0

كشتگان ايثار

 
sadali
sadali
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : اسفند 1387 
تعداد پست ها : 1442
محل سکونت : خراسان رضوی

كشتگان ايثار

آورده اند كه چون رسول صلى الله عليه و آله از جنگ احد فارغ شد، جابر بن عبدالله پدر خود را مى جست . گفتند: وى را در حربگاه ديديم . جابر كوزه اى آب بر گرفت و در ميان كشتگان مى گشت و پدر خود را مى جست . از جايى آواز بر آمد كه : العطش ! العطش ! جابر گفت : اول اين تشنه مجروح را آب دهم و بعد از آن پدر خود را باز جويم . كوزه آب به وى داد. آن تشنه مجروح خواست كه آب بياشامد كه از جانب ديگر آواز آمد كه : العطش ، العطش . بدان جانب اشارت كرد كه اول آب به وى دهيد. شايد او از من تشنه تر باشد. آب پيش وى بردم . وى نيز خواست كه آب بياشامد كه از جانب ديگر آواز بر آمد كه : العطش ! العطش ! وى را نيز بدان جانب اشارت كرد همچنين تا به بالين هفت تشنه مجروح رسيدم كه هر يكى به ديگرى اشارت كرد و آب نمى آشاميد. چون به بالين تشنه اولين باز آمد، جان به حق تسليم كرده بود. همچنين تا به بالين هر هفت (نفر) بازگشتم ، جان به جان آفرين سپرده بودند و هيچ كدام آب بياشاميدند.

شنبه 20 فروردین 1390  9:50 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها