تحليل محورهاي اصلي مديريت مقام معظم رهبري از سال 68 تا كنون
|
تحليل محورهاي اصلي مديريت مقام معظم رهبري از سال 68 تا كنون
|
رهبر معظم انقلاب اسلامي حضرت آيتالله العظمي خامنهاي كه در سالهاي حساسي رهبري جامعه اسلامي و مسلمانان و شيعيان جهان را بر عهده گرفتهاند، براي مديريت جامعه اسلامي، اصول مشخصي را ملاك عمل قرار دادهاند.
با پيروزي انقلاب اسلامي و تشكيل نظام جمهوري اسلامي در ايران، فقيه جامع الشرايط مسئوليت مديريت و هدايت جامعه اسلامي ايران را بر عهده گرفت. بر اساس انديشه سياسي اسلام شيعي كه توسط امام خميني(ره) تحت عنوان نظريه حكومت اسلامي( ولايت فقيه) تدوين شد، در رأس نظام جمهوري اسلامي فقيه جامع الشرايط قرار مي گيرد و مسئوليت هدايت و مديريت جامعه بر عهده اوست. از آنجا كه جامعه اسلامي به دنبال دستيابي به رفاه مادي و تعالي معنوي است؛ از اين رو بايد گفت رهبر در جامعه اسلامي از مسئوليت مديريتي حساس و زيادي برخوردار است. از سوي ديگر جامعه اسلامي با چالش ها و بحرانهاي پيچيده و بيشتري نسبت به ساير جوامعه مواجه است؛ چرا كه در دنياي امروز قدرتمندان جهاني به سركردگي آمريكا حملات زياد و گسترده اي را عليه جوامع اسلامي و به ويژه نظام جمهوري اسلامي دارند كه اين موضوع مسئوليت رهبر جامعه اسلامي در غلبه بر بحرانها و هدايت جامعه را سنگين تر مي كند.
در زمان رهبري امام خميني(ره) با وجود اينكه جمهوري اسلامي هنوز نظامي نوپا بود و با چالش هاي زيادي از جمله حمله دشمن بعثي مواجه شد، اما مديريت الهي حضرت امام توانست جامعه و نظام را از اين بحرانها حفظ كرده و در مسير رشد و پيشرفت قرار دهد. بعد از رحلت حضرت امام و آغاز رهبري حضرت آيت الله العظمي خامنه اي، جامعه اسلامي ايران نيز با مسائل و مشكلات مختلف و پيچيده اي روبه رو شد كه مطالعه نحوه مديريت جامعه در اين شرايط توسط مقام معظم رهبري نشان مي دهد كه معظم له به مثابه حضرت امام با تكيه بر ارزش هاي اسلامي و استفاده از توان عناصر متعهد داخلي، جامعه را از اين خطرات نجات داده و مسير رشد و پيشرفت مادي و معنوي آن را به نحو مطلوبي فراهم نموده اند. در اين نوشتار به بررسي خطوط اصلي مديريت مقام معظم رهبري بر جامعه اسلامي ايران مي پردازيم. در ابتدا به لحاظ اهميت تئوري و نظريه در چگونگي ايفاي مديريت، محورهاي اصلي ديدگاههاي مقام معظم رهبري در مديريت جامعه و نظام اسلامي ايران بررسي مي شود:
تحليل نظري اصول مديريتي مقام معظم رهبري
رهبر معظم انقلاب اسلامي حضرت آيتالله العظمي خامنهاي كه در سالهاي حساسي رهبري جامعه اسلامي و مسلمانان و شيعيان جهان را بر عهده گرفتهاند، براي مديريت جامعه اسلامي، اصول مشخصي را ملاك عمل قرار دادهاند كه عبارتند از:
1- اولين و مهمترين اصلي را كه مقام معظم رهبري در مديريت كشور ملاك قرار ميدهند، تمسك به اسلام و تدوين برنامهها و حركت جامعه بر اين مبنا است. از ديدگاه معظم له جمهوري اسلامي به دنبال اين است كه كشور و جامعه خود را طبق نظر اسلام بسازد كه در آن عدل و داد، آزادي فكر و انديشه، رشد و شكوفايي استعدادها، اخلاق حسنه و فاضله در روابط اجتماعي، عدم فقر و فساد و تبعيض، احساس شرف و افتخار و اميد، كسب علم و الگو براي ساير ملتها باشد[1].
2- رهبر معظم انقلاب رعايت تقوي و كسب هرچه بيشتر معنويت را عامل تضمين كننده حركت جامعه در مسير اسلامي ميدانند. در واقع از ديدگاه معظم له تقوي تنها براي آباد كردن آخرت نيست؛ بلكه امورات دنيوي جامعه اسلامي را نيز سامان ميدهد و مانع انحرافات ميشود.
3- مقام معظمرهبري در مديريت جامعه اسلامي همواره سعي كردهاند ياد و راه امام خميني(ره) را زنده نگه دارند و بر لزوم حركت در مسير آرمانهاي امام راحل تاكيد كنند؛ چرا كه به بيان ايشان "ما همان سياستهايي را كه امام بزرگوار با الهام از متن اسلام و قرآن، به انقلاب اسلامي و به ملت ايران تعليم داد و آن خطي را كه او ترسيم كرده، دنبال ميكنيم. "
4- مردم داري ديگر اصل مهم مديريتي رهبري است. از ديدگاه معظمله در نظام اسلامي رهبر و مردم با يكديگر و در كنار هم مشكلات را حل كرده و راه رشد و تعالي را طي ميكنند.
5- رهبر معظم انقلاب مساله توليد علم و جهاد علمي را به عنوان يكي از نيازهاي اساسي كشور همواره مطرح كردهاند. از ديدگاه ايشان عزت، استقلال و امنيت بلندمدت كشور از مسير علم عبور ميكند و اين مساله غيرقابل ترديد است.[2] "
6- يكي ديگر از خطوط اصلي مديريت مقام معظم رهبري هشدار دادن در مورد تهاجم فرهنگي است كه از همان سالهاي اوليه بعد از پايان جنگ اين هشدارها وجود دارد. رهبر معظم انقلاب از همان سال 1368 در مورد ابزارهاي فرهنگي دشمن براي مقابله با نظام اسلامي هشدار ميدادند. در تاريخ (14/9/1369) معظم له با هشدار به اينكه در زمينه اداره فرهنگي كشور دچار يك نوع غفلت و بيهوشي ميشويم، تحركات دشمن در استفاده از فرهنگ براي مقابله با نظام اسلامي را گوشزد ميكنند.
7- دشمن شناسي نيز اصلي مهم در مديريت جامعه توسط مقام معظم رهبري است. رهبر معظم انقلاب با بيان اين حديث از امام علي(ع) كه "اگر تو خوابت ببرد دشمن خوابش نخواهد برد. " همواره هوشياري مردم و مسئولان را نسبت به وجود دشمن حفظ كردهاند.
8- تأكيد و توجه به حفظ وحدت ديگر محور مديريتي رهبري است. ايشان لزوم دارا بودن وحدت را در سه سطح مطرح ميكنند: وحدت مردم با يكديگر، وحدت مردم با مسئولان و وحدت مسئولان با همديگر.
9- مقام معظم رهبري در مديريت كشور، توجه خاصي به جهتگيريهاي اقتصادي داشته و حتي ايشان عملاً مديريت تدوين سند چشمانداز 20 ساله را بر عهده داشتهاند و سياستهاي كلي اصل 44 مربوط به خصوصيسازي را هم ابلاغ نمودهاند. از ديدگاه ايشان جهت گيريهاي اقتصادي كشور بايد پيشرفت و عدالت را با هم در نظر بگيرد و بر مبناي الگو و مدل اسلامي- ايراني باشد نه مدل هاي وارداتي. همچنين از نظر ايشان مبارزه با فساد بايد يكي از محورهاي اصلي مديريت اقتصادي كشور باشد.
تحليل عملياتي مديريت مقام معظم رهبري
تحليل مديريت مقام معظم رهبري در عرصه عمل و واقعيت نيازمند تأليفات زيادي است؛ اما در اينجا چگونگي مديريت و حل مسائل و چالش هاي اصلي جامعه ايران كه از زمان آغاز رهبري حضرت آيت الله العظمي خامنه اي ( سال 1368) توسط ايشان انجام شده است را به ترتيب زماني و به اختصار مي آوريم:
1- بعد از پايان جنگ تحميلي و كاهش يافتن خطر تهاجم خارجي، مسائل فكري - فرهنگي در حوزههاي مختلف سياسي، اقتصادي، فرهنگي و... به مهمترين مسئله كشور تبديل شد. با پايان يافتن جنگ تحميلي اختلافات سياسي و سلايق سياسي متفاوت دو جناح سياسي راست و چپ آغاز شد و هر گروه سليقه و روش خاص خود را در اداره كشور برتر تلقي مي كرد. در اين شرايط رهبر معظم انقلاب حضرت آيتالله العظمي خامنهاي با تاكيد بر آرمانها و خط و انديشه امام خميني(ره)، همگان را به وحدت دعوت كردند. ايشان در اولين اقدام مسؤولان كشور را متوجه دو وظيفه بزرگ نمودند: 1- حفظ صلابت و ابهت و عزت انقلاب و ادامه دادن راه امام با قاطعيت و عدم تسليم باجخواهيهاي دشمنان اسلام و انقلاب، 2- سازندگي و آباداني كشور در تمام ابعاد مادي و معنوي آن. مهم اينكه معظمله تحقق اين دو وظيفه را در گرو حفظ وحدت ميدانستند و حفظ وحدت آنچنان با اهميت بودكه از نظر ايشان هر نوع رفتار و گفتار اختلافآميز ممنوعيت ديني و شرعي پيدا ميكند. تاكيدات ويژه مقام معظم رهبري بر حفظ وحدت و بيان انديشه و راه حضرت امام و استفاده از اين مضامين در ارشاد گروهها و جريانات سياسي و كارگزاران نظام، سبب شد تا دشمن خارجي گمان نكنند با رحلت حضرت امام(ره) كشور دچار بحران شده و رخنهگاه ضربه زدن به نظام باز است.
2- پديدهديگري كه بعد از جنگ تحميلي در كشور گسترش يافت، افزايش تعداد مطبوعات و حلقههاي روشنفكري و بروز و ظهور آراء و عقايد مختلف در حوزه فرهنگي (دين و سياست، هنر، ادبيات و... ) بود. در مجموع اين انديشه ها علاوه بر دامن زدن به اختلافات و ترسيم خطوط موازي در كنار خط حضرتامام(ره)، رخنهگاه نفوذ افكار و عقايدي ميشد كه اصل انديشه ولايت فقيه و پيوند دين و سياست را زير سؤال ميبرد. از سوي ديگر فضاي فكري - فرهنگي كه اين انديشهها دنبال ميكردند، فضايي بود كه در آن ارزشهاي غربي زودتر نهادينه ميشد و در يك كلام مزرعه رشد تهاجم فرهنگي به حساب ميآمد. رهبر معظم انقلاب در چنين شرايطي براي برونرفت نظام اسلامي از اين چالشها و خطرات تدابير و تلاشهاي زيادي را داشتند. معظمله از همان روزهاي اوليه رهبري جامعه اسلامي، هشدار در مورد بحرانهاي فرهنگي و "تهاجم فرهنگي " را همواره در دستور كار قرار دادند و از دولتها و مسؤولان وقت ميخواستند تا براي مقابله با تهاجم فرهنگي دشمن موارد ذيل را عملياتي كنند: - معرفي و دفاع از ارزشها و آرمانهاي انقلابي توسط مطبوعات ؛ - مراقبت مسؤولان از نفوذ افراد دوستدار فرهنگ آمريكايي در دستگاههاي كشور؛ - استفاده از نيروهاي مؤمن براي كارهاي فرهنگي و جلوگيري از انزواي آنها در دستگاههاي فرهنگي (آموزش و پرورش، سازمان تبليغات اسلامي، وزارت ارشاد و... ) - استفاده از نيروهاي بسيجي به عنوان شايستهترين افراد ملت ؛ - لزوم امر به معروف و نهي از منكر همگاني؛
