0

پاهای سست

 
abdo_61
abdo_61
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 37203
محل سکونت : ایران زمین

پاهای سست

 براي تو مي نويسم

براي تو پسرکم ... براي تو که تمام روزت را پشت پلکهايت پنهان کردي و حرفهايت را خوردي ... براي دل خسته ات که استخاره هاي بي جوابش را بين رفتن و ماندن تقسيم مي کند ... براي دستانت که نوازشش را نذر دوست داشتنت کرد ... براي تو مي نويسم پسرکم , که اين همه سرگرداني و دل نگران
براي تو مي نويسم , براي تو که ميان اين همه تصوير مبهم دنبال صداي آشنايي ... براي لبانت که حرف دارند ... براي سايه ات که تنهايت گذاشته ... براي تو مي نويسم که به هزار و يک بي دليل دلت گرفته
بيا با من ... بيا خستگي ها رو بذاريم رو شونه دست نوشته هايت ... بيا دلواپسي ها رو تو خاک کودکي دفن کنيم , بيا قهوه سردت را بي خيال سر بکشيم , بي بغض ... بدون بي قراري . بيا اشکهاي نگفته رو تو پاورقي چرک نويسهايت جا بذاريم . بيا تو روشني خلوت شبانمون پرسه مستي بزنيم
بيا حسرت ها را دور بريزيم , دير شدنها را زود فراموش کنيم . بيا اين چمدان نيمه باز رو از کنار پاهاي سستت بر داريم . سفر , همسفر مي خواهد , خودم سراب مقصدت مي شوم
...
به حرفم گوش کن پسرکم
من نگرانتم ... نگران اين همه حال مچاله شده کنار تختت ... من نگران اين زانوهاي دلگيرم که هي بغل مي کني ... من نگران اين چشمهاي منتظرم که تمام روز به آينه ات بسته اي ... من نگران اين همه فاصله ام که از خودت تا نزديکترينها کشيده اي ... من نگران اين گمشدنهاتم
من فقط براي دل کوچيک تو مي نويسم که تمرين رهايي را فراموش نکني ... من فقط براي تو مي نويسم که آروم بگيري ... من براي پاهايت مي نويسم که لذت دويدن را به درد زخمهايش بي خيال نشوند ... من براي همه صبوريهايت مي نويسم ... خسته نشو , دلگير نشو . با من باش
من کنارتم , من کنارتم تا با هم از زير بارون تنهايي گلهاي بي وفايي بچينيم ... بگذار بخندند , من اينجايم تا نخندم به بغض دلدادگيت , صداي لرزان تمنايت , آرزوي پروازت . من مي دانم ... مي دانم که زمين خاکي عشقت گرد است , مي دانم که هر چي مي دوي همان جاي اولي ... من پوزخند , ارزانيت نمي کنم . به آتش بي مهري جزايت نمي دم . من هميشه با توام
انقدر برايت مي نويسم تا هيچوقت تنها نموني ... هيچوقت تنها نمي موني ... نترس پسرکم , ترسيدن براي تو نيست
من براي تو مي نويسم , براي ديروزت که خاکستري بود , براي امروزت که قرمز است , براي فردايت که رنگش نکردي ... براي تو مي نويسم تا آروم بگيري ... تنها نموني ... مهم نيست چي ميشه , مهم نيست ... بي رنگي ها را فراموش کن
من فقط براي تو مي نويسم پسرکم

 

 

مدیر سابق تالار آموزش خانواده

abdollah_esrafili@yahoo.com

 

  شاد، پیروز و موفق باشید.

پنج شنبه 25 فروردین 1390  10:34 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها