0

غرق در بى خبرى

 
sadali
sadali
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : اسفند 1387 
تعداد پست ها : 1442
محل سکونت : خراسان رضوی

غرق در بى خبرى

آورده اند كه يكى از مردان راه حق در بازارى مى رفت . نابينايى گفت كه به
حق آن روز بزرگ كه مرا چيزى دهيد. آن بزرگ نعره اى زد و بيفتاد و بيهوش شد. چون باهوش آمد، گفتند: اى شيخ ! ترا چه افتاده ؟ گفت : نام روز بزرگ شنيدم و مردمان از آن روز بى خبرند، يكى به قباهى (632) و كلاهى فرود آمده و ديگرى به دستار (633) و دراعه ،(634) همه به دنيا فريفته .

شنبه 20 فروردین 1390  10:32 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها