آورده اند كه مردى بس زشت ، ديدار كريه (519) داشت . روزى در آينه نگاه كرد. به تعجب با خود گفت كه حق را چه حكمت بود در آفريدن ديدار زشت من ؟ از ميان آينه آواز آمد كه : حكمتى فى خلقك محبتى فى قلبك . حكمت من در خلقت تو، محبت من است كه در سر تو سرشته است تا ديده غبرى بر او نيفتد.