رهبر معظم انقلاب فراتر از توصيه به دولتها و هشدار دادن در مورد تهاجم فرهنگي، خود مديريت دو اقدام مهم را بر عهده گرفتند كه نقش پايهاي در مقابله با تهاجم فرهنگي داشت. اين دو اقدام عبارتند از: راهاندازي و مديريت نهضت نرمافزاري و توليد علم؛ تقويت هنر و شعر انقلابي از طريق تشويق هنرمندان و شعراي انقلابي و ديدار و توصيههاي مكرر با آنها.
3- در دوران رياست جمهوري آقاي هاشمي و آغاز سازندگي كشور بعد از جنگ، طيف جديدي از كارگزاران كه از آنها به فنسالاران تعبير ميشد، به بوروكراسي اداري و مديريتهاي شهري كشور وارد شدند كه هدف اوليه خود را آباداني و رشد و توسعه عمراني واقتصادي مي دانستند. با ورود اين افراد، فضاي انقلابي و ارزشي دفاع مقدس در محيط دولتي و مديريتي كشور كمرنگ شد و توسعه اقتصادي اولويت اول قرار گرفت. در چنين محيطي سرمايهداري و انباشت سرمايه، تجملگرايي و ارتقاء سطح زندگي مديران بالاي جامعه و كسب امتيازات اقتصادي ويژه توسط آنها آرام آرام به مسالهاي رايج تبديل شد. نمونه بارز اين مساله را در زمان مديريت كرباسچي در شهرداري تهران ميتوان ديد.
بنابراين رهبر معظم انقلاب به صورت جدي در مقابل اين پديده ايستادند و نسبت به بروز آن اعلام خطر ونارضايتي كردند. ايشان طي اين دوره با ادبيات بسيار جدي كه گوياي نارضايتي از واقعيتهاي موجود است - نسبت به خطر اشرافيت و رواج دنياطلبي در ميان مسؤولان هشدارهاي مكرر دادند. معظمله علاوه بر هشدار دادن به كارگزاران نظام در مورد پرهيز از تجملگرايي، نيروهاي ارزشي و انقلابي را دعوت كردند تا با بصيرت در صحنه تبليغ آرمانها و ارزشهاي انقلاب اسلامي حاضر باشند و حداقل مردم را نسبت به عواقب دنياگرايي و تجملگرايي هوشيار كنند.
4- با فرا رسيدن انتخابات رياست جمهوري سال 76 و پيروزي سيد محمد خاتمي در اين اتخابات شرايط جديدي در كشور به وجود آمد و گروههاي سياسي كه خود را اصلاح طلب مي ناميدند قوه مجريه را بر عهده گرفتند. طي اين دوره مهمترين هدف گروههاي سياسي اصلاحطلب تجديد نظر در اصول انقلاب اسلامي و ارائه تفسير جديد از انديشهامام(ره) بود كه در واقع تفسيري منحرفانه به حساب ميآمد. هدف آنها توسعه احزاب و گروههاي سياسي، توسعه آزادي، توسعه مطبوعات و... بود كه نتيجه آن نهادينه كردن ارزش هاي ليبرالي و فرهنگ غربي در كشورمي شد. اين جريان سياسي و فرهنگي زمينه به حاشيه رفتن انديشه اسلام ناب و تفكر اصيل امام خميني(ره) و تقويت انديشه ها و ارزش هاي غربي را فراهم مي كرد. در مقابل اين جريان رهبر معظم انقلاب با هوشيار كردن نيروهاي انقلابي، نقد عالمانه اين تفكرات و هشدار دادن به كارگزاران دولت نه تنها از انديشه و خط اصيل امام خميني(ره) پاسداري ميكردند؛ بلكه جريانات سياسي طرفدار انقلاب و نظام را با روشنگريها و هدايتهاي خود به صورت منسجم و با تفكر پوياتري در راه دفاع از انقلاب هوشيار نمودند.
5- مشخصه بارز دوران هشت ساله دولت خاتمي موسوم به دولت اصلاحات، افزايش التهابات سياسي كاذب در جامعه و بدتر از آن تاثيرپذيري برخي تصميمات در بوروكراسي اداري و ميان نيروهاي اداري و فرهنگي جامعه از اين برداشتها و تصورات سياسي كاذب بود. در اين شرايط مقام معظم رهبري همواره اين جبههبندي سياسي و اصلاحاتي نظير اصلاحطلب در مقابل محافظهكار، چپ در مقابل راست را رد مينمودند و بر وحدت جناحهاي سياسي تاكيد داشتند. از ديدگاه ايشان "اين جناحبنديها غير واقعي و بيمعناست و تنها ملاك حقيقي براي ارزيابي افراد و گروهها اهتمام يابي مبالاتي به ارزشها و معيارهاي ارزشي است.[3] "
كارگزاران دولت خاتمي و شخص وي از هر فرصتي براي تبليغ موضوعاتي نظير جامعه مدني، گسترش احزاب و گروههاي سياسي، گسترش مطبوعات و آزادي قلم و بيان و... استفاده مي كردند. اما باز هم يك درك واحد و برداشت شفاف از مفاهيم مذكور وجود نداشت و طرفداران اين ايدهها خواستههاي شفاف و منسجمي نداشتند و اين مسأله علاوه بر بروز اختلافات فكري و حتي سياسي، سبب ملتهب شدن جامعه و دور شدن دولت از رسيدگي به نيازهاي واقعي مردم و نيز به حاشيه رفتن انديشه هاي ناب امام خميني مي شد. در چنين شرايطي رهبر جامعه اسلامي ميبايست، تفكر حاكم بر دولت اصلاحات و انديشههاي پيراموني آن را كه برخي از آنها منحرفانه بود، اصلاح نموده و مانع انحراف در انديشه جمهوري اسلامي و تفكر ناب امام راحل شوند.از اين رو به تعريف اصلاحات واقعي پرداختند و در جمع كارگزاران نظام (19 تير 1379) فرمودند: " در اجراي اصلاحات حفظ ساختار قانون اساسي و منشاء بودن اسلام براي قوانين و ساختارها و گزينشها بايد به طور دقيق مورد توجه قرار گيرد. طبق قانون اساسي اسلاميت بر همهي اصول حاكم است و بايد در اصلاحات رعايت شود. با هرگونه تندوري بايد مقابل شود و اجازه داده نشود خارجيها و غربيها در اين كار دخالت كنند. " ايشان همچنين اصلاحات واقعي را مقابله با فقر، فساد و تبعيض دانسته و تلاش زيادي كردند تا مانع از شكلگيري اصلاحات با مدل و رويكرد غربي در كشور شوند. ماحصل اين تلاشها و هدايتهاي رهبري، به حاشيهرانده شدن انديشههاي انحرافي از فضاي فرهنگي جامعه و مسلط شدن گفتمان دفاع از انقلاب و ارزش هاي اسلامي و حل مشكلات واقعي مردم در فضاي سياسي - فرهنگي جامعه بود.
6- اما در دوران رياست جمهوري خاتمي چالش هاي مهمي در كشور بروز كرد. غائله 18 تير، قتل هاي زنجيره اي، تحصن نمايندگان مجلس ششم و ساير اغتشاشات در برخي نقاط كشور كه به سبب ديدگاههاي راديكال اصلاح طلبان رخ مي داد، از جمله اين موارد بود. رهبر معظم انقلاب در مقابل اين چالش هاي حساس تلاش هاي ذيل را بر خنثي كردن آنها انجام دادند:
1-6- در قضيه 18 تير كه عده اي از افراد خودسر به خوابگاه دانشجويان حمله كرده بودند و باعث متشنج شدن اوضاع شده بودند، معظم له طي سخنراني حمله به كوي دانشگاه توسط عناصر خودسر را محكوم كرده و تاكيد كردند كه با عوامل اين كار چه از نيروهاي انتظامي باشند و چه غير آن بايد برخورد شود و متخلف مجازات شود. به دنبال اين مساله افراد متخلف حتي از نيروي انتظامي محاكمه و مجازات شدند.
2-6- ايشان براي پايان دادن به اين بحران نه از نيروهاي نظامي و انتظامي، بلكه از مردم خواستند تا در صحنه حضور يابند. چرا كه اكثريت ملت طرفدار نظام و انقلاب بوده و طيف سياسي محدودي براي رسيدن به خواستههاي خود دست به چنين اقداماتي ميزنند. بعد از بيانات روشنگرانه رهبري، سيل خروشان ملت در 23 تير 78 در سطح كشور در دفاع از نظام و لبيك به رهبري راهپيمايي نموده و ثابت كردند كه تبليغات رسانهاي اصلاحطلب و بيگانگان مبني بر دور شدن مردم از انقلاب و نظام، فريبي بيش نيست. با حضور گسترده و ميليوني مردم در اين راهپيمايي نقش رهبري در مديريت بحران و تبديل تهديدات به فرصتها نمايان شد.
3-6- اقدام ديگر رهبري هشدار به مسئولان و گروههاي سياسي بود. ايشان اخطار دادند كه بايد مسئولان و نيروهاي اختلافات سياسي جزئي را كنار بگذارند و بر سر فضاياي بيهوده با يكديگر مشاجره نكنند تا دشمن نتواند سوءاستفاده كند.
4-6- بعد از غائله 18 تير، مقام معظم رهبري تشكلهاي سياسي مختلف را جدا جدا دعوت كردند و طي 50 ملاقات و ديدار حضوري با سران احزاب، گروهها، انجمنها و نمايندگاني از حوزه و دانشگاه نسبت به ضرورت وفاق ميان نيروهاي نظام تذكر دادند و از آنها خواستند تا وحدت و يكدلي را در عرصه سياسي كشور فراهم كنند تا اين گونه چالش ها به وجود نياييد. بعد از اين تدبير رهبري گروههاي اصولگرا و طرفدار ارزش هاي اسلامي با يكديگر متحد شده و توانستند در انتخابات شوراها، مجلس و رياست جمهوري اصلاح طلبان را كنار زده و عرصه سياسي كشور را از مجادلات سياسي بيهوده و چالش زا به سوي حل مشكلات معيشتي مردم تغيير دهند.
