0

نیکی و بدی

 
abdo_61
abdo_61
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 37203
محل سکونت : ایران زمین

نیکی و بدی

  

لئوناردو داوینچی موقع کشیدن تابلو شام آخر دچار مشکل بزرگی شد.  می بایست نیکی را به شکل حضرت عیسی و بدی را به شکل یهودا ، یکی از یاران حضرت عیسی که موقع شام تصمیم گرفت به او خیانت کند می کشید. کار را  نیمه تمام رها کرد تا مدل های آرمانی اش را پیدا کند.

روزی در یک مراسم همسرایی ، تصویر کامل مسیح را در سیمای یکی از جوانان همسرا یافت.جوان را به کارگاهش  دعوت کرد و از چهره اش اتودها و طرح هایی برداشت. سه سال گذشت . تابلو شام آخر تقریبا تمام شده بود.اما داوینچی هنوز برای یهودا طرح مناسبی پیدا نکرده بود.

کاردینال مسئول کلیسا کم کم به او فشار می آورد که نقاشی دیواری را تمام کند. نقاش پس از روزها جست و جو ، جوان شکسته و ژنده پوشی را در درون جوی آبی یافت . به زحمت از یارانش خواست تا او را به کلیسا بیاورند. چون دیگر فرصتی برای طرح برداشتن از او نداشت. گدا را که درست نمی دانست چه خبر است به کلیسا آوردند. دستیاران به زحمت سر پا نگه اش داشتند و داوینچی از خطوط بی تقوایی ، گناه و خود پرستی که به خوبی بر آن چهره نقش بسته بود نسخه برداری کرد.

وقتی کارش تمام شد ، گدا که دیگر مستی کمی از سرش  پریده بود ، چشمانش را باز کرد و با نگاهی تعجب آمیز به نقاشی نگاه کرد و گفت: من این نقاشی را قبلا دیده ام.  داوینچی شگفت زده پرسیئ : کی ؟ گدا گفت : سه سال پیش ، قبل از اینکه همه چیزم را از دست بدهم. موقعی که در یک گروه همسرایی آواز می خواندم ، زندگی پر از رویایی داشتم ، هنرمندی از من درخواست کرد تا مدل نقاشی چهره عیسی بشوم .

 می توان گفت که نیکی و بدی یک چهره دارند .همه چیز به این بسته است که هر کدام کی سر راه انسان قرار بگیرند.

 

 

مدیر سابق تالار آموزش خانواده

abdollah_esrafili@yahoo.com

 

  شاد، پیروز و موفق باشید.

دوشنبه 22 فروردین 1390  4:20 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها