آورده اند كه هشام بن عبدالملك (155) در طواف بود. هر چند خواست كه حجر را استلام (156) كند، نتوانست از انبوهى خلق .
زين العابدين عليه السلام به طوافگاه در آمد. خلقان وى را راه باز دادند و تعظيم و توقيرش (157) كردند.
هشام گفت : اين كيست كه خلقان وى را تعظيم و توقير مى كنند؟ فرزدق شاعر گفت : اى عجب ! نمى دانى كه اين كيست ؟ اين ، آن كس است كه جمله موجودات از حيوانات و جمادات وى را مى شناسند، سنگريزه هاى بطحا(158) كه وى پاى بر آنجا مى نهد، وى را مى شناسند.