در حديث آمده است كه رسول صلى الله عليه و آله گفت : مردى را شهيد كردند در راه حق . فرشتگان كه بر وى موكل (597) بودند، گفتند: عجب شهيدى بود اين مرد كه از براى روح وى در بهشت را نگشادند و حوران استقبال وى نكردند. حق تعالى بدان فرشتگان وحى فرستاد كه بنگريد. چون نگريستند روى زمين را ديدند پر از طاعت و خيرات وى . آن فرشتگان كه بر طاعت و خيرات او موكل بودند، گفتند: خداوندا! چرا در آسمان بگشايند و ايشان را براى عملهاى وى ؟ پادشاه عالم فرمود تا در آسمان بگشايند و ايشان را گفت : برداريد اين عملها اگر مى توانيد. پادشاه عالم گويد كه طاعت و عبادت بنده را مركبى است تا آن مركب نباشد، به محل قبول نرسد و آن تولاى على است و فرزندان وى ، و تبرا از دشمنان ايشان .
فرشتگان بنگرند. وى را مركب نباشد. گويند: خداوندا! او را اين مركب نيست . گويد: شما اين عملها بگذاريد و به مقام خود باز رويد. ايشان بروند. زبانيه (598) را فرمايد آن عملهاى وى به دوزخ اندازند و آن بنده را به دوزخ برند.(599)