امام خميني ( ره ) و مردم سالاري ديني
|
امام خميني ( ره ) و مردم سالاري ديني
|
يكي از دستاوردهاي بزرگ قيام امام خميني(ره) كه پيروزي انقلاب اسلامي و استقرار نظام جمهوري اسلامي را به دنبال داشت، ايجاد تحول در گفتمان سياسي درباره فلسفه حكومت و نقش مردم در حكومت و جامعه است. شناخت انديشه و گفتمان سياسي امام خميني(ره) و پايبندي به آن مىتواند براي همه كساني كه داعيه پيروي از امام و انديشههاي او و دلبستگي به انقلاب اسلامي و نظام جمهوري اسلامي را دارند، چراغ راه والگوي عمل باشد،زيرا فلسفه سياسي انقلاب اسلامي ايران با فلسفه سياسي امام خميني(ره) پيوندي ناگسستني داشته و قوام انقلاب ونظام جمهوري اسلامي به دوام انديشههاي سياسي امام خميني(ره) وابسته است.
حاكميت قوانين الهي و ولايت فقيه، نفي استبداد و استكبار، تأكيد بر اسلام ناب محمدي(ص) ونفي هر گونه تحجر ومقدس مآبي، عدالت اجتماعي و دفاع از حقوق و آزاديهاي قانوني ملت، اتكاي نظام سياسي اسلامي به رأي واراده مردم، حاكميت مردم بر سرنوشت خويش ونقش بنيادين آنان در تمام امور كشور و پاسخگو بودن همه مسوولان نظام به ملت و تلاش آنان براي خدمت به مردم، از جمله مهمترين شاخصههاي گفتمان سياسي امام خميني است.
در انديشههاي سياسي امام، نقش وحقوق مردم در حكومت و جامعه از اهميت فراواني برخوردار است. امام با اعتقاد راسخ به نقش مردم، تأكيد كردهاند: «حكومت اسلامي، حكومتي است كه اولاً صددرصد متكي به آراي ملت است. به شيوهاي كه هر فرد ايراني احساس كند با رأي خود، سرنوشت خود و كشور خود را ميسازد.»1
از همين ديدگاه است كه امام بصراحت اشاره كردهاند: «ما خواهان استقرار يك جمهوري اسلامي هستيم و آن حكومتي است متكي به آراي عمومي.» 2 آزادي و دموكراسي دو اصل مهم در انديشه امام خميني درباره حكومت و مردم است. از ديدگاه امام خميني: «آن رژيمي را كه ما مىخواهيم يعني اسلامي، اسلامي است كه در آن دموكراسي مندرج است و مردم آزادند.» 3
امام خميني در تبيين حكومت اسلامي و نقش مردم در آن، حق انتقاد از مديران و مسوولان حكومت را از حقوق مردم دانسته و تأكيد ميكند: «هر فردي از افرادملت حق دارد كه مستقيماً در برابر سايرين، زمامدار مسلمين را استيضاح كند و به او انتقاد كند واو بايد جواب قانعكننده دهد ودر غير اين صورت، اگر به خلاف وظايف اسلامي خود عمل كرده باشد، خود به خود از مقام زمامداري معزول است.» 4 در مواضع فكري امام، حتي بايد شرايطي وجود داشته باشد تا «كوچكترين فرد ايراني بتواند آزادانه و بدون وجود كمترين خطر، از بالاترين مقام حكومتي انتقاد كند واز اودر مورد اعمالش توضيح بخواهد.» 5 زيرا از نظر امام، «حكومت اسلامي، استبدادي نيست كه رئيس دولت مستبد و خود رأي باشد.»6
در انديشههاي سياسي امام خميني، حكومت وسيلهاي است براي تحقق بخشيدن به هدفهاي عالي اسلامي و خدمت به مردم.از ديدگاه امام: عهده دار شدن حكومت في حد ذاته شأن و مقامي نيست، بلكه وسيله انجام وظيفه اجراي احكام الهي و برقراري نظام عادلانه اسلامي است.7 از ديدگاه امام، فلسفه حكومت، خدمتگزاري است ونه رياست و سلطه و استيلا. و لذا «ائمه وفقهاي عادل موظفند كه از نظام و تشكيلات حكومتي براي اجراي احكام الهي وبرقراري نظام عادلانه اسلام و خدمت به مردم استفاده كنند.» 8
دقت در انديشهها وسيره عملي امام خميني(ره) و پايبندي به آن، متضمن درسهايي ارزشمند براي همه مسوولان نظام جمهوري اسلامي وشخصيتها و فعالان سياسي دلبسته به امام و انقلاب اسلامي و نظام جمهوري اسلامي است.گفتمان سياسي امام درباره حكومت و مردم ميآموزد كه حفظ وتداوم انقلاب اسلامي و نظام جمهوري اسلامي جز از راه اجراي نظام عادلانه اسلامي وتفاهم و همدلي براي اصلاح نقاط ضعف وتلاش هر چه بيشتر براي خدمت به مردم و دفاع از حقوق آنان در جامعه ميسر نخواهد بود.
وجود برخي اختلافات سليقهاي و جناحي نبايد مانع تحمل نقدپذيري و توجه به ضرورت همدلي در خدمت به مردم گردد. همه آناني كه ادعاي دلبستگي به امام وانقلاب و جمهوري اسلامي را دارند، فارغ از اختلافات سليقهاي و جناحي، بايد با پرهيز از افراط وتفريط واجتناب از خشونت وتهديد، مصالح ومنافع انقلاب و نظام و مردم را بر منافع شخصي و جناحي ترجيح دهند.همان گونه كه امام خميني تصريح و تأكيد كردهاند: «در نظام اسلامي، محيط، محيط محبت است. محيط برادري است. نه يك محيط رعب.» 9 و در يك چنين نظامي «همه ما خدمتگزار اين مردم و وطن خود هستيم.» 10 زيرا «مساله، مساله خدمتگزاري دولت به ملت است. نه فرمانفرمايي دولت به ملت. همين فرمانفرمايي جدا ميكند شما را از ملت و ملت را از شما و منشأ مفاسد زياد مىشود.» 11
امام خميني مشاركت مردم و حضور دائم آنان در صحنه را موجب افزايش درجه خلوص قدرت و استحكام انقلاب اسلامي دانسته12 و با تاكيد برهمبستگي ميان مردم و حكومت، معتقد است:از يكسو لازم است كارگزاران حكومتي به خدمتگزاري ملت اهتمام نمايند و ازسوي ديگر ملت نيز از خدمتگزاران نظام پشتيباني كند.13
امادر انديشه سياسي امام،حضور مردم در صحنه براي انجام وظيفه در پشتيباني از كارگزاران حكومتي،يك حمايت كور نيست.بلكه امام خميني معتقد است كه همه اقشار مردم بايد همواره ضمن حفظ اصل و اساس نظام كه متعلق به خود مردم و براي خدمت به مردم است، ناظر كارها و عملكرد مسوولان مملكت خود باشند و اشتباهات آنان را گوشزد نمايند.14در انديشه سياسي امام،به روشني تصريح و تاكيد شده است:« همه ملت موظفند كه نظارت كنند بر امور. نظارت كنند كه اگر من يك پايم را كنار گذاشتم،كج گذاشتم،ملت موظف است كه بگويند پايت را كج گذاشتي. همه ملت موظفند به اين كه{بر حكومت}نظارت داشته باشند.»15
مريم پروين
منابع:
1. صحيفه نور. مؤسسه تنظيم ونشر آثار امام، جلد 3، ص 36.
2. صحيفه نور. جلد 2، ص 164.
3. صحيفه نور. جلد 3، ص 43.
4. صحيفه نور. جلد 3، صص 85 و86.
5. صحيفه نور. جلد 3، ص 37.
6 . حكومت اسلامي وولايت فقيه در انديشه امام خميني. مؤسسه تنظيم ونشر آثار امام، ص 115.
7. حكومت اسلامي و ولايت فقيه در انديشه امام خميني. ص 107.
8 . حكومت اسلامي و ولايت فقيه در انديشه امام خميني. ص 108.
9. صحيفه نور. جلد 4، ص 212.
10. صحيفه نور. جلد 1، ص 592.
11. صحيفه نور. جلد 8، ص 146.
12. صحيفه نور.جلد 13،ص 31.
13. صحيفه نور.جلد8 ، ص 13 و جلد19، صص 109و241.
14. صحيفه نور.جلد15، صص 62 و76.
15. صحيفه نور. جلد7،صص 33و134.
www.jamejamonline.ir
|
کریمی که جهان پاینده دارد تواند حجتی را زنده دارد
دانلود پروژه و کارآموزی و کارافرینی
یک شنبه 14 فروردین 1390 11:49 PM
تشکرات از این پست