آورده اند كه پيغمبرى از پيغمبران پيشين با طايفه اى از زهاد و عباد امت به گورستان گذر كرد، آن جماعت خود در خواستند كه دعا كن كه حق تعالى يكى را زنده گرداند تا ما را از كيفيت مرارت مرگ خبر دهد. آن پيغمبر دوگانه اى بگزارد و دعا كرد. مردى سياه سر از گور برآورد، به آواز فصيح (611) مى گفت : يا هذا و الله لقد مت منذ تسعين سنه فما ذهبت مراره الموت من حلقى . نود سال است كه مرده ام ، هنوز تلخى جان كندن از حلقم بيرون نشده است . (بنگر كه چه شربتى است شربت مرگ كه تلخى او) نود سال بمانده است . اگر مى خواهى سكرات مرگ بر تو آسان شود، از گناهان توبه كن ، از طغيان دور باش .