0

روزی خواهم آمد

 
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

روزی خواهم آمد


روزی خواهم آمد و پیامی خواهم آورد

در رگ ها .نور  خواهم ریخت .

و صدا در خواهم داد: ای سبد هاتان پر خواب !سیب

آوردم .سیب سرخ خورشید .

خواهم آمد گل یاسی به گدا خواهم داد .

زن زیبای جزامی را گوشواری دیگر خواهم بخشید

کور را خواهم گفت :چه تماشا دارد باغ !

دوره گردی خواهم شد .کوچه ها را خواهم گشت .

جار خواهم زد ای شبنم. شبنم. شبنم.

رهگذری خواهد گفت : راستی را شب تاریکی است  .

کهکشانی خواهم دادش .

روی پل دخترکی بی پاست .دب اکبر را بر گردن او خواهم آویخت .

هر چه دشنام از لب ها خواهم بر چید .

هر چه دیوار از جا خواهم بر کند .

رهزنان را خواهم گفت : کاروانی آمد بارش لبخند !

ا بر را پاره خواهم کرد .

من گره خواهم زد چشمان را با خورشید .

دل ها را با عشق .سایه ها را با آب .شاخه ها را با باد .

و به هم خواهم پیوست .خواب کودک را با زمزمه

زنجره ها .

.باد بادبادک ها را به هوا خواهم برد

گلدان ها را آب خواهم داد .

خواهم آمد سر هر دیواری . میخکی خواهم کاشت .

پای هر پنجره ای شعری خواهم خواند .

آشتی خواهم داد .

آشنا خواهم کرد

راه خواهم رفت

نور خواهم خورد

دوست خواهم داشت .

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
یک شنبه 21 فروردین 1390  6:21 PM
تشکرات از این پست
zahra_53
دسترسی سریع به انجمن ها