7- با پيروزي اصول گرايان در مجلس هفتم و ايفاي نقش مطلوب در حل مشكلات كشور، افكار عمومي به سوي آنان اقبال نشان داد. اين اقبال خود را در انتخابات رياست جمهوري نهم بيشتر نمايان كرد و نامزد اصول گرا در اين انتخابات دكتر احمدي نژاد، توانست بر نامزد اصلاح طلبان و كارگزاران (هاشمي رفسنجاني) پيروز شود. با اين پيروزي مشاجرات سياسي و روزنامه اي دوران اصلاحات پايان يافت و به تبع آن چالش هاي سياسي در عرصه اجتماع هم كمرنگ شد و توان دولت در جهت كار كردن براي حل مشكلات واقعي كشور و مردم قرار گرفت. با فراهم شدن چنين شرايطي گروههاي سياسي اصلاح طلب هم به جهت مخالفت با رويكرد كلي دولت و هم به سبب انتقاد به روشهاي مديريتي و اجرايي دولت، انتقادات زيادي را به دول وارد كردند به گونه اي كه دولت در معرض يك هجمه و حمله تبليغاتي با انواع و اقسام انتقادات و ايرادات غيركارشناسي و غير منصفانه قرار گرفت. البته تمامي اين انتقادات غير كارشناسي نبود؛ اما هدف عمده منتقدين و مخالفان دولت از طيف اصلاح طلب ، ناكارآمد و ناتوان نشان دادن دولت بود. در اين ميان رهبر معظم انقلاب از رويكرد و جهت گيري دولت با قاطعيت دفاع نمودند و در سخنراني هاي متعدد از رويكرد عدالت محوري دولت و تلاش آن در رسيدگي به فقرا و مبارزه با فساد دفاع كردند. ضمن اينكه معظم له در ديدار با اعضاي دولت توصيه هاي زيادي را جهت كاهش خطاها و مطلوب شدن روش هاي اجرايي داشتند و همواره تاكيد مينمودند كه دولت از انقادات كارشناسي شده و از نظر كارشناسان و نخبگان استفاده كند. با فرارسيدن ايام انتخابات دهم رياست جمهوري، مخالفان دولت احمدي نژاد با مخالفان نظام جمهوري اسلامي همسو شده و چون ايده كنار زدن حتمي احمدي نژاد از قدرت را در سر داشتند، برنامه هايي را قبل و بعد از انتخابات دنبال كردند كه نتيجه آن ضربه زدن به نظام و پيش بردن اهداف دشمن در داخل كشور بود. عدم موفقيت نامزد اصلاح طلبان، موسوي، در انتخابات دهم رياست جمهوري سبب شد تا وي و هوادارانش از اصلاح طلبان شايعه تقلب در انتخابات را مطرح كرده و در حاليكه هيچ گونه سند و مدرك اطمينان بخشي براي اين ادعاد نداشتند، دست به شورش و اغتشاش بزنند . آنها با زير پاگذاشتن قانون و راهكارهاي قانوني، چندين هفته به اغتشاش و شورش در تهران و شهرهاي بزرگ پرداختند و در مقابل نظام قد علم كردند . در مقابل اين فتنه گران و قانون شكنان، رهبر معظم انقلاب اسلامي با مديريت اسلامي خود، نظام را حفظ كرده و نه تنها نگذاشتند اين حوادث نظام را به خطر اندازد، بلكه از اين تهديدات،فرصت افزايش پشتوانه مردمي نظام را فراهم نمودند. در ذيل به بررسي خطوط اصلي مديريت مقام معظم رهبري در اين تحولات مي پردازيم:
1-7- اولين محور كاري فتنه گران زير سئوال بردن سلامت انتخابات بود كه معظم له از همان ابتدا در مقابل اين موضوع ايستادند و طي سخنراني هاي مختلف تأكيد كردند كه انتخابات در كشور ما از سلامت كافي برخوردار است و نبايد نسبت به آن ابراز نگراني كرد.
2-7- حوزه ديگري كه رهبر معظم انقلاب اسلامي در آستانه انتخابات بدان پرداختند، تبيين و تحليل سناريوها و اهداف دشمن در انتخابات پيش رو بود. معظم له در سخنراني هاي متعدد در اين زمينه نكات مهمي را در مورد اهداف دشمن در انتخابات فرمودند و نيروهاي انقلابي را نسبت به آن هوشيار نمودند.
3-7- رهبر معظم انقلاب همانند سنت هميشگي و از باب امر به معروف و نهي از منكر توصيه هاي مهمي را به نامزدها انتخاباتي داشتند تا لوازم برگزاري يك انتخابات سالم فراهم و حجت بر همگان تمام شود. ايشان خطاب به نامزدها فرمودندكه مبادا نامزدها در اثناي فعاليتهاي انتخاباتي خودشان جوري رفتار كنند و حرفي بزنند كه دشمن را به طمع بيندازند. همچنين فرمودند كه نامزدها رقابتها را منصفانه كنند، حرفها را منصفانه كنند و اذهان عمومي را تخريب نكنند.
4-7- بعد از اتمام انتخابات و آگاهي نامزد اصلاح طلبان(موسوي) از ناكامي خود، طرح هاي هوادران وي و فعاليت هاي شخص او براي ايجاد ناآرامي و اغتشاش به مرحله اجرا درآمد. در مقابل اين رفتارها كه سبب ناامني در كشور و حمله به بانك ها و آشوب هاي خياباني شد، مقام معظم رهبري اقدامات ذيل را براي خنثي كردن اين فتنه انجام دادند:
حفظ عظمت حضور مردم در انتخابات و جلوگيري از زير سئوال رفتن اين سرمايه ارزشمند؛
جلوگيري از تحت الشعاع قرار گرفتن اصل نظام در مقابل تبليغات گسترده فتنه گران و رسانه هاي دشمن؛
هوشيار نمودن نخبگان و در خواست از آنها براي حضور در صحنه دفاع از نظام؛
هوشيار نمودن مردم و بر ملاكردن ماهيت اصلي اين اغتشاشات و بهره برداري دشمن براي ضربه زدن به نظام از اين شرايط؛
بر ملا نمودن نفاق موجود در ميان فتنه گران كه قصد داشتند از اين راه مردم را فريب دهند؛
قرار دادن فتنه گران در مقابل استدلالات منطقي و بر ملا كردن پوچي ادعاهاي آنها؛
تأكيد بر رعايت قانون و دفاع از جايگاه قانون و كوتاه نيامدن در مقابل خواسته هاي غير قانوني جريان فتنه؛
جلوگيري از خود سريها و اقدامات خارج از قانون هرچند كه با نيت دفاع از نظام باشد.
اين هدايت ها و تلاش هاي ويژه ي مقام معظم رهبري و اطاعت نيروهاي ولايي در اين عرصه از ايشان، سبب شد تا فتنه هايي كه در ابتدا كام شيرين ملت از انتخابات راتلخ نمود، در پايان بار ديگر شيريني مضاعفي براي ملت و دلسوزان نظام اسلامي به ارمغان آورد كه پشتوانه مردمي نظام اسلامي را مستحكم تر نمود. دشمن به همراه فتنه گران داخلي اميدوار بود با اين بلواها وجهه و جايگاه مردمي نظام اسلامي را تضعيف كند تا ضربات بعدي را وارد كند؛ اما با هدايت ها، رهنمودها، تلاش هاي عملي مديريتي مقام عظماي ولايت -كه تداعي كننده ويژگي هاي ناب مديريت اسلامي است- اين فتنه ها به حمايت گسترده تر و البته هوشيارانه تر مردم از نظام اسلامي انجاميد. دشمن و فتنه گران داخلي با مشاهده اين حضور مردمي در روز 9 دي و 22 بهمن پي به پوچي طرح ها و اقدامات خود برده و خود را ناكام ديدند.
پی نوشتها :
[1] بيانات رهبري در ديدار با خانودههاي شهدا، 3/3/1384.
[2] بيانات رهبري در 2/8/1386.
[3] بيانات رهبري در 2/7/76.
خبرگزاري فارس
|
کریمی که جهان پاینده دارد تواند حجتی را زنده دارد
دانلود پروژه و کارآموزی و کارافرینی
یک شنبه 14 فروردین 1390 10:22 PM
تشکرات از این پست