هرچند كه غرب در قبال ساير كشورها مولفههاي ديگري را به كار برد اما در قبال ليبي به عمليات گسترده چند جانبه پرداخته كه هدف نهايي آن سلطه بر ليبي است. مواضع و عملكردهاي غربيها نشان ميدهد كه آنها در چند محور تحركات خود را طراحي و اجرا ميكنند. اولا بخشي از اقدامات غرب را تحركات نظامي تشكيل ميدهد.
هر چند كه آنها به دليل عدم شناخت از محيط داخل ليبي و هراس از تكرار سرنوشت عراق و افغانستان اكنون از اقدام نظامي زميني خودداري ميكنند اما اصولي همچون اجراي عمليات هوايي و محاصره ليبي در كنار اعزام نيروهاي ويژه اطلاعاتي به خاك ليبي را در دستور كار قرار دادهاند.
آنها با فشار از بيرون و اقدامات جاسوسي از درون سعي دارند تا هردو جبهه قذافي و انقلابيون را در مسير خواست خود هدايت و حتي آناني را كه در آينده مانع آنها خواهند بود را حذف كنند. آنچه مسلم گرديده آنكه غرب نميخواهد انقلابيون بر ليبي حاكم باشند لذا سعي دارد تا به نحوي و با بازي دو جانبه ميان قذافي و انقلابيون شرايط حذف آنها از صحنه و جايگزين كردن عناصر خود به جاي آنها را اجرايي سازد.
ثانيا بخش ديگر تحركات غرب را اقدامات سياسي تشكيل ميدهد. در اين فاز از يك سو بر آنند تا در صحنه بينالملل اهداف خود را پيگيري و رضايت كشورها را براي همسويي با اهداف خود جلب كنند كه قطعنامههاي شوراي امنيت و ورود كشورها به جنگ بخشي از آن است و از سوي ديگر با اعزام نمايندگان ديپلماتيك به ليبي به دنبال مذاكره با انقلابيون و سوق دادن آنها به چارچوبهاي كاري خود هستند. نمود عيني اين اقدام را در تحركات انگليس ميتوان مشاهده كرد كه تاكنون چندين هيات ديپلماتيك را به ليبي اعزام كرده است.
به هر تقدير ميتوان گفت كه غرب در فرآيندي چند جانبه به دنبال رسيدن به اهداف اشغالگرايانه خود در ليبي است هرچند كه به دليل مسائلي نظير عدم شناخت از مردم و ساختار اجتماعي ليبي و نگراني از تكرار شكستهاي گذشته از اقدام نظامي گسترده خودداري ميكند اما تلاش دارد تا با بهرهگيري از سياست آزادي براي قذافي، ليبي را در جنگي داخلي و فرسايشي قرار دهد تا در نهايت بتواند شرايط را براي ورود به ليبي و سيطره بر آن فراهم آورد در حالي كه هزينههاي اين رفتارهاي غرب را مردم ليبي خواهند پرداخت كه هم از سوي قذافي و هم از سوي غرب قتل عام ميگردند.