تكرار تلاش بيهوده غرب براي از بين بردن هويت اسلامي در آسياي مركزي؛
غرب تهديد جلوه دادن اسلام را زمينهساز حضور و نفوذ خود در قزاقستان ميپندارد
خبرگزاري فارس: بر خلاف ادعاهاي دروغين رسانههاي وابسته به رژيم صهيونيستي در قزاقستان مبني بر وخامت وضعيت اسلامگرايان و گرايش مردم به فرهنگ غربي، واقعيات نشان ميدهد اسلام در دل مردم است و آنان به هويت اسلامي خويش پايبندند.
به گزارش فارس، طي چند ماه گذشته رسانههاي وابسته به لابيهاي صهيونيستي تلاش گستردهاي را جهت اختلاف افكني (بين آنچه را كه خود خواست واقعي مردم قزاقستان مينامند و اجراي سنتها و كاركرد مورد نظر اسلام) آغاز كردهاند بطوري كه اسلام را عاملي انحرافي و تشنج آفرين در جامعه امروز قزاقستان معرفي ميكنند.
* رسانههاي وابسته به رژيم صهيونيستي در صدد القاي تفكر تقابل اسلام با تمدن و ترقي هستند
اين رسانهها چنين وانمود ميكنند كه موارد اختلاف مخصوصاً در شهرهاي بزرگ اين كشور كه داراي تنوع فرهنگي و ارتباطات بيشتر اجتماعي هستند، بيشتر از گذشته به چشم ميخورد بطوري كه در آيندهاي نزديك دامنه مناقشاتي كه اكنون در فضاي مجازي و رسانهاي قزاقستان وجود دارد به مناقشات واقعي مبدل خواهد شد و اختلاف با بنيادگرايان اسلامي به طور علني ظهور خواهد كرد.
رسانههاي وابسته روسي زبان آنچنان به مخاطب خود تلقين ميكنند كه گويي اسلام مهمترين رقيب مردم تحول خواه منطقه است در حالي كه آموزههاي راستين اسلام هيچگونه مغايرتي با توسعه و پيشرفت نداشته بلكه با ارائه راهكارهايي منطقي، اصول توسعه پايدار را نيز بيان ميكند.
اين در حالي است كه به گفته كارشناسان مسائل اجتماعي قزاقستان، جوانان قزاقستان به مسائل شريعت و ديني علاقه زيادي يافتهاند و معتقدند كه با فراگيري صحيح آموزههاي اسلامي، قدرت تصميمگيري آنها بيشتر ميشود.
به اعتقاد اين كارشناسان، افزايش بخش قابل توجهي از مردم مسلمان منطقه به سنتها و ارزشهاي ملي و اسلاميشان كه از طريق انجام فرايض ديني و رعايت واجبات شرعي نمود يافته است، موجب نگراني دولتهاي منطقه شده به طوري كه مديريت منطقه و كشورها و سازمانهاي غربي را به شدت نگران كرده است و بدين خاطر آنان بدنبال پيدا كردن راهكارهاي جلوگيري از گسترش اين پديده هستند.
مقامات وابسته به اين منظور و در چارچوب سازمانهاي سياسي و امنيتي موجود در فضاي نسبتا باز قزاقستان، رايزنيها و نشستهاي مداوم و نسبتاً گستردهاي را با هدايت و حمايت كشورها و سازمانهاي غربي برگزار ميكنند و رسانههاي وابسته به رژيم صهيونيستي به پيروي از سياستهاي آنان، موج تخريب عليه مسلمانان را آغاز كردهاند.
* مقابله با افراطگرايي بهانهاي براي سركوب اسلامخواهي در آسياي مركزي شده است
غرب به كمك عوامل نفوذي خود در جامعه قزاقستان و در ادامه تلاشهاي طولاني ولي ناكام رهبران شوروي براي جداكردن مردم قزاق از هويت اسلامي خود از مردم ميخواهد سنتهاي اسلامي و قرآني را مطابق يافتهها و خواستههاي انسان مدرنيته نگاشته و در صورت مغايرت با اصول دموكراسي غربي، آن را به كناري نهند و از آن بگذرند.
در عين حال به نظر ميرسد كه حضور و نفوذ گروههاي افراطي و گاه غير بومي مذهبي در منطقه، بهترين فرصت و بهانه را براي مقابله دولت آسياي مركزي با موج اسلام خواهي مردم، فراهم كرده است. آنان با استفاده از اين بهانه و با دستاويز قرار دادن مقابله با بنيادگرايي اسلامي، هر نوع اقدام قهرآميز و سركوبگرانه نهادهاي انتظامي و امنيتي خود با مسلمانان منطقه را توجيه ميكنند و براي انجام فرايض و واجبات ديني توسط تمام مردم و به ويژه قشر نوجوان و جوان كشورهاي قزاقستان و تاجيكستان، محدوديت و ممنوعيتهاي زيادي را قائل شدهاند.
اين در حالي است كه عبارت بنيادگرايي كه توسط غرب ابداع شده است نيز به سوء تفاهمات زيادي دامن زده و واژهاي گمراه كننده هم براي جهان غرب و براي جهان اسلام ميباشد. كارشناسان بر اين باورند غربيها با انتقال بار منفي به هرگونه حركتهاي اسلام خواهانه در كشورهاي آسياي مركزي به غلط و عمداً از واژه بنيادگرايي استفاده ميكنند.
در حالي كه اسلام گرايي پس از فروپاشي شوروي بر خلاف آنچه كه ادعا ميشود فقط يك طغيان عليه رژيم حاكم و يا حركت متحجرانه نيست بلكه اين پديده يك حركت روشنفكرانه، واكنشي به چالشهاي ايدئولوژيك غرب و كمونيست و هويتي ديرينه براي مسلمانان و راهي براي پيشگيري از افول و سقوط آنان است.
اما واقعيات موجود در قزاقستان كنوني نشان داده است اسلام همچنان بخشي از هويت مردم منطقه را تشكيل ميدهد و در آينده نيز تداوم توجه به سنتهاي اسلامي و ديني در اشكال گوناگون بروز و ظهور خواهند يافت.
*سابقه مقاومت مردم مسلمان قزاقستان در حفظ آيين اسلام
اسلام بخشي از هويت مردم قزاقستان است كه قبل و پس از استقلال نقش موثري را در وحدت قومي و ملي مردم ايفا نموده است. گرچه گرويدن به دين مبين اسلام در قزاقستان به قرن هجدهم ميلادي باز ميگردد اما سنن و رسومات مناطق و اقوام مختلف اين كشور همگي به وضوح متاثر از اسلام است.
در دوره اتحاد شوروي و در دوره حكومت بلشويكها، فرهنگ اسلامي بطور جدي مورد سركوب قرار گرفت زيرا ماركسيسم كه مبناي اوليه حكومت بلشويكها بود خود نفي كننده هرگونه مذهب بود.
اين اسلام زدايي از طريق سياستهاي ضد مذهبي رسمي، اصلاح آموزش و پرورش، نفي ساختارهاي مذهبي و سنتي پيشين و برنامه روسي كردن از طريق تغيير زبان و ساكن كردن جمعيت روسي در قزاقستان كنوني انجام ميگرفت.
اما مطالعات قبل و پس از فروپاشي شوروي نشان ميدهد كه بلشويكها نتوانستند اسلام را از زندگي مردم قزاقستان حذف كنند و فرهنگ اسلام تاكنون به صورت جدي نقش خود را در زندگي مردم اين مناطق ايفا نموده است.
اين در حالي است كه دولت كمونيست اتحاد جماهير شوروي طي 2 مرحله به اسلام زدايي در آسياي مركزي و شيوع فرهنگ روسي در مناطق مختلف آسياي مركزي و قزاقستان دست زده است. در مقابل اين موج اسلام ستيزي در آسياي مركزي و شيوع فرهنگ روسي در اين مناطق كه از سوي دولت مركزي اتحاد جماهير شوروي آغاز شده بود، 2 نوع مقاومت از جانب مردم آسياي مركزي و قزاقستان به عنوان جزئي از اين سرزمين بروز كرد.
ابتدا اينكه در مناطق مختلف جنبشهايي نظير نهضت "باسماچي " و قيام مردم "باشقير " به وقوع پيوست كه از جانب روسيه مركزي سركوب شد. ديگر اينكه مردم تلاش نمودند طي يك مقاومت درون گروهي، سنن و آداب و رسوم قومي و اسلامي خويش را حفظ كنند. بدين ترتيب ازدواجهاي درون گروهي يكي از سمبلهاي مهم حفظ سنن و تعصبات قومي و مذهبي در آسياي مركزي بوده است بطوري كه در قزاقستان 93 درصد ازدواجهايشان به اين ترتيب انجام ميگرفته است.
در واقع همين عدم موفقيتها در محو مليت و همراه كردن مردم با مطامع كمونيستي است كه از جانب برخي نويسندگان به عنوان يكي از عوامل اصلي فروپاشي شوروي تلقي شده است.
بطور كلي آنچه مليتهاي مسلمان را تقريبا دست نخورده باقي گذاشته است و نهايتاً برنامه ايجاد خلق واحد در شوروي را ناكام گذاشت، روحيات مذهبي و پايبندي مردم به اصالت خويش بوده است بگونهاي كه اسلام غير رسمي كه عبارت بود از وجود روحيات مذهبي خودخوش در ميان مردم، فعاليت روحانياني كه از نظر مراكز مذهبي رسميت نداشتند، حفظ ارتباط خود با مقدسات اسلام در زندگي و نهايتاً در يك كلام حفظ اسلام در چارچوب سنن و آداب قومي، عامل اصلي وحدت در ميان اقوام مختلف بوده است.
* قدرتهاي غربي در پي تهديد جلوه دادن گرايشهاي مردمي به سوي اسلام براي ايجاد نفوذ خود هستند
همين اسلام بود كه موجب شد همزمان با اجراي اصلاحات كمونيستي، بانگ اذان از ميان تجمعات مردم و از منارههاي مساجد برخيزد و نغمه توحيد را به سراسر روستاها و شهرها برساند و عاملي در وحدت مردم در مقابله با تهاجمات فكري و اعتقادي باشد. از اين رو عامل همگرا كننده و وحدت آفرين آموزههاي اسلامي كه در تاريخ سرزمين قزاقستان نيز به روشني هويدا است، لرزه بر اندام غرب انداخته تا در مورد نقش اسلام و بنيادگرايي اسلامي و بدشگوني آن براي روند توسعه سياسي و اقتصادي قزاقستان غلو كنند.
اين در حالي است كه نفع عمده محافل صهيونيستي در بدنام كردن اسلام و مسلمانان و هرگونه اقدام آنان، نه به جهت تسريع در روند روبه رشد و توسعه كشور قزاقستان، بلكه در سناريوي همگام كردن اكثريت جامعه از طريق نفوذ فرهنگ غربي و گرفتن هويت و اصالت مردم و نهايتاً كسب منافع خويش از قبال آن است.
غرب و صهيونيسم بدنبال آن هستند كه تهديد به اصطلاح اسلامي را به عنوان زمينه مشروعيت بخشي جهت مداخله در حوزه نفوذ جديد خود به كار برند. در همين حال سياست خارجي غرب به سركردگي آمريكا و صهيونيسم ميخواهد مطمئن شود كه اسلام به آن حد رشد نميكند كه منافع آنان را در معرض خطر قرار دهد و به نفوذ آنها لطمهاي وارد سازد از اين رو به ادعاهاي كذبي روي آوردهاند كه نشاني از واقعيت در جامعه قزاقستان ندارد.
انتهاي پيام/م