0

ايثارگر گرسنگان

 
sadali
sadali
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : اسفند 1387 
تعداد پست ها : 1442
محل سکونت : خراسان رضوی

ايثارگر گرسنگان

(ثعلبى كه مفسر است و امام صاحب حديث ، به چند روايت آورده است از مجاهد و عبدالله عباس و غير ايشان كه امام حسن و امام حسين عليهماالسلام بيمار شدند. جد ايشان محمد مصطفى صلى الله عليه و اله به عيادت ايشان آمد. شاه مردان را گفت : از خدا پذيرفتم كه اگر فرزندان مرا خداى تعالى شفا دهد سه روز، روزه بدارم .) شاه مردان گفت : نذر كردم كه اگر فرزندان من شفا يابند سه روز، روزه بدارم و فاطمه و حسن و حسين عليهماالسلام و فضه نيز همين نذر كردند. چون حق تعالى ايشان را شفا داد، شاه مردان فاطمه را گفت : وقت آن است كه به نذر خود وفا كنيم . و نزد آل محمد صلى الله عليه و اله از قليل و كثير هيچ طعامى نبود. ايشان را همسايه اى بود نام او شمعون . در خانه رفت و پاره اى پشم بيرون آورد و سه صاع (657) جو، و گفت : اين پشم به زنان ده تا بريسند و اين جو مزد اين است . اميرالمؤمنين عليه السلام بستد و به خانه آورد. فاطمه عليهاالسلام از آن جو، صاعى را آرد كرد و پنج قرص ‍ بپخت . هر يكى را قرصى داد. چون نماز بگزاردند طعام در پيش نهادند. خواستند تا تناول كنند، هنوز دست در طعام نياورده سائلى بر درآمد و گفت : مسكينى ام از مسكينان مسلمانان . مرا طعامى دهيد تا خداى شما را از طعامهاى بهشت كرامت كند. اميرالمؤمنين عليه السلام روى به فاطمه عليهماالسلام آورد و گفت ؛ شعر:

فاطمة ذات المجد و اليقين
يابنت خير الناس اجمعين
اما ترين البائس المسكين
يشكو الينا الجائع المسكين
اى دختر بهترين خلقان
اى درد مرا هزار درمان
اين مسكين را كه بر در ماست
اى زين نان جوينه سير گردان
فاطمه عليهاالسلام گفت :
فرمانت را شنيدم از جان
اى شير خدا و شمع ايمان
امشب نخورم ، به وى رسانم
از حصه خويشتن من اين نان
اميرالمؤمنين عليه السلام قرص خود را ايثار كرد. فاطمه عليهاالسلام نيز موافقت كرد. حسن و حسين عليهاالسلام نيز موافقت كردند. فضه نيز موافقت كرد. همه طعام خود بدادند و آن شب به آب روزه گشادند.
روز دويم ، صاعى ديگر جوآس (658)كردند و پنج قرص بپختند و به وقت افطار پيش آوردند. يتيمى بر در آمد و گفت : السلام عليكم يا اهل بيت النبوة و منبع الرسالة (659)
يتيمى ام از فرزندان مهاجران . روز عقبه پدرم را شهيد كردند (و من تنها مانده ام .) اگر مرا طعامى دهيد خداى تعالى شما را از طعامهاى بهشت طعام دهاد.(660) شاه مردان روى به فاطمه كرد و گفت : بيت :
اى فاطمه بر درم يتيم است
در گرسنگى و رنج و بيم است
هر كو نخورد و را خوراند
نزديك خداى او كريم است
فاطمه عليهاالسلام فرمود:
ابن عم مصطفى و جانم
من نان نخورم به او رسانم
تا گرداند مرا خداوند
در حشر شفيع مجرمانم
آن شب نيز جمله طعام بدادند و به آب خالص روزه گشادند.
شب سيم ، باقى جو طعام ساختند. چون وقت افطار شد خواستند كه تناول كنند، سائلى بر درآمد كه اسيرى ام از اسيران شما. مرا به اسيرى برده اند و طعامم نمى دهند. حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام گفت ؛ بيت :
اى فاطمه خجسته بنگر
آمد بر در اسير مضطر
از گرسنگى و بينوايى
نالان و غمين و زار و غمخور
فاطمه عليهاالسلام فرمود:
اى شهره شهر عالم را در
شبير به روزه است و شبر
از گرسنگى رخان ايشان
اندر زردى شدست چون زر
با اين همه ، طعام كردم ايثار
ار بهر ثواب روز محشر
آن شب نيز، جمله (661) طعام بدادند (و به آب افطار كردند.)
اميرالمؤمنين عليه السلام روز چهارم به يك دست حسن را گرفت و به يك دست حسين را و ايشان را به خدمت حضرت رسول آورد - و ايشان از ضعف مى لرزيدند كه از بيمارى برخاسته بودند و سه روز روزه داشته و هيچ طعامى نخورده .
رسول صلى الله عليه و آله چون ايشان را بديد، بگريست و گفت : بياييد تا به حجره فاطمه رويم . چون درآمدند، فاطمه عليهاالسلام را ديد در محراب ايستاده از گرسنگى شكم با پشت افتاده و چشم در مغاك (662) رفته . در اين حالت دل رسول صلى الله عليه و آله طاقت نياورد و گفت : واغوثاه ! واغوثاه ! بالله اهل بيت محمد يموتون من الجوع . كار اهل بيت بدينجا رسيده كه از گرسنگى مى ميرند. در حال جبرئيل آمد و اين آيت آورد كه : يوفون بالنذر و يخافون يوما كان شره مستطيرا آن ابرار وفا مى كنند، به نذرى كه كردند و مى ترسند از روزى كه شر آن روز فاش باشد و عام . و يطعمون الطعام على حبه مسكينا و يتيما و اسيرا (663). (تا آنجا كه : و كان سعيكم مشكورا (664)). (665)

شنبه 20 فروردین 1390  12:44 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها