکیب اصلی سم (سمیت ) دارد.

راه‌های مختلف اندازه گیری سمیت مواد شیمیائی توسعه یافته است و اندازه گیری این فاکتور شامل دز کشنده صددرصد یا LD50 است . واژه LD50 بیان می کند شدت سمیتی که از طریق جذب پوستی و دهانی برای کشتن 50% کل حیوانات تحت آزمایش نیاز است. معمولاً اطلاعات حاصله از مطالعات آزمایش ها طبقه بندی آفت کش را در ارتباط با درجه سمیت فراهم می کند که آفت کش های خیلی سمی LD50 خیلی کمتری دارند .هرچندآن بایستی ارزشش از LD50 گفته شود ولی بهتر بود از روی احتیاط تفسیر گردد ، نظرباینکه تفاوت وسیعی در پاسخ بین گونه‌های موجودات زنده وجود دارد.

دز آفت‌کش ، تاحدودی برآمد مسمومیت ایجادشده بوسیله سم را تعیین می‌کند. اگر دز بیشتری از سم جذب بدن شده باشدمسمومیتی‌که بوجودمی‌آید نه تنها درترکیبات نسبتاً سمی بلکه برای ترکیبات با سمیت پایین نیزجدی خواهد بود .کنترل دز،اساس ایمنی استفاده از آفت کش‌هاست خیلی مهم است که توجه داشته باشیم که چه مقدار دزی از یک ماده مضره معمولاً کشنده است ، بطوردیگر دز خیلی پایین اغلب آفت کش های سمی بدون تأثیر است.

بروز علائم سمی آفت کش ممکن است ‌چندان هم تنها به دز بستگی نداشته باشد بلکه به مدت قرارگیری در معرض سم نیز بستگی داشته باشد.برای اکثر آفت‌کشها اثرات سمی مشاهده شده از تماس کم با سم ممکن است کاملاً متفاوت از تماس های تکراری با سم باشد.

بیشتر علائم تماسهای تکراری با سم به آرامی توسعه می یابند ودربیشتر موارد ممکن است علائم مسمومیت مشابه با علائم بیماریهای مزمن باشد که تشخیص اینکه مورد مسمومیت است یا بیماری را با مشکل مواجه می‌سازد.

تعیین‌کننده نهائی برآمد مسمومیت ایجاد شده توسط سم ، مسیر ورود سم به بدن است ، مسمومیت از طریق آفت کش از طریق خوردن ، استنشاق یا جذب از راه پوست می باشد.بیشتر مواد شیمیائی بعنوان مثال ،سم مالاتیون توسط هرسه روش تماس با سم در دزبالای سم بطوریکسان ایجاد مسمومیت می‌کند و توسط هرسه روش تماس با سم صرفنظر از مدت قرارگیری در معرض سم و مقدار دز سم بطور یکسان ایجاد مسمومیت نمی کند.

تماس و نفوذ پوستی عمومی ترین راه نفوذ سم به بدن می باشد و اگر مقدار معینی از آفت کش به بدن وارد شده باشد اثرات سمی بطور عادی دیده خواهند شد. رویهمرفته تعدادی از آفت کش های شناخته شده از طریق پوست در مقدار بیشتری جذب شوند تقریباً کم است،اثرات مشاهده شده در اکثر حالات معمولاً محدود به پوست با علائمی همچون خارش و حساسیت پوست می باشند .
 
       
نحوه استفاده آفت کش های شیمیائی:

تمامی آفت کش‌های شیمیائی بایستی با احتیاط بکار برده شوند ،برای استفاده مطمئن و دائمی از تمامی مواد شیمیائی عناوین ذیل را رعایت کنید.

1- همیشه قبل از استفاده مواد شیمیائی برچسب روی آن را بدقت خوانده وطبق دستورالعمل اجراکنید.

2- آفت کش‌ها را بدور از دسترس کودکان نگهداشته و در ظروف سربسته برچسب دار نگهداری نمائید.

3- از کشیدن سیگار در زمان سمپاشی یا گردپاشی خوداری کنید چون اکثر مواد شیمیائی قابل اشتعال هستند.

4- از لباس‌های محافظت کننده و ماسک استفاده نمائید آستین ها کاملاً کشیده در پایین دست و یقه را کاملاً ببندید، در صورت ریخته شدن مواد سمی روی پوستتان فوراً آن را با آب و صابون بشوئید.

5- دستانتان را بعد از سمپاشی یا گردپاشی و قبل از غذاخوردن یا سیگارکشیدن بشوئید و لباستان را تعویض نمائید.

6- اگر شمادرزمان استفاده از آفت کش یا کمی بعد از آن احساس ناخوشی کردید سریعاً به پزشک مراجعه نمائید.



 
در طی پنجاه سال گذشته، آفتکشها جزء ضروری دنیای کشاورزی بوده اند. گرچه تقاضا برای تولید و توزیع آفتکش که باعث افزایش بهبود کیفیت و کارایی کشاورزی می شود محرز است. ولی احتمال بکارگیری نابجا و غیر معقول، بسیار زیاد می باشد. یکی از مهمترین نکات سازمان بهداشت جهانی، مسئله آفتکشها می باشد. افزایش جمعیت و بدنبال آن افزایش مصرف مواد غذایی، بویژه محصولات کشاورزی، کشاورزان را بر آن داشته است که میزان محصولات خود را افزایش دهند. افزایش کشت محصولات متعاقباٌ افزایش سموم آفتکش را به همراه داشته است. به دلیل بی توجهی کشاورزان در مصرف سموم، ریزشهای جوی و چندین عامل دیگر سموم کشاورزی وارد آب رودخانه ها و دریاها می شوند. در این خصوص افزایش آگاهی متخصصین و به طور کلی عموم مردم از خطرات ناشی از تماس کوتاه مدت و دراز مدت، شامل سرطانزایی، بیماریهای سیستم عصبی ، تنفسی و زادآوری و ... توجه عموم و دولتمردان را به خود جلب نموده است. امروزه آلودگی محیط زیست به صورت یک مسئله جهانی درآمده است. برای مثال آب یکی از اجزاء تشکیل دهنده مهم در چرخه زندگی محسوب می شود. اهمیت کیفیت، نگهداری و توسعه آن به طور پیوسته در حال افزایش می باشد و سموم دفع آفات نباتی یکی از اصلی ترین آلاینده های آب به حساب می آید.
با توجه به اینکه هرساله زراعت‌های بهاره ودرسال های اخیر جالیز وصیفی جات (خربزه ،هندوانه،گوجه فرنگی و خیار ......) در منطقه مغان بویژه حوزه پارس‌آباد در سطح وسیعی بطور شخصی یا غیرشخصی کشت میگردد و همگان به هرنحو ممکن سعی دارند در این کوتاه مدت سودکلانی از فعالیت برمحصولشان مخصوصاً در اراضی اجاره‌ای داشته باشند، دراستفاده بیشتر از هرنهاده‌ای بویژه کود‌های شیمیایی و علی الخصوص انواع سموم شیمیائی دریغ نمی ورزند وبه جرأت می‌توان گفت،شاید کمترزارعی آن هم به جهت عدم توان مالی از سموم استفاده نکند بلکه به وفور وبا شدت تمام مغان در بهار و تابستان بصورت زمینی و هوایی جالیز ، صیفی جات، باغات و زمین های زراعی‌اش سم باران میشود.
بدون اطلاع ازعواقب کار چه ازلحاظ آلودگی محیط زیست وتأثیرآن برانسانی که تمام تلاشش این است سالم بماند، شدیداً در مصرف سموم شیمیائی از همدیگر پیشی می‌گیرند. شاید بهتر است به خصوصیات شیمیائی سموم واثرات خطرناک آن از گفته بزرگان شروع بکنیم.
دکتر فرانسیس ری از دانشگاه فلوریدا اظهار میدارد که ما باافزودن موادشیمیائی به غذاهای خودمان امکان بروز سرطان را افزایش می دهیم.
دکتر هاریوگریوز نظر براین دارد که بین سموم سیمیائی و سرطان خون ، سرطان های دستگاه گوارشی یا دیگر اختلالات خونی رابطه‌ای مستقیم وجود دارد.
تا دیروز زندگی بشر مملو از ترس از بلایایی جهان گستر چون وبا، حصبه ، تیفوس و طاعون بود ، اکنون خوشبختانه این بیماریهای مهلک که روزی همه جاگیر بودند با پیشرفت دانش پزشکی و رعایت اصول بهداشتی دیگر موجب نگرانی نیستند،امروزمانگران صدمات متفاوتی هستیم که در محیط زیست ما در کمین نشسته‌اند صدماتی که محصول پیدایش و تکوین شیوه زندگی جدید خود بشر هستند، نمونه‌اش پیدایش همین آفت کش‌های قوی است.درست است که هدف از کاربرد سموم شیمیائی نابودی حشره آفت یا کنترل بیماری گیاهی است ولی می‌توان گفت که این همه سموم خطرناک که در حال حاضر مصرف می شوند تنها آفت کش نیستند بلکه زندگی کش و زیست کش هستند.
این همه خطر کردن پس به خاطرچیست ؟
درست است که مصرف موادشیمیائی آفت کش را مجاز شمرده‌ایم ولی بدون آنکه پیشاپیش تحقیقی دقیق از تأثیر آن بر جامعه اکولوژیک و زیستی بشر داشته باشیم و آموزش ها ، هشدارهای زیستی ،خطرات و مضرات جانبی مصرف سموم را گوشزد نموده و آگاهی داده باشیم ، بی مهابا نسبت به توصیه مصرف وفروش سموم تأکید داریم و قوانین و مقررات کنترلی در مصرف سموم و مجازبودن آن چندان محکم و استوار نیستند.ایمنی وبهداشت در کارخانه و حتی زمان سمپاشی به نحومطلوب و سختگیرانه اعمال می‌شود ولی در زمان سمپاشی و بعدازسمپاشی هیچ کنترل و آزمایشی در خصوص مضرات سموم برای جوامع اکولوژیکی و زیست محیطی انجام نمی گیرد و شاید تنها به کم خطر بودن سموم خود را راضی می کنیم چون چیزی بطور آنی مشاهده نمی گردد.
آموزش زارعین منطقه از ماندگاری سموم در خاک ، محصولات صیفی و جالیز،فاصله سمپاشی تا برداشت محصول (دوره کارنس ) ودرصد خطر سموم ضروری است ،همه سعی بر این دارند از بهترین و قویترین حشره‌کش ها و قارچ کش‌ها در کنترل آفات و بیماریهای محصولاتشان استفاده نمایند تا سرمایه ریالی افزایش یابد ، ولی ازآنچه که سموم شیمیائی بطور نهفته با جان و روان بشر میکند چندان خبر ندارند و تنها علائم حاد مسمومیت را مسموم شدن و حالت تهوع می دانند و دیگر هیچ........ .
محصولات کشاورزی وبخصوص صیفی جات و میوه‌جات، بدون اطلاع از تأثیر نهایی سمپاشی ها مکرراً سم باران می شوند در یک دوره بهره برداری از جالیز یا صیفی جات یا مزارع ذرت تا 15 بار سمپاشی صورت می گیرد وبرای حصول اطمینان از مؤثربودن سمپاشی و گریز از هزینه اضافی دز مصرفی سم را گاه تا چندین برابر حد مجاز مصرف بالا می برند و بین زمان آخرین نوبت سمپاشی و برداشت محصول فاصله زمانی مجاز را رعایت نمی کنند ، بعنوان مثال ؛ در مورد محصولاتی مثل خیار که رشد سریع و محصول پیوسته دارد گاهاً بلافاصله پس از سمپاشی( بویژه سموم قارچکش) محصول را جمع آوری و بدون آزاد گذاردن در هوای آزاد درون کیسه‌های پلاستیکی کرده و روانه بازار و مورد مصرف عموم قرار می دهند که مصرف کننده نیز همیشه به دنبال محصول تازه است آن را مورد تغذیه قرار میدهد که زمانی کمتر از 12 ساعت را شامل میشود،ودر این مورد برای سنجش وجود باقی مانده سم نیازی به استفاده از دستگاه‌های حساس و پیچیده نیست  حس چشایی مصرف کننده خود به طعم سم در محصول گواهی می‌دهد.
تجمع مواد سمی در غذا ، آب ، زمین و هوا یکی از بحث‌های روز  وخطرناک سموم برای سلامتی محیط زیست و بشر است ، براساس گزارشات آماری از سراسر جهان تعداد مسمومیت با عوامل آفت کش بیشتر ازپانصد هزارمورد در سال و همراه با بیش ازبیست هزار مورد مرگ می‌رسد. با توجه به اینکه اثرات خطرناک زیستی سموم در درازمدت بطور تجمعی در بدن انباشته می‌شود و صدمات وارده بر فرد ممکن است متناسب با جمع مقدار سم دریافت شده در طول عمر باشد به همین دلیل است که خطر نادیده گرفته می‌شود.
به قول دکتر رنه بوس : انسانها طبیعتاً بیشتر متوجه بیماریهایی هستند که علائم آشکار دارند در حالی که بعضی از بدترین دشمنان ما آهسته و بی خبر به سویمان می خزند.
فاکتور مهم در مسمومیت مزمن آفت کش ها دارابودن تجمع طولانی مدت در بدن است و این تجمع مواد سمی در بدن در تمامی افراد به واسطه تماس مستقیم وحتی بطور غیرمستقیم از طریق غذا ، تنفس یا جذب پوستی به چشم می‌خورد.
امروزه هیچ کس به کارآیی آفت‌کش‌ها در حفاظت از محصولات زراعی شکی ندارد ،موضوع قابل بحث این است که اهمیتی که به افزایش عملکرد وسود تولید داده می شود اگر به همان اندازه به سلامت خود وشهروندان ومحیط زیست اعمال گردد جلوی بسیاری از خطرات اجباری ،ارادی و غیرارادی گرفته می‌شود.استفاده گسترده ، روزافزون ونابجا از آفت‌کش های سمی بابروز بیماری‌های خطرناکی چون سرطان خون ،سرطانهای دستگاه گوارش و سایر اختلالات فیزیولوژیکی در بدن انسان در ارتباط می باشد وبه عناوین مختلف به ثبوت رسیده است و موضوع از حرف و حدیث گذشته و ضرورت توجه عام و خاص را به اهمیت حیاتی وزیستی مسمومیت های ناشی از سموم را دوچندان کرده است،همه آفت‌کشها بدون استثناء وبا نسبت های متفاوت روی تعدای از ارگانیسم ها ، اندام‌ها و فرآیندهای حیاتی انسان اثرات سمی و مضر دارند که با رعایت اصول بهداشتی شاید بتوان حداقل از کم خطرترین آنها به نحوی مصون و ایمن ماند.
واقعیت این است که تقریباً 90 درصد کلیه قارچ‌کشهای مورد مصرف در کشاورزی در مدلهای حیوانی سرطانزا می‌باشند هنوز این مسئله بزرگ توجه عمومی را بخود جلب نکرده است ،یک بررسی روی یازده نوع از قارچ‌کشها نشان داده است که هرچند این موادتنها10 درصد از موادشیمیائی مورد استفاده به عنوان آفت کش را در سال تشکیل می دهند ولی در کل عامل 60 درصد از سرطانهای شایع دستگاه گوارش هستند ،دربعضی از محصولات کشاورزی  سمومی مثل کاپتان ،مانکوزب، بنومیل ، کالکسین ، تیلت ،آلتو و..... هرچندمسمومیتی که قابل دیدن باشند را دارا نیستند ولی درکل در درازمدت سرطانزا هستند وخطرات زیست محیطی زیادی دارند.
برای ایجاد مسمومیت در بدن لارم است میزا ن سم در بدن حداقل به یک غلظت خاصی برسد تا علائم مسمومست در بدن ظاهرشود اما برای مواد مسموم کننده ژنتیکی و مختل کننده هورمونها یک آستانه واقعی که هیچگونه خطری پائین تر از آن نباشد وجود ندارد.
دانشمندان بر اساس دانش کنونی به این نتیجه رسیده اند که حتی یک دز خیلی کم از عامل شیمیایی مسموم کننده ژنتیکی میتواند باعث تبدیل یک سلول سالم به یک سلول بدخیم بشود.
اندازه گیری وسنجش ریسک سرطان در انسان ناشی از سموم شیمیائی بدلیل طولانی بودن دوره تکمیل فرآیند سرطانی شدن و ناشناخته بودن دوره کمون و ظهور تومور به صورت بالینی و همچنین تفاوت استعدادهای ژنتیکی افراد گوناگون با یکدیگر معمولاً دشوار است عملاً این طولانی بودن و عدم ظهور زودهنگام بیماری یک امنیت کاذب ونسبی به حضور بیشتر در محیط سمی و منطقه سمی کشاورزی و مزرعه می دهد ، واقعاً ذخیره سموم در بدن حتی به مقدار کم ،تجمع تدریجی آن ودر نتیجه اختلالات وارده  بر جگردیگر غیر قابل انکار است که مشکلات ونارساییهای خونی را سبب گردیده و امکان بروز سرطان های شایع را تسهیل می سازد.
شاید بهتر است بطور اجمال به علائم مسمومیت های مزمن و حاد تأثیرگرفته از تمامی گروه‌های سموم شیمیایی مورد مصرف در کشاورزی را خاطر نشان گردم تا به سرانجام این طوفان مصرف سم واستفاده نامعقول آن اندکی بیشتر اندیشه کنیم وهمه چیز را به قضای الهی نسبت ندهیم.
با عنایت به این مورد که میزان وقوع مسمومیت ناشی از درمعرض قرارگرفتن با سموم شیمیائی در کشورهای درحال توسعه 13 برابر از مورد کشورهای کالاً صنعتی می باشد که خود 85 درصد از تولید جهانی آفت‌کش ها را مصرف می کنند. دلیل آن مشخص و مبرهن است آموزش و آگاهی دادن به جمعیت وافراد مشغول در حوزه فعالیت های کشاورزی و سموم شیمیائی.
مسمومیت ها بیشتر از راه تنفس، تغذیه محصولات گیاهی با باقیمانده مجاز سم بالا واستنشاق بخارات سم  می باشد وبه حالت آلودگی نیز بیشتر منشاء پوستی دارد البته این مسمومیت‌ها ارادی و به اختیار انسان نمی باشد به نحوی است که خواسته یا نا خواسته در معرض سموم شیمیایی بوده و می باشد در اینجا برای تفهیم بهتر به علائم کلی مسمومیت ها اشاره می گردد.
علائم عمومی وخصوصی مسمومیت های حاد و مزمن  ناشی از درمعرض قرارگرفتن باآفت کشهای مورد مصرف در کشاورزی ؛
افزایش ترشحات وبزاق دهان،انقباض برونشها،اختلالات گوارشی ،اسهال،لرزش، رعشه،ضعف عضلانی ، بی قراری ،عدم تعادل ، تیرگی دید ، فقدان حافظه ،افزایش ادرار ،ضعف عمومی ،تشنج ،صدادادن گوش ،تب ، اختلال در تکلم ، بی خوابی ،سستی ،هیجان ،افسردگی ،پریشانی ،سقط جنین ،احساس سوزش پوست ،خشکیدگی دهان ولب ،تهوع ،استفراغ ، خارش ،گرفتگی عضلات ،درد در ناحیه شکم ،اختلالات ژنتیکی و جنسی وده ها عنوان علائم دیگر ودر سطح پیشرفته با انجام آزمایش های ویژه خونی مثلاً افزایش یا کاهش آنزیم های کبدی و مواد آلکالاین .....
به عنوان مثال ؛ احساس سوزش پوست ،مورمور شدن پوست در استفاده از سم سومیسیدین از حالت های مسمومیت پوستی این سم است ، گیجی ،تهوع ،دردهای شکمی ،عوارض تنفسی ،خارش،اسپاسم عضلانی ، ضعف و خستگی از علائم مسمومیت های اتفاقی یا شغلی با علفکش های کلروفنوکسی است ودو گروه از حشره‌کش ها یعنی گروه کلره و فسفره به طرز متفاوتی ولی بطور مستقیم  سیستم عصبی را شدیداً تحت تأثیر قرار می‌دهند و چندین صد مورد این وضعیت که در بروشور فنی سموم شیمیائی بعنوان احتیاطات قید می گردد که نیاز به رعایت دارد نه فقط مطالعه.
یکی از مهمترین حقایق راجع به سموم کلره ،اثرات آنها به کبداست این اندام شگفت آورترین اندام بدن انسان بشمار می آید و از تنوع کار وضرورت اعمالش در بدن همتایی نیست ،کوچکترین صدمه به آن عواقب وخیمی را بدنبال خواهدداشت .کبدنه تنها مسئول تولید صفرا برای هضم چربیهاست بلکه دارای چندین نقش اساسی دیگر در بدن است ،اگرکبدازسوی حشره‌کشی آسیب ببیند نه تنها قادر به حفاظت بدن در مقابل سموم نیست بلکه تمامی فعالیت های متعدد آن مختل وبروز سرطانها را آسان می کند.
خطرات کلی آفت کشها:
تحقیقات نشان داده است که سموم آفتکشها باعث سقط جنین، عدم رشد فکری، اثرات مخرب ساختمانی در بدن هنگام تولد و نقصهایی در اعمال و بافتهای بدن می شوند.
آفتکشها دارای اثرات مخرب و سمی روی اندامهای تولید مثلی، تداخل در اعمال هورمنی، عقیمی مردان و زنان و دوره های  قاعدگی نامنظم در زنان هستند.
 همچنین مشخص گردیده است که علفکش توفوردی برای دستگاههای تولید مثلی بدن مسمومسیت زا است بطوری که آزمایشات نشان داده است که بین این سم و کاهش تعداد اسپرم ، افزایش اسپرمهای بدشکل ارتباط مستقیم وجود دارد.
هم چنین ثابت گردیده است که زنانی که درمحیطی با آبهای آلوده به سموم زندگی می کنند درمقایسه با سایر افراد تاخیر قابل ملاحظه ای در رشد درون رحم دارند.
تحقیقات نشان داده است که سموم پاراکوات ،گروه سموم ارگانو فسفره، مانب و مانکوزب منجر به بیماری پارکینسون میشود. همچنین آشکار شده است افرادی که در حوالی مناطقی زندگی می کنند که در معرض آفتکشها قرار دارند احتمال بروز بیماری پارکینسون بیشتر است.در تحقیقات دیگری که روی کشاورزان انجام شده مشخص گردیده است که کشاورزانی که با قارچکشهای مانب و مانکوزب در تماس هستند اعصاب محیطی آنها نسبت به سایر افراد کندتر عمل می نماید.
تحقیقات روی جمعیتهای نمونه نشان داده است افرادی که در معرض علفکشها هستند 4 برابر و افرادی که در معرض حشره کشها هستند 3 الی 4 برابر احتمال بروز بیماری پارکینسون (فراموشی ) بیشتر است.
تحقیقات نشان داده است کودکانی که در هنگام رشد مغز در معرض غلظت خیلی کم سموم قرار دارند صدمات ثابت و پایداری در اعمال و و ساختار مغز آنها اِیجاد می شود. در برسیهای بعمل آمده در مکزیک روی کودکانی که در معرض سموم بودند نشان داد که انواعی از تاخیرات و کاستی ها در نمو مغز این کودکان در مقایسه با سایر همنوعان خود وجود دارد. همچنین ضعفهایی در نیروی فیزیکی ، تطابق طبیعی دست و چشم، و حافظه کوتاه مدت در این کودکان قابل مشاهده بود.
ارتباط بین بروز سرطان گلبولهای سفید خون و سموم ارگانو فسفره در تحقیقات اخیر محققین مورد تایید قرار گرفته است.
همچنین ارتباط بین سموم توفوردی ، آترازین و کاپتان با سرطان ام اس دی) در تحقیقات مشخص شده است و باغدارانی که در معرض این سموم هستند سه برابر سایرین احتمال بروز این نوع سرطان را دارند.
علفکشهای فنوکسی مانند توفوردی نیز در بروز سرطان بدخیم  اس تی اس نقش دارند.و احتمال بروز افرادی که در معرض علفکشهای فنوکسی قرار دارند 10 برابر بیشتر از سایر افراد است.
وجود آفتکشها در آبهای زیرزمینی برای انسان بسیار خطرناک است و باعث اختلالات ناهنجار در سیستم عصبی، غدد درون ریزوسیستم ایمنی بدن می شوند. ترکیب آفتکشها و کودهای شیمیایی در آبهای زیرزمینی باعث ایجاد موارد بسیارخطرناکتردردر مقایسه با اثرات تک تک این مواد می شود.
تحقیقات بسیاری ارتباط معنی داری بین وقوع سرطان پروستات و مشاغلی که با علفکشها در ارتباط هستند به اثبات رسانده است.
سرطان پستان سالانه افزایشی به میزان 1 الی 2 درصد نشان می دهد و آلوده کننده های محیطی از جمله آفتکشها درافزایش بروز این نوع سرطان نقش عمده ای دارند. دریک تحقیق خاص ارتباط بین بروز سرطان پستان و و علفکش آترازین مشخص شده است.
سرطان تیرویید نیز از جمله سرطانهایی است که احتمال بروز آن در افرادی که در معرض علفکشهای فنوکسی قرار دارند بیشتر است.
درپایان بهتر وضروری است اشاره ای کوتاه به  درجه سمیت سموم کشاورزی قوی و خطرناک که در منطقه مغان در سطح وسیع بدون در نظرگرفتن مسائل فنی وبهداشتی سموم وبویژه عدم رعایت فاصله آخرین سمپاشی تا برداشت را خاطرنشان شوم که ضرورت وپاسخی برای همه سئوالات ومسائل مربوط به سم در منطقه سبز مغان است.
سموم ذیل در بیشترین حد درمنطقه مورد استفاده قرار می گیرند که درجه سمیت پایینی دارند و در گروه سموم خطرناک برای انسان به شمار می آیند که نیاز مبرم به محافظت و مراقبت های ویژه دارد که متأسفانه به آب ، خاک و دانه ، میوه وصیفی جات منطقه  هر ساله واردمی گردد..
نئورون ، سومیسیدین ، متاسیستوکس ، دانیتل ،اکاتین ،اندوسولفان ،دورسبان ،نواکرون ، کراکرون ، بنومیل ،کالکسین ، کاربندازیم ،مانکوزب ، ریدومیل ، لاروین ، سوین ، لیندین ، ترفلان ، لاسو،توفوردی و..........
در مورد فاصله آخرین سمپاشی تا برداشت یا چیدن محصول مثل خیار حداقل این زمان برای اکثر حشره کش ها یا قارچ کش ها کمتر از 3 روز نبوده و حداکثر زمان حتی برای بیشتر سموم رعایت فاصله دو هفته ای است ،آیا با برداشت خیار یا گوجه فرنگی که بعد از نصف روز سمپاشی شده این زمان رعایت می گردد  هرگز نه ؟ مثلاً رعایت دوره کارنس برای سم متاسیستوکس  21 روز وبرای سم دانیتل در صیفی وسبزی 3-5 روز می باشد.
در خاتمه ضرورت یادآوری وتوجه همگان را به ماجرای پرمخاطره این مصرف بی رویه سموم شیمیائی به عنوان یک وظیفه کارشناسی خاطرنشان می گردم که آینده کودکانمان را جدی بگیریم، چونکه شاید سموم شیمیائی برای بالغین چندان عوارض قابل ملاحظه و فوری را بروز نمی دهند ولی برای خردسالان و کودکان تجمع مواد شیمیائی ازاوایل سنین کودکی که مصادف با اوج مصرف سموم شیمیائی از زمین و هوا در منطقه  است، تفکرانگیز و مسئولیت بار است.
در دنیا تمام سعی ها برای کم مصرف نمودن این سموم شیمیائی است که به نوعی با سایر روش های مبارزه ای توأم گردیده است و سازندگان سموم شیمیائی سعی بر تولید سموم با دز مصرف پایین با تأثیر بیشتر هستند که به نوعی مشکلات زیست محیطی حداقل داشته باشد.
گفتنی است در حال حاضر هیچ سازمان بهداشتی در منطقه مسئولیت نظارت و کنترل آلودگی مواد غذایی ، محصولات کشاورزی ، میوه جات ، صیفی جات و سرمایه های ملی ( آب ، خاک و ...) را به عهده ندارد واستفاده های غیر اصولی و غیر منطقی روز به روز با ورود سموم خطرناک به منطقه دوچندان گردیده است و اگر روزی در ورودی های میادین میوه ، تره بار و حتی شهر از این محصولات نمونه برداری حدمجاز باقیمانده سموم صورت گیرد معلوم خواهد شد که به گذشتگان چه مصیبت و فلاکتی شده و آینده منطقه را چه خطری کمین کرده و چه سهمی از این محصولات تولیدی ( میوه جات ، محصولات جالیز ،صیفی جات و سبزی ) صلاحیت عرضه به بازار ومصرف مردم عزیز این منطقه کشاورزی را دارند ،
 به امید روزیکه محیط زیستی عاری از مواد شیمیائی و هوایی سالم برای کودکانمان و آبی تمیز برای بقای عمر داشته باشیم ،سرمایه انسانی را فدای سودهای فلاکت بار و آنی تفکرات لحظه ای ننمائیم چون ما مسئول هستیم.
منبع:کشاورزی نوین

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

پنج شنبه 25 فروردین 1390  5:29 PM
تشکرات از این پست
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:آفات گیاهی

آفات مهم  درختان خرما
سپردار سفید خرما
Parlatoria blanchardi

(Hom.: Diaspididae)

این آفت به نخل زینتی و درختان خرمای جوان مخصوصاً درختانی که در کنار نهرها و جاهای مرطوب باشند و همچنین پاجوش‌ها خسارت می‌زند. سپردار معمولی خرما به برگ، ساقه و شاخه‌های اصلی و میوه حمله می‌کند. برگهای مبتلا پژمرده و زرد شده درخت ضعیف گشته و در مقدار محصول، کاهش محسوسی پیدا می‌گردد.

زیست‌شناسی
زمستان را به صورت حشره ماده نابالغ گذرانده و در بهار با مساعد شدن آب و هوا ماده‌ها بالغ و شروع به تخمگذاری می‌نمایند. پوره‌ها در اواسط بهار ظاهر می‌شوند و شروع به تغذیه از شیره گیاهی می‌کنند. پوره‌ها معمولاً به سمت قسمت‌های مرکزی نخل حتی در روی برهای خیلی جوان که هنوز باز نشده‌اند تمایل بیشتری دارند. به علاوه میوه‌های نارس که در سایه باشند بیشتر مورد حمله قرار می‌گیرند. تک درخت‌هایی که در فضاهای باز وجود دارند و در معرض نور شدید می‌باشند، کمتر مورد حمله قرار می‌گیرند. سه نسل کامل و یک نسل ناقص در سال دارد.

کنترل:
1ـ هرس سالیانه شاخه‌های پایین درخت و سوزاندن آنها

2ـ دشمنان طبیعی

پرداتور Pharoseymnus ovoideus (Col.: Coccinellidae)

پرداتور Chilocorus bipustulatus (Col.: Coccinellidae)

پرداتور Cybocephalus palmarum (Col.: Nitidulidae)

پرداتور Aphytis mytilaspidis (Hym.: Aphelinidae)

کنترل شیمیایی:

1. دیازینون EC60% و 1.5- 1 لیتر در هکتار در اردیبهشت.

2. مالاتیون EC57% و 3- 2.5 لیتر زمان: آبان و آذر

3. روغن پاشی 3% زمستانه

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

پنج شنبه 25 فروردین 1390  5:29 PM
تشکرات از این پست
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:آفات گیاهی

زنجره خرما
Ommatissus binotatus

(Hom: Fulgoroidea)

زنجره خرما علاوه بر نخلهای خرما به نخلهای زینتی نیز صدمه وارد می‌کنند. حمله آن با ترشح فراوان عسلک همراه است. به همین لحاظ سطح برگها از قارچهای مولد دوده نیز پوشیده می‌شود. میوه‌های درختان آلوده کوچک، چروکیده و فاقد رشد کافی می‌باشند. درختانی که در مجاورت نهرهای آب قرار گرفته‌اند آلودگی بیشتری نشان می‌دهند.

 
زیست‌شناسی
این حشره زمستان را به صورت تخم در داخل نسوج برگ و ندرتاً دمبرگ گیاه میزبان سپری می‌کند. خروج پوره‌های زنجره از تخم از نیمه دوم اسفندماه شروع می‌شود و تا اوایل خردادماه سال بعد ادامه پیدا می‌کند. دوره نشو و نمای پوره‌ها حدود چهل و پنج روز طول می‌کشد و در این مدت 5 بار جلد عوض می‌کنند. زنجره‌های بالدار نسل زمستانه از اوایل اردیبهشت ماه به تدریج ظاهر و تا اواخر تیرماه مشاهده می‌شوند. زنجره ماده پس از جفت‌گیری با زنجره نر تخمریزی می‌نماید. این تخمها را نسل تابستانه می‌نامند. نشوونمای پوره‌های نسل تابستانه از اواسط تیرماه با باز شدن تخما آغاز و تا اواخر مهرماه به طول می‌انجامد. زنجره‌های نسل دوم یا نسل تابستانه تخمهای نسل زمستانه را تولید خواهند کرد که به همین صورت نیز زمستان را می‌گذرانند. بنابراین این حشره دو نل در سال دارد.


کنترل:
1ـ رعایت فاصله درختان بین 8 تا 10 متر

2ـ انجام هرس سبز بعد از تخمگذاری حشره

کنترل شیمیایی: همزمان با تفریخ کامل تخمها

1. فوزالن(زولن) EC35% و 3- 2 لیتر در هکتار

2. دیازینون EC60% و 2- 1.5 لیتر ،، ،،

3. کلرپیریفوس متیل EC40% و 2 در هزار (رلدان

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

پنج شنبه 25 فروردین 1390  5:30 PM
تشکرات از این پست
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:آفات گیاهی

کرم گرده خوار خرما (شب پره بزرگ خرما greater date moth)

Arenipses sabella

(Lep: Pyralidae)

لاروهای این آفت به گلها و خوشه‌های گل دنده نر و ماده خرما حمله می‌کنند و گاهی نیز میوه‌های جوان را مورد حمله قرار می‌دهند. در سالهای طغیانی این آفت گاهی تا 70 درصد محصول را از بین می‌برد. این آفت در نسل اول ابتدا به غلاف و برگچه‌های خرما صدمه می‌زند. پس از آن که غلاف باز شد و گلها ظاهر شدند لاروها به گلهای نر و ماده خسارت وارد می‌کنند و میوه‌های تازه تشکیل شده را می‌خورند. به علاوه در شرایط آب و هوایی گرم و مرطوب نواحی جنوبی کشور، قارچها و باکتریها از محل زخم‌های حاصله توسط لارو وارد خوشه و داخل میوه می‌شوند و باعث فساد آنها می‌گردند.



زیست‌شناسی
زمستان را به صورت لارو کامل در داخل دمبرگ و بند خوشه‌ها در داخل پیله می‌گذارند. در شرایط خوزستان حشرات کامل در بهار در حدود اواسط اسفندماه ظاهر می‌شوند. این زمان مصادف با ظهور خوشه‌های گل نر و ماده است ولی غلافها هنوز شکفته نشده است. پروانه‌ها پس از جفت‌گیری در انتهای غلاف‌ها و یا روی برگچه‌های خرما تخمریزی می‌کنند. این تخم‌ها به فاصله ده روز باز می‌شوند. لاروهای سن اول پس از خروج از تخم به غلافهای باز نشده حمله می‌کنند. دوره لاروی جمعاً حدود یک ماه است. پس از آن، لاروها در محل انشعاب خوشه‌ها در داخل لیف تبدیل به شفیره می‌شوند. مدت شفیرگی در بهار حدود 10 روز و حشرات کامل نسل دوم حدود اواخر اردیبهشت ماه ظاهر می‌شوند. لاروهای نسل دوم به میوه خرما حمله می‌کنند. گاهی داخل دم خوشه‌ها شده و با تغذیه از قسمت‌های میانی دم خوشه‌ها باعث شکستگی آنها می‌شوند، این خوشه‌ها در نر باد شکسته و به زمین می‌افتند.


کنترل شیمیایی:

سمپاشی هوایی توصیه نمی شود.

1. مالاتیون EC57% و 3- 2.5 لیتر در هکتار

2. دیازینون EC60% و 2- 1.5 لیتر ،، ،،

3. پیریمیفوس متیل(اکتیلیک) EC50% و 2لیتر در هکتار
_______________________________________

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

پنج شنبه 25 فروردین 1390  5:30 PM
تشکرات از این پست
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:آفات گیاهی

کرم میوه‌خوار خرما

شب پره کوچک (سرخه یا خمیره (Lesser date moth

Batrachedra amydraula

(Lep: Cosmoptrigidae)

زیست‌شناسی
زمستان را به صورت لاروهای کامل درون پیله‌های سفیدرنگ در لای درزهای موجود روی درخت خرما می‌گذراند. حشرات کامل در اول بهار مصادف با باز شدن غلاف گلها ظاهر می‌شوند و اولین تخمریزی خود را روی گلها انجام می‌دهند. لاروها در این نسل به اندامهای گل صدمه می‌زنند. حشرات کامل نسل دوم اواسط خردادماه ظاهر می‌شوند و روی دم میوه‌های جوان و برگچه‌ها تخم می‌گذارند. لاروهای این نسل بلافاصله از محل دم میوه وارد می‌شوند. فعالیت لاروها با تنیدن فراوان تارهای سفید همراه است که میوه‌ها و خوشه‌ها را به هم می‌چسبانند. میوه‌های آفت زده چروکیده و قهوه‌ای مایل به قرمز هستند (سرخه یا خمیره) و مقدار زیادی از آنها قبل از رسیدن می‌ریزند. نسل سوم این آفت در اواسط تیرماه ظاهر می‌گردد و لاروهای این نسل پس از بلوغ تولید پیله نموده و زمستان گذرانی می‌نمایند.


کنترل:
1ـ بیولوژیک:

زنبور پارازیتوئید لارو Habrobracon hebetor (Hym.: Braconidae)

2ـ مبارزه مکانیکی

در استان سیستان و بلوچستان اهالی برای جلوگیری از آلودگی میوه‌خوار، چند روز پس از تلقیح، بوسیله الیاف حصیری خوشه‌های خرما را می‌پوشانند و پس از 30 تا 45 روز باز می‌کنند. در این مدت حشره بالغ نمی‌تواند روی خوشه و دانه‌های خرما تخمریزی نماید و در نتیجه میوه‌های خرما از ریزش و آسیب محفوظ می‌مانند.

3- کنترل شیمیایی:

سمپاشی در اوایل تشکیل میوه صورت می گیرد. سمپاشی هوایی توصیه نمی شود.

1. مالاتیون EC57% و 3- 2.5 لیتر در هکتار

2. دیازینون EC60% و 2- 1.5 لیتر ،، ،،

3. پیریمیفوس متیل(اکتیلیک) EC50% و 2لیتر در هکتار

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

پنج شنبه 25 فروردین 1390  5:31 PM
تشکرات از این پست
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:آفات گیاهی


آفات کلزا
سوسک کک مانند
Phyllotreta spp
سوسک های بالغ به مزارع تازه جوانه زده کلزای بهاره حمله کرده و از گیاهان کوچک تغذیه می کنند. شدت خسارت خصوصا در هوای گرم و خشک بالاست . این خسارت روی کاهش میزان روغن هم تاثیر می گذارد.. این آفت در نواحی جنگلی زمستان گذرانی می کنند و با گرم شدن هوا در بهار به سوی دشتها می روند. خسارت تغذیه ای آفت در آخر تابستان و پاییز به ندرت کاهش محصول را به همراه دارد.
مهمترین روش کنترل ضدعفونی بذر یا گرانول هایی که درون جوی آب مصرف می شود اهمیت دارد. فوزالون(2 تا 2.5 لیتر در هکتار)، دیازینون (1 تا 1.5 لیتر در هکتار ) و اکامت (1.5 تا 2 لیتر در هکتار) 

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

پنج شنبه 25 فروردین 1390  5:32 PM
تشکرات از این پست
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:آفات گیاهی

کک ساقه خوار کلم
Psylliodes chrysocephala
این حشره برای عادت زمستانی خود به کلزا متوسل می شود. با جویدن برگ ها سوراخ هایی را ایجاد می کنند اما لارو خسارت اقتصادی عمده ای را ایجاد می کند.آنها با تغذیه از دمبرگ ها راه حود را باز و سپس به درون قاعده و ساقه گیاه می روند. سوسک های بالغ در اواخر بهار یا اوایل تابستان پدیدار می شود.
سم پاشی با سم پیرتروئید در صورتی که طغیان آفت داریم ضروری است.

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

پنج شنبه 25 فروردین 1390  5:33 PM
تشکرات از این پست
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:آفات گیاهی

سرخرطومی ساقه
Stem weevil
در ساقه گیاهان حفره ایجاد می کند. خسارت مستقیم موقعی است که تعداد لاروها خیلی زیادهستند.ساقه ها دونیم شده و یا ضعیف می شوند، به طوریکه باعث خم شدن یا شکستن آنها می گردد. تخمریزی بر روی دمبرگ ها یا در قاعده گیاه صورت می گیرد. لاروها در خاک شفیه می شوند.  
سمپاشی آفت در اوایل بهار یعنی 2 تا 3  هفته بعد از بروز حداکثر فعالیت سوسک ها صورت می گیرد.

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

پنج شنبه 25 فروردین 1390  5:33 PM
تشکرات از این پست
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:آفات گیاهی

شته ها
Lipaphis erysimi
Breicoryne brassicae
Myzus persicae
این شته ها از طریق مکیدن می تواند منجر به کاهش بنیه ، و تغییر شکل گیاه گردد. 
برای مبارزه از متاسیستوکس (1.5 لیتر در هکتار) ، اکاتین(2 لیتر در هکتار) ، دیماکرون(0.5 لیتر در هکتار ) و پریمور(1 لیتر در هکتار) 

----------------------------------------------------------
بال پولک داران
Plutella xylostella
Pievis brassicae
لاروها اساسا از برگ ها تغذیه می کنند . و با تمام شدن برگ به درون گیاه حرکت می کنند.

 --------------------------------------------------------------------
سوسکهای گرده خوار
Meligethes spp.
تخم ها در داخل غنچه قرار گرفته و لاروها پرچم ها را در طی اولین بخش نموشان می خورند. وقتی جمعیت لارو ها زیاد شد به ساقه گیاهان هم حمله می کنند.گیاهان صدمه دیده دوره گلدهی طولانی تری داشته و رسیدگی نامنظمی دارندو غلاف کتری هم دارند.
برای مبارزه از سموم پیرتروئید و فوزالون (2.5 لیتر در هکتار) و اندوسولفان (3 تا 3.5 لیتر در هکتار)
 می شود استفاده کرد.

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

پنج شنبه 25 فروردین 1390  5:34 PM
تشکرات از این پست
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:آفات گیاهی

آفات درختان پسته

 آفات مهم درختان پسته


سنهای پسته



1- Brachynema segetum



2- Brachynema germari



در هر دو گونه حشره کامل به رنگ سبز و دارای لکه سفید در انتهای سپرچه است. دارای 5 سن پورگی و 3 تا 5 نسل در نسل می‌باشند. زمستان گذرانی به صورت حشرات کامل و قهوه‌ای رنگ و در مناطق کوهستانی در زیر انواع بوته‌های وحشی نظیر اسپند، شور، درمنه، قیچ و غیره می‌باشد. حشرات کامل از اواسط فروردین از محلهای زمستان گذران خارج و بر روی میزبان‌های تازه روییده تغذیه و تخمریزی می‌نمایند. این حشرات در صورت نامساعد شدن شرایط طبیعی و خشک شدن میزبانهای وحشی در اواخر خرداد و اوایل تیر به سمت باغ‌های پسته هجوم می‌آورند.



3- Acrosternum millieir



4- Acrosternum hegeeri



حشرات کامل به رنگ سبز یکدست و فاقد لکه سفید در انتهای سپرچه می‌باشند. زمستان گذرانی به صورت حشرات کامل به رنگ قرمز آجری یا مسی رنگ و در زیر پوستک تنه درختانی نظیر گز، پده، سنجد و… می‌باشد. دارای 3 تا 5 سن پورگی می‌باشد. این حشره از مرحله تشکیل میوه تا رسیدن و برداشت محصول در باغ‌های پسته مشاهده می‌شود.



5- Apodiphus amygdali



سن قهوه‌ای دارای یک نسل در سال بوده و از میزبان‌های مختلف مانند پسته، توت، نارون، زردآلود و غیره تغذیه می‌نماید و نسبت به گونه‌های قبلی دارای جمعیت و اهمیت اقتصادی کمتری می‌باشد.





6- Lygaeus pandurus (Hem: Lygaeidae)



این آفت در سالهای اخیر حالت طغیانی پیدا کرده است. حشرات کامل قرمز رنگ و دارای 3 تا 5 نسل در سال می‌باشند. زمستان گذرانی به صورت حشرات کامل در مکانها و پناهگاههای مختلف می‌باشد. حشرات کامل در اوایل اردیبهشت به سمت باغ‌های پسته هجوم آورده و تغذیه آنها در این مرحله به علت حساسیت میوه‌ها سبب ایجاد خسارت شدید می‌گردد. با سخت شدن پوست استخوانی، این حشره تمایل به تغذیه از میوه‌های پسته را از دست داده و به سمت میزبان‌های دیگر مهاجرت می‌نماید.



نحوه خسارت سن‌ها با توجه به مراحل رشدی میوه به شرح زیر است:



الف‌ـ از مرحله تشکیل میوه تا سخت شدن پوست استخوانی:



تغذیه سن‌ها در این مرحله سبب سیاه شدن تمام میوه در ابتدای فصل می‌گردد. میوه‌ها خسارت دیده بر روی درختان خشکیده و ریزش می‌نمایند. در این مرحله در اثر تغذیه سن‌ها در روی پوست سبز میوه شیره گاهی به صورت قطرات شفافی خارج شده و محل تغذیه کاملاً مشخص می‌باشد. همچنین در سطح داخلی میوه‌ها شبکه‌های تور مانند سفیدرنگی مشاهده می‌شود. در روی پوست سبز میوه‌ها در مرحله شروع سخت شدن پوست استخوانی تا سخت شدن کامل آن لکه‌های قهوه‌ای رنگی مشاهده می‌گردد.



ب‌ـ از مرحله سخت شدن پوست استخوانی تا مغزبندی میوه‌ها:



در این مرحله دیگر علائم تغذیه و لکه‌های قهوه‌ای رنگ در روی پوست سبز رویی مشاهده نمی‌شود و محل تغذیه سن‌ها در سطح داخلی پوست استخوانی به صورت نقاط سیاه رنگ دیده می‌شود. تغذیه سن‌ها در این مرحله از جنین در حال رشد سبب پوکی و اسفنجی شدن جنین و از مغز میوه‌ها سبب ایجاد لکه‌های نکروزه فرو رفته قهوه‌ای رنگ بر روی مغز میوه‌ها می‌گردد. در این مرحله سن‌ها به ویژه سنهای سبز، قرمز و قهوه‌ای پسته قادر به انتقال قارچ Nematospora coryli نیز بوده و بیماری ما سوی پسته را منتقل می‌نمایند.



کنترل سنهای پسته:


1ـ حمایت از دشمنان طبیعی به ویژه زنبورهای انگل تخم سن‌ها (از خانواده Scelionidae) با کاهش تعداد دفعات سم‌پاشی و عدم سم‌پاشی‌های بی‌رویه



2ـ اجتناب از کندن و از بین بردن میزبان‌های وحشی در مناطق کوهستانی و دشت‌های اطراف باغ‌های پسته



3ـ اجتناب از کندن و از بین بردن علف‌های هرز میزبان اطراف و داخل باغ‌های پسته در زمانیکه سن‌ها به سمت باغ‌های پسته هجوم آورده‌اند زیرا در این مرحله کندن علف‌های هرز سبب انتقال سن‌ها بر روی خوشه‌ها شده و خسارت شدیدتر می‌گردد.



4ـ از بین بردن علف‌های هرز در اوایل فصل قبل از هجوم سن‌ها به سمت باغهای پسته و در اواخر فصل پس از برداشت محصول جهت از بین بردن کانونهای زمستان گذران آفت با شخم‌های بهاره و پاییزه.



5ـ کنترل شیمیایی :



در صورتیکه نیاز و با توجه به تراکم جمعیت و مرحله رشدی میوه پسته، حشره‌کش‌های اندوسولفان (تیودان) به نسبت 2 تا 2.5 در هزار یا فنتیون (لبایسید) به نسبت 1 تا 1.5 در هزار و یا فنیتروتیون (سومیتیون) به نسبت 1.5 تا 2 در هزار توصیه می‌گردد.

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

پنج شنبه 25 فروردین 1390  5:34 PM
تشکرات از این پست
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:آفات گیاهی

پسیل پسته (شیره خشک)

Agonoscena pistaciae

(Hom: Psyllidae)

به پسته اهلی و وحشی خسرت فراوان می‌زند. این حشره عسلک فراوانی دفع می‌نماید که به سرعت در مجاورت هوا خشک شده و سفید می‌شود به همین لحاظ این آفت را به زبان محلی شیره خشک می‌نامند.



زیست‌شناسی
حشرات کامل زمستان گذران پسیل از اوایل فروردین ماه روی درختان مستقر می‌شوند. این حشرات نسب به حشرات کامل تابستانه قدرت پرواز بیشتری داشته، آلودگی گسترده‌تری در باغها ایجاد می‌کنند. پس از جفت‌گیری به محض باز شدن جوانه‌های خوشه و برگ روی آنها تخمریزی می‌نمایند. تخم‌ها به تعداد 50 تا 60 عدد، به صورت انفرادی یا دسته‌ای و به اشکل مختلف مانند نیم دایره، مارپیچ و غیره در سطح برگ و بیشتر نزدیک به رگبرگها گذاشته می‌شوند.






تخم‌ها معمولاً 5 تا 10 روز بعد تفریخ می‌شوند. پوره‌ها از اوایل اردیبهشت شروع به فعالیت و تغذیه می‌کنند. طول دوره پورگی معمولاً 20 روز بوده و حشرات کامل نسل اول از اواخر دهه دوم اردیبهشت ماه به تعداد زیاد در باغ ظاهر می‌شوند. ارقام مختلف پسته نسبت به آلودگی پسیل پسته حساسیت متفاوت دارند. به طور کلی هر چه برگ درختان نازک‌تر، لطیف‌تر، پهن‌تر و بزرگتر باشد گرایش بیشتری برای جذب حشرات کامل پسیل و تخمریزی ایجاد می‌کند. رقم اکبری نسبت به سایر ارقام حساستر و رقم اوحدی مقاوم‌تر است. پوره‌های نسل دوم از اوایل خرداد تا اواخر دهه دوم خردد فعالیت و تغذیه می‌کنند. تحمل درختان در این زمان نسبت به سایر نسلها در برابر خسارت پوره کمتر است. زیرا رشد رویشی درختان پایان یافته و میوه شروع به مغز رفتن کرده و جوانه‌ها ظاهراً شکل کامل یافته‌اند. در نتیجه خسارت آفت باعث پوکی و ریزش برگ و جوانه می‌شود.

خسارت
پوره‌های پسیل با فرو بردن خرطوم در سطح برگها از شیره گیاهی تغذیه می‌کنند. مواد پروتئینی شیره گیاهی را جذب نموده و مواد قندی را به صورت شیره دفع می‌نمایند. این مواد قندی در مجاورت هوا خشک شده و به آن شکرک گویند. این مواد چسبنده باعث جذب گرد و خاک شده و شاخه و برگهای درختان را بدمنظره می‌نماید. از دست رفتن شیره گیاهی باعث ضعف عمومی درختان پسته و ریزش برگها، جوانه‌ها، دانه‌ای کوچک و افزایش درصد بوکسی و دهان بستگی میوه می‌شود. خسارت پوره‌های پسیل پسته روی درختان در دو زمان بیشتر از سایر مواقع سال است. یکی در خرداد ماه که باعث ریزش برگها، خوشه‌ها، جوانه‌ها و افزایش میزان بوکسی و دیگری در مردادماه که باعث افزایش مقدار دهان بستگی می‌گردد.

در صورتیکه جمعیت آفت پسیل حالت طغیانی پدیدا کند شدیداً تداخل نسل یافته و نمی‌توان تاریخ مشخص برای مراحل زندگی و نسلها اعلام نمود. در شرایط معمولی در نیمه اول هر ماه مرحله پورگی و نیمه دوم هر ماه حشرات کامل در باغها وجود دارند. از نیمه دوم شهریور ماه به تدریج حشرات کامل زمستان گذران در میان جمعیت آفت ظاهر می‌شود. این حشرات در شکاف درختان، زیر پوستکها، لابه‌لای کلوخه‌ها، شکاف دیوارها و ساختمانهای قدیمی اطراف باغها زمستان گذرانی می‌کنند. این آفت در سال 5 تا 6 نسل ایجاد می‌کند.

عوامل و شرایطی که باعث رشد و افزایش جمعیت پسیل پسته در باغها می‌گردد:

1ـ اجرای نوبت اول سم‌پاشی یا سم‌پاشی در زمان گلدهی: این سم‌پاشی علیه آفاتی مانند پروانه چوبخوار پسته، پروانه میوه خوار، شپشکهای پسته، زنجره شیره تر و غیره انجام می‌شود. چنانچه در این سمپاشی از سمومی استفاده شود که روی آفت پسیل تأثیر نداشته باشند باعث افزایش مقاومت و رشد جمعیت پسیل می‌گردد.

2ـ چنانچه در نوبت اول از سمومی استفاده شود که باعث تحریک تخمریزی پسیل و کوتاهتر شدن طول دوره یک نسل گردد (مانند سموم تیودیکارب، متاسیستوکس و فنتیون) پسیل طغیان خواهد کرد.

3ـ سم‌پاشی مکرر و اختلاط سموم با هم که باعث حذف کامل دشمنان طبیعی و افزایش جمعیت آفات پسته می‌شود.

4ـ اگر از سمومی علیه پسیل پسته استفاده شود که تأثیر کافی در میزان تلفات آفت نداشته باشد (مانند زولون) باعث افزایش جمعیت می‌شود.

5ـ چنانچه سم‌پاشی باغ در زمانی انجام شود که تمام مراحل زندگی آفت اعم از تخم، پوره و حشره کامل دیده می‌شود و همچنین شکرک زیادی در سطح برگها تولید شده باشد تأثیر سم کاهش پیدا می‌کند و بعد از مدتی جمعیت آفت افزایش پیدا می‌کند.

6ـ استفاده زیاد از کودهای شیمایی ازته مخصوصاً اوره و سولفات آمونیوم در ماههای گرم سال در سطوح کرتها و همچنین کود شیمیایی کلروپتاسیم شرایط را برای ازدیاد جمعیت فراهم می‌کند.

7ـ استفاده از کود مرغی به تنهایی و به مقدار زیاد نیز باعث افزایش جمعیت پسیل می‌گردد.

8ـ فقیر بودن خاک از نظر مواد غذایی و نامناسب بودن بافت خاک نیز از عوامل افزایش جمعیت است، خاکهای شنی و خاکهای رسی و سخت به دلیل عدم جذب و نگهداری رطوبت به اندازه کافی به علت طولانی بودن دوره آبیاری سریعتر به آفت آلوده می‌گردند.

9ـ ناهموار بودن سطوح کرتها که باعث می‌شود درختانی که در بلندی قرار دارند به خوبی آبیاری نشده و رطوبت کمتری در اختیار داشته باشند.

10ـ عدم استفاده از کودهای دامی و چاله‌زنی و شخم عمیق در باغها به مدت طولانی

11ـ کشت متراکم درختان و رعایت نکردن فواصل مناسب و عملیات هرس

12ـ وجود علف‌های هرز زیاد از خردادماه به بعد در باغ

کنتــــرل پسیل پسته:
الف‌ـ استفاده از کارتهای چسبنده زرد رنگ
کارتهای زرد رنگ مورد استفاده در باغهای پسته از جنس‌های مختلف و عمدتاً از جنس پلی اتیلن و پی وی سی است. اندازه کارتها 20*10 سانتیمتر، به قطر 5/0 تا 1 میلیمتر و به وزن حدود 15 گرم است. سطح کارتها به وسیله چسب مخصوص که از مواد پولی بوتن‌ها همراه با واکس مخصوص و یا اس تی پی و یا مواد دیگری که حالت چسبندگی خود را 10 تا 15 روز حفظ نمایند آغشته می‌گردد. حشرات کامل پسیل به طرف رنگ زرد جلب و به تعداد زیاد به سطح کارتها می‌چسبند. شکار انبوه حشرات باید قبل از تخمریزی در سطح برگها انجام شود تا از تولید نسل بعدی آفت جلوگیری به عمل آید. در هر هکتار 100 تا 400 عدد کارت به کار می‌رود. محل نصب کارت در سمت بیرونی تاج و به ارتفاع نصف تاج در جهت‌های مختلف است. دو نوبت کارت‌گذاری در سال کافی به نظر می‌رسد. یکی در دهه دوم فروردین ماه که این نوبت آفت زنجره پسته را نیز کنترل می‌کند و دیگری در نیمه دوم تیرماه می‌باشد. پس از پایان دوره کارت‌گذاری باید کارت‌ها را از روی درختان جمع‌آوری و سطح آنها را در صورت استفاده از چسب مخصوص توسط آب گرم همراه با مقدار کمی الکل اتیلیک و در صورت استفاده از اس تی پی با دستمال آغشته به چند قطره نفت تمیز کرد.

ب‌ـ دشمنان طبیعی
دارای دشمنان طبیعی گوناگونی است که زنبور پارازیتوئید Psyllaephagus pistaciae از خانواده Encyrtidae همزمان با ظهور پوره‌های نسل اول در باغها ظاهر و به پوره‌های پسیل به خصوص در سنین 4 و 5 حمله نموده و آنها را مومیایی می‌کند.

ج‌ـ عملیات زراعی
1ـ شخم زمستانه و پاشکنی درختان 2ـ کوددهی و چاله زنی 3ـ اصلاح بافت خاک 4ـ آبیاری مناسب 5ـ تغذیه مناسب 6ـ رعایت فاصله کشت و تراکم 7ـ هرس و خشک‌بری 8ـ مبازه با علفهای هرز 9ـ کاشت رقم مناسب 10ـ استفاده از سیستم آبیاری تحت فشار

دـ کنترل شیمیایی
دارتون یا مارشال به نسبت 2 تا 2.5 در هزار یا مایع ظرفشویی به نسبت 3 در هزار به تنهایی پوره‌های پسیل پسته را کشته و از بین می‌برد، همچنین تا حدودی روی تخم نیز تأثیر دارد. آمیتراز و کنسالت خاصیت ناباروری حشرات کامل را دارد. از مخلوط کردن مایع ظرفشویی با سموم خودداری شود زیرا PH آن قلیایی است و باعث کاهش تأثیر کشندگی سموم می‌گردد.در صورت امکان از اواسط مرداد به بعد سمپاشی انجام نگیرد.

1. آمیتراز(مایتاک) EC20% و 1.5- 1 در هزار

2. ایمیداکلوپراید(کونفیدور) SC35% و 4/. در هزار

3. فلوفنوکسورون(کاسکید) DC5% و 5/. در هزار

4. هگزافلومورون(کنسالت) EC10% و 7/.- 5/. در هزار

5. دارتون EC21.7% و 1.5 دهزار

6. اندوسولفان EC35% و 1.5 درهزار

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

پنج شنبه 25 فروردین 1390  5:35 PM
تشکرات از این پست
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:آفات گیاهی

زنجره پسته (شیره تر)
Idiocerus stali

(Hom.: Cicadellidae, Bythoscopinae)

از آفات مهم پسته در اغلب مناطق پسته خیز کشور می‌باشد. از نواحی قزوین، اطراف تهران، کاشان، یزد، اردکان، کرمان، خراسان، دامغان و فارس گزارش شده است.

زیست‌شناسی
یک نسل در سال دارد. زمستان را به صورت حشره کامل در زیر پوست و شکاف تنه درختان پسته و سایر پناهگاهها می‌گذارند. در اوایل بهار حشرات کامل در روی جوانه‌ها نشسته و تغذیه می‌کنند. پس از این که حشره جوانه را ترک کند از محل تغذیه، شیره گیاهی به صورت قطراتی خارج می‌گردد. ماده‌ها به مجرد باز شدن برگها و خوشه‌های گل تخمریزی می‌کنند. اینها به کمک تخمریز خود در نسوج شاخه‌های جوان همان سال و دمبرگ و دم گل، سوراخی تعبیه کرده و در هر سوراخ 2 عدد تخم نزدیک به هم قرار می‌دهند. ماده‌ها دور تخم‌ها و مدخل سوراخ را بوسیله ترشحاتی که بعداً سیاه رنگ می‌شوند، می‌پوشاند. ماده‌ها دم خوشه میوه را برای تخمریزی ترجیح می‌دهند به همین جهت کمتر روی درختان نر دیده می‌شوند.

تخم‌ها کشیده و سفید رنگ است و تعداد آنها برای هر حشره ماده گاهی به 100 عدد می‌رسد. دوره تخمریزی حدود 15 تا 35 روز طول می‌کشد. خروج پوره‌ها مقارن با خاتمه گل و تشکیل میوه است. دوره پورگی جمعاً 30 تا 40 روز و پوره‌ها 3 بار جلد عوض می‌کنند و کامل می‌شوند. خسارت عمده مربوط به پوره‌های زنجره می‌باشد. فعالیت حشرات با ترشح عسلک همراه است که شاخه و برگ و حتی زمین سایه‌انداز درختان را خیس می‌کند. اتلاق کلمه شیره تر به این آفت از همین لحاظ است. در اثر تغذیه این آفت، میوه‌های تازه تشکیل شده به شدت می‌ریزند و روی خوشه‌ها میوه‌ای باقی نمی‌ماند. زنجره‌های بالغ آنچنان تغذیه‌ای نداشته و از آبان ماه به بعد به پناهگاههای زمستانه خود می‌روند.


کنترل زنجره پسته:
1ـ استفاده از فوزالون (زولون) به نسبت 2- 1.5 در هزار و اندوسولفان (تیودان) به نسبت2 درهزار با مشاهده اولین پوره‌ها پس از گلدهی درختان پسته

2ـ استفاده از کارت‌های چسبنده زرد رنگ در دو نوبت، نوبت اول از اواسط دهه اول فروردین ماه همزمان با پیدایش نوک سبز جوانه‌ها و نوبت دوم نیمه دوم اردیبهشت ماه می‌باشد.

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

پنج شنبه 25 فروردین 1390  5:35 PM
تشکرات از این پست
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:آفات گیاهی

سوسک طوقه خوار پسته
Capnodis cariosa hauseri

(Col.: Buprestidae)

همانند همه گونه‌های این خانواده، لارو پس از خروج از تخم در داخل خاک به خوبی حرکت می‌کند و خود را به ریشه‌های اصلی و طوقه می‌رساند. این حرکت به کمک موهای فراوانی که در سطح بدن لارو سن اول است، انجام می‌گیرد. لاروها به محض رسیدن به ریشه، به زیر پوست نفوذ کرده و در منطقه کامبیوم مستقر می‌شوند. تغذیه لاروها عمدتاً از لایه زاینده و بافت پوست است و از استوانه مرکزی فقط لایه نازکی مورد تغذیه قرار می‌گیرد. در محل استقرار لاروها لایه‌ای از مواد جری رنگ که مخلوطی از بقایای بافت گیاه، فضولات و ترشحات ریشه است دیده می‌شود. در اثر تغذیه لاروها جریان شیره گیاهی قطع می‌شود و به همان نسبت از رشد شاخه‌ها و باردهی درختان کاسته می‌شود.

زیست‌شناسی
از نظر سیکل زندگی شبیه به کاپنودیس درختان میوه دانه‌دار و هسته‌دار بوده و یک نسل در دوسال طی می‌شود. به دو صورت حشره کامل در پناهگاههای مختلف در زیر علف‌های هرز، زیر برگهای خشکیده، داخل شکاف‌های سطحی زمین یا به صورت لارو در زیر پوست قسمت‌های مختلف پایین درخت شامل ریشه، طوقه و قسمت‌های انتهایی تنه زمستان گذرانی می‌کند. تعداد تخم ممکن است تا 1000 عدد هم برسد و معمولاً به صورت انفرادی در کنار طوقه درختان در خاک گذاشته می‌شود. دوره جنینی 15ـ10 روز به طول می‌انجامد.



کنترل:

1ـ آبیاری منظم

2ـ قوی نگه داشتن درختان

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

پنج شنبه 25 فروردین 1390  5:36 PM
تشکرات از این پست
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:آفات گیاهی

پوستخوار پسته
Estenoborus perrisi

(Col.: Scolytidae)

زمستان را به صورت لارو در حد فاصل پوست و چوب درخت در دالان‌های لاروی به سر می‌برد و سه نسل در سال دارد. حشرات کامل در بهار با مساعد شدن آب و هوا ظاهر می‌شوند و در روی درختان ضعیف شروع به فعالیت می‌نمایند. دالان مادری الباً 4 تا 5 شاخه است کهه مگی از یک محفظه مشترک که به اتاقک جفت‌گیری معروف است منشاء می‌گیرند. این حشره پلی گام است. هر دالان مادری به نوبه خود دارای 10 تا 20 دالان لاروی است که در طرفین دالان مادری و نسبت به آن به طور عمود قرار گرفته‌اند. در انتهای دالان‌های لاروی اتاقک شفیرگی مشاهده می‌شود که حشره کامل پس از ظهور از همان جا پوست را سوراخ و خارج می‌گردد. دوره نشو و نمای یک نسل این آفت حدود یک ماه به طول می‌انجامد.


کنترل:
چون به درختان ضعیف حمله می‌کنند تقویت درخت و آبیاری منظم بهترین راههای پیشگیری از حمله این آفت است.

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

پنج شنبه 25 فروردین 1390  5:37 PM
تشکرات از این پست
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:آفات گیاهی

برگخوار خاکستری پسته
برگخوار خاکستری پسته
Thaumetopoea solitaria

(Lep.: Thaumetopoeidae)

زیست‌شناسی
زمستان را به صورت دستجات تخم روی شاخه‌ها به سر می‌برند. تفریخ تخمها در بهار تقریباً هم زمان با باز شدن برگها صورت می‌گیرد.لاروهای خارج شده از یک دسته تخم به خصوص در سنین اولیه با هم زندگی می‌کنند و اغلب در صفوف منظم روی تنه و شاخه درختان حرکت می‌کنند. در سنین یک و دو تمام شبانه‌روز روی شاخه و برگ درختان زندگی می‌کنند. در سنین بعد فقط شب‌ها فعالند و هنگام روز درداخل حفره‌های تنه درخت و زیر کلوخه‌های اطراف تنه استراحت می‌کنند. در این هنگام از روی برگهای خورده شده که فقط رگبرگ اصلی باقی مانده است می‌توانبه وجود آفت پی برد. لاروها پنج بار جلد عوض می‌کنند و پس از تغذیه کافی در عمق 10 تا 20 سانتیمتری خاک تبدیل به شفیره می‌شوند. حشرات کامل 2 تا 3 ماه بعد در اواخر تابستان ظاهر می‌شوند. یک نسل در سال دارد.



کنترل:
1ـ مگس پارازیت لارو Exorista sorbillans (Dip.: Tachinidae)

2ـ مبارزه با دیگر آفات پسته مانند زنجره و پسیل، مبارزه با این آفت را نیز زیر پوشش می‌برد. در صورت عملیات مبارزه اختصاصی از سموم فسفره آلی در هنگام شب استفاده می‌شود

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

پنج شنبه 25 فروردین 1390  5:37 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها