0

علامه شوشترى

 
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

علامه شوشترى

علامه شوشترى (متوفاى : 29/2/1374 ش .)

مولود نجف  | پدر و مادر  | اقبال شوشتر  | رجعت به شهر عشق  | برزيگران نور  | حلقه نور  | آثار پر بار و ابتكارى  | مكتب تربيت  | آيينه اخلاق  | فصل فراق

مولود نجف
از آن هنگام كه حضرت امام على عليه السلام آن پيكر پاكى و راستى و عدالت در سرزمين نجف اشرف به خاك سپرده شد تا اندك زمانى پيش از اين هميشه شهر مقدس نجف ديار دانش و دين و شهر جهاد و اجتهاد و سرزمين صفا و نور بود.
گويى با دفن جسم مقدس مولا على عليه السلام ، خورشيد آسمان را نيز در خاك نجف دفن كردند.
نزديك به چهارده قرن است كه ستارگان آسمان دانش و تقوا از آن سرچشمه خورشيد سر بر آورده ، سپهر صفا و صميميت را جذابيتى بيشتر و ملاحتى افزونتر بخشيده اند و اين همه چيزى نبود جز پرتوى از آن آفتاب كه در دل شب و دور از چشم اغيار در سرزمين نجف به خاك سپرده شد.
در زمانى هم كه بيش از هزار سال از پيشينه حوزه علميه نجف مى گذشت (1320 ق .) حلقه هاى درس و بحث همچون گذشته و بلكه پر رونق تر در آن ديار داير بود. هزاران نفر از طالبان دانش ، وطن خود را ترك گفته ، در كنار آستان قدس مولا على عليه السلام گرد هم آمده بودند تا ضمن ارادت به آستان ولايت و تحصيل علم و كمال ، ارزش هاى علوى را كه چيزى جز اسلام پيامبر نيست ، پاس دارند. آن روزها براى فضلاى حوزه نجف روزهاى پربارى بود چرا كه اساتيد بزرگ و زنده اى چون آيه الله سيد محمدكاظم يزدى و آيه الله آخوند خراسانى كه در فيض بخشى دستى توانا و بيانى گويا داشتند و بخوبى تشنگان دشت طلب را سيراب مى كردند، سر حلقه حوزويان بودند.
آن سال براى شيخ كاظم شوشترى سالى بس پر بركت و با ميمنت بود. چنين مى نمود كه خداى رحيم ، لطف بزرگى در حق او فرموده و چشمش را با ميلاد پسرى با استعداد و شايسته روشنى بخشيده است .(1) پدر او را به نام نهمين پيشواى معصوم شيعيان ((محمدتقى )) ناميد تا هر لحظه به ياد دوستى بزرگ از دوستان برگزيده خدا، يعنى حضرت جوادالائمه عليه السلام باشد و هميشه ذكر و سپاس حق گويد.


پدر و مادر
خاندان مادرى محقق از خانواده هاى متدين ايرانى بودند كه از مدتها پيش ، شهر نجف را براى سكونت برگزيده بودند. مادرش متولد نجف اشرف بود و در همان شهر با روحانى جوان شوشتر، محمدكاظم شوشترى ازدواج كرد.
شيخ محمدكاظم از تبارى تابناك بود كه نسل در نسل از نوريان و دانشمردان شوشتر بودند و پيش از ميلاد محقق ، مردان نام آور بسيارى چون شيخ جعفر شوشترى و ... را در كهكشان درخشانشان نظارگر بودند.
پدر دانشمند محقق ، يگانه مرجع شوشتر و از مردان مبارز آن ديار بود. او در دفاع از كيان مسلمانان بويژه از حريم حجاب اسلامى ، مرزبانى مبارز و مبارزى بيدار بود كه توسط طاغوتيان از شوشتر به بروجرد تبعيد شد و روزگار درازى را ـ هم در زمان رضاخان و هم در عصر محمدرضا پهلوى ـ دور از وطن ، غريبانه در بروجرد زيست . (2)


اقبال شوشتر
مولود نجف ، با طراوت ترين بهاران عمرش را تا هفت سالگى در نجف اشرف تنفس كرد. نخستين سالهاى سبز زندگى را در آن شهر نجابت و نور، سپرى ساخت . پس از آن همراه مادر مهربانش ، ناخواسته شهر نجف را به قصد شوشتر ترك كرد و در حدود سال 1327 ق وارد آن شهر گرديد.(3)
آن روزها (1314 ش ) روزگار ايران سياه بود و دست نشانده بيگانگان ، رضاخان ميرپنج ، آشكارا با مظاهر اسلامى به ستيز برخاسته بود! در اين زمان طلبه فارغ التحصيل حوزه نجف ، آقا محمدتقى شوشترى ، شيخ شهر و به جاى پدر مظلوم و تبعيد شده خويش ، مرجع مردم در آن ديار بود.


رجعت به شهر عشق
شيخ شوشتر كه فرزند پدرى چنان مبارز و بيدار بود تحمل هيچ تهاجمى را بر ساحت مقدس تشيع و اسلام روا نمى ديد. چنين بود كه علم مخالفت با مزدوران اجانب را مردانه بر افراشت .
محقق براى بيدارى مردم و تهييج آنان بر ضد طاغوت وقت ، شوشتر را ترك گفته ، همراه خانواده اش راهى كربلا گشت ... پس از چند صباحى كه در كربلا مشغول زيارت و درد دل كردن با سالار شهيدان بود، ضمن گلگشتى كه در حلقه هاى درسى آن شهر داشت به اين نتيجه رسيد كه عازم نجف اشرف گردد تا به درياى دانشهايى كه در حلقه هاى درس و بحث آن روز حوزه نجف موج مى زد، بپيوندد.(4)
همان روزها در نجف اشرف يكى از آثار پر بارش را با نام ((قضاء اميرالمومنين عليه السلام )) (پيرامون قضاوتهاى امام على عليه السلام ) براى نخستين بار به دست چاپ سپرد(5) و با انتشار آن ، چشم دانشوران نجف را معطوف خود ساخت .
محقق تا سال 1321 ش . (1360 ق ) در حوزه نجف بود. پس از آن كه رضاشاه از قدرت به زير كشيده شد به شهرش شوشتر برگشت .(6)
او تا واپسين روزهاى عمرش در آن ديار ماند تا آنجا كه در سايه سار و سعى و كوششهاى شبانه روزى اش نام شوشتر بر سر زبانها افتاد و گذشته درخشان خود را كه روزى به ((دار المومنين )) شهرت داشت دوباره بازيافت چنان كه هر دانشمندى كه به زيارت او در شوشتر توفيق مى يافت جهانى جميل و عالمى پر از صفا را در آن ديار مى ديد و بى اختيار بيت زير در ذهنش تداعى مى شد:
هر آن كس زدانش برد توشه اى
جهانى است بنشسته در گوشه اى


برزيگران نور
مربيان و معلمان بزرگى كه در شكوفايى آن استعداد درخشان و در طلوع آن آفتاب روشنگر، به نوعى سهيم بودند، به عنوان استادان محقق نام برده مى شوند:
1. حجه الاسلام سيد حسين نورى
2. حجه الاسلام سيدعلى اصغر حكيم (1348 ق )
3. حجه الاسلام سيدمحمد على امام ، معروف به امام شوشترى ، (1308 ـ 1394 ق )
4. آيه الله شيخ محمدكاظم شوشترى (پدرشان )
5. آيه الله سيدمهدى آل طيب جزايرى (1362 ق )
6. آيه الله سيدمحمد تقى شيخ الاسلام (1342 ق )(7)


حلقه نور
بعضى از بزرگان و دانشوران معاصرى كه از محقق شوشترى اجازه روايتى داشته و از طرف ايشان مجاز در نقل حديث هستند عبارت اند:
1. آيه الله العظمى مرعشى نجفى (ره )
2. آيه الله شيخ غلامرضا عرفانيان (8)
3. استاد حجه الاسلام رضا استادى
4. استاد قيس آل قيس
5. دكتر سيدكمال حاج سيد جوادى
6. سيد جمال الدين دين پرور
7. سيدمحمد حسن آل غفور
8. استاد محمدعلى جاودان ...


آثار پر بار و ابتكارى
بيش از پنجاه سال است كه كتابهاى محقق ، بويژه ((قاموس و نهج الفصاحه و اخبار دخيله )) ايشان از منابع مهم و مرجع شمرده مى شوند و همين ما را از توصيف بيشتر آنها مستغنى مى كند. پس تنها به نامبرى آنها اكتفا مى شود:
1. شرح وجيزه شيخ بهايى (نخستين نوشته ايشان )
2. حاشيه بر متن لمعه و بر شرح لمعه .
3. النجعه فى شرح اللمعه ، در 11 جلد.
4. الاخبار الدخيله ، در 4 جلد.
5. قضاء اميرالمومنين على بن ابى طالب عليه السلام (پر انتشارترين اثر محقق كه به زبان فارسى دهها بار به چاپ و به زبان انگليسى هم نشر يافته است .
6. آيات بينات فى حقيه بعض المنامات ، به تازگى به زبان فارسى نيز ترجمه و انتشار يافت .
7. الاوائل .
8. قاموس الرجال فى تحقيق رواه الشيعه و محدثيهم ، در 14 جلد و پر آوازه ترين و پر بارترين كتاب محقق شوشترى است در علم رجال .
9. رساله فى تواريخ النبى و الال (تاريخ چهارده معصوم عليهم السلام )
10. رساله فى سهو النبى صلى الله عليه و آله و سلم .
11. الدر النظير فى المكنين بابى بصير.
12. البدايع (گلستانى كه از هر چمن گلى را به ارمغان دارد)
13. بهج الصباغه فى شرح نهج البلاغه در چهارده جلد (تفسيرى موضوعى و انتقادى )
14. مقدمه اى بر توحيد مفضل ، به زبان فارسى .
15. الاربعون حديثا، (چهل حديث در فضائل ائمه معصومين و مسائل فقهى ).
16. الاربعينيات الثلاث .
17. كشكول ، در 237 صفحه جيبى (غير از كتاب البدايع است ).
18. نوادر الاخبار و جواهر الاثار.
19. حواشى بر توضيح المسائل آيه الله خويى .
20. حواشى و استدراكات بر كتاب ثواب الاعمال و عقاب الاعمال .
21. جزوه كوچكى درادعيه و اذكار.
22. حواشى بر ((منتخب المنتخب )) (رساله عمليه پدرشان ).
23. غرر و درر، در ادبيات .
24. تفسير قرآن ، محقق شوشترى در اين تفسيرى كه آرزوى اتمام و انتشارش را داشت ، بيشتر به دو تفسير معروف شيعى نظر داشت . تفسير تبيان ، اثر بزرگ شيخ طوسى و تفسير الميزان اثر جاويد علامه طباطبايى اين اثر سالهاست كه در دست استاد على اكبر غفارى است تا توسط انتشارات مكتبه الصدوق چاپ و منتشر شود.


مكتب تربيت
علامه شوشترى در مكتب تربيتى خويش نيز اشخاص بسيارى را تربيت كرده و به جامعه دانش و فرهنگ تحويل داده است كه ما تنها به افراد خانواده ايشان بسنده مى كنيم و برخى را به اختصار نام مى بريم :
1. شيخ بهاءالدين شوشترى معروف به آقا شيخ بهاء
وى برادر محقق شوشترى و اهل علم و فضل است و امروزه از رجال بنام شوشتر شمرده مى شود با وجود اينكه در حدود 90 سال از عمرشان مى گذرد همچنان مشغول تبليغ دين و تعليم اخلاق و آداب اسلامى است و همه روزه در مسجد و مدرسه مرحوم شيخ جعفر شوشترى به امامت و ارشاد مى پردازد.
2. دكتر محمدعلى شيخ شوشترى
تنها پسر علامه شوشترى است كه عمرى را در اعتلاى فرهنگ اسلامى و يارى پدر دانشمندش كوشيده است و تاكنون دهها كتاب و مقاله پر بار نوشته و منتشر ساخته است كه مى تواند دانشوران را بكار آيد. ايشان از اساتيد نامدار دانشگاه تهران بود تا اينكه اخيرا از طرف مردم شوشتر به نمايندگى انتخاب شد و به مجلس شوراى اسلامى راه يافت . استاد دكتر شيخ فرزند فرزانه اى نيز به نام مسعود داشت كه با اشتياق در جبهه هاى جهاد شركت جست تا مفقودالاثر گشت و جاودانه شد.
علامه شوشترى داراى سه دختر نيز بود كه در اينجا لازم است از داماد با فضلشان آقاى حاج سيدابوالحسن شوشترى نام برد كه عمرى را در لباس مقدس روحانيت و در سنگر سجاده و محراب و منبر به نورافشانى و ارشاد مردم پرداخت و پيش از علامه شوشترى بدرود حيات گفت .(9)


آيينه اخلاق
محقق متقى ، مرد محراب محبت و والهى ملكوتى در وادى ولايت بود. از ايشان سوال شد كه اگر خداوند شما را دوباره جوان كند و قدرت و توانايى سابق را بدهد چه خواهيد كرد؟
در پاسخ فرمود:
((تحقيق در آثار اهل بيت عليهم السلام ))


فصل فراق
خورشيد خوزستان پس از عمرى نورافشانى در آسمان دانش و دين بالاخره در 29/2/74 (19 ذيحجه 1415) غروب كرد و روزنامه ها با تيترهاى درشتى چون ((حضرت آيه الله العظمى شيخ محمد تقى شوشترى به ملكوت اعلى پيوست )) خبر از وصالش دادند و شروع فصل فراق و هجران فرهنگ دوستان را اعلام كردند.
چنين بود كه نابغه اى به خواست خويش رسيد و پرواز تا بر دوست را آغاز كرد و اى بار نيز همگان در سوگ نشستند و افسوس كنان كه چرا تا زنده بود غريب و ناشناخته ماند و چرا پس از مرگ او را شناختيم زبان حال مردم بود. بارى نورى كه از نجف تابيده بود بالاخره در شوشتر غروب كرد و دفينه اى ديگر در ((مقام سيدمحمد گلابى )) و خاك پاك ايران زمين دفن شد.
اين مقاله را با ابياتى كه حكايت از ارادت اين كوچكترين به ساحت آن شيعى مرد پارسا و آزاد انديش است به پايان مى بريم تا كه قبول افتد و چه در نظر آيد:
شيخ ما نه مشرب ((مشا )) گزيد
نه به حكمت ماه ما ((اشراقى )) است
مهر ما از مكتب آل على
آفتابى شد كه خود آفاقى است
گرچه اين دفتر به پايانش رسيد
همچنان اما حكايت باقى است



1- تاريخ تولد محقق شوشترى به نوشته نقباء البشر، ج 1، ص 265، سال 1321 ق ولى بنا به گفته خود محقق در مصاحبه با كيهان فرهنگى ، سال دوم ، شماره اول ، ص 5، در سال 1320 ق .
2- كيهان فرهنگى ، سال 2، شماره 1، ص 6 و 11.
3- بهج الصباغه فى شرح نهج البلاغه ، محقق شوشترى ، ج 1، ص 13، (مقدمه ).
4- قاموس الرجال ، ج اول ، ص 5 و 6، (مقدمه چاپ جديد).
5- كيهان فرهنگى ، سال 2، شماره اول ، ص 5.
6- قاموس الرجال ، ج 1، ص 6.
7- ماهنامه وحيد، سال 3، شماره 3، ص 186 ـ 184 (اسفند 1344).
8- ميان محقق شوشترى (ره ) و استاد عرفانيان (دام ظله ) مكاتبات و نامه هاى بسيارى مكاتبه مى شد كه احتمال دارد نزديك به پنجاه نامه رقم زده شود. استاد عرفانيان لطف فرموده و بيش از بيست نامه برگزيده را كه به دستخط مرحوم محقق شوشترى است در اختيار نويسنده قرار دادند كه آكنده از مطالبى مفيد و ... هست و هر كدام برگ سبزى از تاريخ فرهنگ معاصر محسوب مى شود. سوگمندانه اين نامه هاى گرانبها پس از حروفچينى كتاب ((محقق شوشترى ، قاموس پژوهش )) به دست نويسنده رسيد و ...!
9- اين بخش را از آقاى فرهنگ كه سالها در خدمت و ملازم علامه شوشترى بود سود برديم ، در ضمن همين مكالمه تلفنى كه در تاريخ 19/1/76 ش با ايشان داشتيم ايشان گفت اينك دو كتابخانه و چندين موسسه فرهنگى و مذهبى به نام علامه شوشترى در شهر شوشتر داير است يكى از آنها ((كتابخانه آستان قدس رضوى ، اهدايى حاج شيخ شوشترى )) و ديگرى كتابخانه علامه شوشترى است .
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 16 فروردین 1390  9:39 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها