0

امام رهایی

 
mohamadaminsh
mohamadaminsh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : دی 1389 
تعداد پست ها : 25772
محل سکونت : خوزستان

امام رهایی




امام رهایی

خیلی سخت نبود. تصور کردنش را می گویم نه تحمل کردنش را. چشم هایم را بسته بودم و تصور می کردم: اتاقی تاریک و نمور، با دیوارهایی سیاه و پوشیده از تارهای عنکبوت، با نور ضعیفی که از روزنه ای کوچک به داخل می تابید. بعد دوباره تصور می کردم: مرد آسمانی، با غل های سنگین در میانه این زندان مخوف، سر بر سجده ای طولانی دارد.
دو روز تا مبعث رسول نور در کوه نور مانده است و امروز رسولی در حرای زندان مبعوث می شود تا پیام رهایی سر دهد و شیعیان بی پناهش را که آن سوی دیوارها در آه های حیرت و حسرت می سوزند، بیاموزد که باید از زندان تن رها شد. آن که اسیر غل و زنجیر تن نیست، پرواز را تجربه خواهد کرد و آن که در سیطره دیوارهای نفْس نفَس می کشد، گستره گیتی هم زندان و محبس اوست.

*

کسی می گفت: بارها شنیده بودم که دست های مبارکش را به سوی آسمان می گرفت و می فرمود: بارالها! سال ها از تو خواسته بودم که گوشه عزلت و خلوتی عطایم کنی تا با فراغ خاطر به عبادت تو بپردازم. اکنون شکرگزار این نعمتم که ارزانی ام فرمودی و خواسته ام را اجابت نمودی.1
در و دیوار شهادت می دهند با تک تک خشت هایشان که حتی لحظه ای نتوانستند او را حبس کنند. غل و زنجیرها فریاد می کنند که حتی ذره ای نتوانستند از اوج پروازش بکاهند. و او امام لحظه های ناب عبادت بود. امام سجده های از طلوع تا زوال؛2 امام شیعه های همیشه در تقیه، امام پیروان همیشه در خوف؛ امام پاسداری از میراث دانشگاه جعفری...

*

تابوتی را بر پل بغداد نهاده اند و سندی بن شاهک ایستاده است و ندا می کند: «این موسی بن جعفر است. بیایید و ببینید که اثری از زخم بر بدنش نیست و به مرگ طبیعی از دنیا رفته است.»3
دنیایی از درد و بی پناهی، پتک شده است و بر شانه های نحیف شیعیان فرود می اید. غرق می شوم در نگاه شیعه دردمندی که تابوت مولایش را با حسرتی ناگفتنی خیره شده است. نگاهش افقی می شود به پنهای چهارده قرن و مرا می آورد روبه روی دو گنبد طلایی چسبیده به هم. انگار 14 قرن را یک نفس گریسته ام و آمده ام تا کاظمین امروز. تا حسرت شیعه را بعد از 14 قرن دوباره بچشم.
شیعه ای که تا عراق می اید و کاظمین ندیده برمی گردد. شیعه ای که تا عراق می اید و این دو گنبد این چنین دل نشین در کنار هم آرمیده را زیارت نکرده برمی گردد.
تمام حسرت های تاریخ شیعه را در طوماری از اشک می پیچم و پایش را امضا می کنم.
السلام علیک ایها الامام الصالح
السلام علیک ایها الامام الزاهد
السلام علیک ایها المقتول الشهید.4

پی نوشتها :

1. منتهی الآمال، ج2، ص389.
2. همان، ص390.
3. همان، ص397.
4. مفاتیح الجنان، زیارت کاظمین.

پدیدآورنده: نظیفه سادات مؤذن (باران)
دیدار آشنا :: تیر و مرداد 1388 - شماره 105 و 106

کریمی که جهان پاینده دارد               تواند حجتی را زنده دارد

 

دانلود پروژه و کارآموزی و کارافرینی

دوشنبه 15 فروردین 1390  12:03 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها