عليرضا حكمتي يكي ديگر از پهلوانان شعر كرمانشاه است كه البته بيشتر آثار او را در حوزه ادبيات كودك و نوجوان خوانده و شنيدهايم؛ هرچند او همچون ديگر همشهرياش بيژن ارژن، ذوق و استعداد ويژهاي هم در سرودن دوبيتي و رباعي دارد.
امروز و در آينههاي روبهرو ميزبان چند دوبيتي از عليرضا حكمتي هستيم؛ دوبيتيهايي كه در برخورد نخست زبان صميمي و ساده شاعرش بيشتر از هر مولفه ديگري خودش را به رخ ميكشد، دوبيتيهايي كه با صميميت زلال و سيالي كه دارند مخاطب را تحت تاثير قرار ميدهند.
او در اين دوبيتيهايش رويكردي عاشورايي دارد و سعي كرده در حداقل كلمات حس و عاطفه قوي شاعر از واقعه كربلا را براي مخاطب بيان كند.
اگرچه حكمتي نتوانسته از فضاها و تجربههاي پيشين شاعران در اين زمينه فراتر رود و به نوعي شايد بتوان گفت ما با دوبيتيهاي خوبي روبهرو هستيم كه متاسفانه حداقل خلاقيت در آنها از سوي شاعر به كار گرفته شده است.
(1)
بسوزان دفترم را از خجالت
غزلهاي ترم را از خجالت
تو بيسر باشي و... عمري چگونه
نگه دارم سرم را از خجالت
(2)
نم اشكي به دل افروختم يا...
فقط چشمي به درها دوختم يا...
تمام خيمهها؛ آتش به آتش
و من آتش گرفتم؟سوختم؟ يا...
(3)
براي حضرت زينب
شبيه تو اسيرم، حق ندارم؟
از اين غصه بميرم، حق ندارم؟
شبيه خيمه ميسوزد دل من
اگر آتش بگيرم، حق ندارم؟
(4)
شبيه تو اسيرم، خيمه خيمه
از اين غصه بميرم، خيمه خيمه
دل من، خيمه خيمه هيزم تر
بگو آتش بگيرم، خيمه خيمه