نشست فارس با سازندگان پايتخت؛
مهرانفر: سيروس مقدم طوري رفتار ميكند كه گويي بازيگر صاحب اثر است
خبرگزاري فارس: بازيگر نقش ارسطو در سريال «پايتخت» گفت: سيروس مقدم طوري با بازيگر رفتار ميكند كه انگار صاحب اثر هستي و فكر ميكنم اين از هوشمندي اين كارگردان است.
به گزارش خبرنگار راديو و تلويزيون فارس، نشست نقد و بررسي مجموعه تلويزيوني «پايتخت» به همت خبرگزاري فارس امروز با حضور سيروس مقدم(كارگردان)، الهام غفوري(تهيهكننده)، محسن تنابنده (فيلمنامهنويس و بازيگر نقش نقي)، ريما رامينفر (بازيگر نقش هما)، احمد مهرانفر (بازيگر نقش ارسطو) و سميرا حسنپور (بازيگر نقش گلرخ) برگزار شد.
بنابراين گزارش، مهرانفر در اين نشست گفت: من با لهجه مازنيها آشنايي داشتم و چند ماهي از خدمت سربازيام را آنجا گذرانده بودم. از ابتدا هم تنابنده به من گفت كه بايد با هم اين لهجه را داشته باشيم و با شناختي كه او از من شناخت داشت و ميدانست ميتوانم از پس اين نقش بربيايم، نقش ارسطو را به من سپردند.
وي ادامه داد: در كنار لهجه، بحث رفتارها و تكيه كلامها هم مطرح بود كه يكسري از آنها را قبل از شروع فيلمبرداري پيدا كرديم و بقيه را در طول كار يافتيم. حتي تا 20 روز اول فيلمبرداري هم هنوز گيج بوديم كه اين نقش چه ويژگيهايي داشته باشد. تكرار كلمات و يا راه رفتن و خنديدنش هم از جمله اين موارد بود.
وي با بيان اين كه آرزوي هر بازيگري است كه با آقاي مقدم كار كند، اظهار داشت: من پيشنهادات بسياري براي حضور در آثار تلويزيوني داشتم ولي ميترسيدم. اما مطمئن بودم كه كار آقاي مقدم حتما موفق خواهد بود و به همين دليل به اين سريال آمدم.
بازيگر نقش ارسطو همچنين درباره گريم خود نيز اظهار داشت: به نظر من آقاي اسكندي خيلي خوب از پس گريم بازيگران برآمده بود. در طراحي گريم براي من يك لنز هم طراحي كرده بودند كه خيلي مرا ارسطو ميكرد، منتها از جايي لنز مرا خيلي اذيت كرد و تنها در 10 روز اول توانستم از آن استفاده كنم و بعد حذف شد. آن لنز هم از جزئيات دقيق طراحي گريم بود كه اگر ادامهدار بود، بسيار تاثيرگذارتر بود و بهتر جواب ميداد.
وي در پاسخ به اين سوال كه رابطه ارسطو با نقي و خانوادهاش خيلي پيچيده است، با همه سختيهايي كه اين خانواده دارند، او آنها را تنها نميگذارد و همراهيشان ميكند، چرا؟ گفت: يك سري علائق، آروزها و ترسها در همه ما وجود دارد. ارسطو يكسري علايق دارد. او پسرخالهاي دارد كه رفيقش است و علاقهاش نسبت به اين خانواده شهرستاني و ديرينه است به همين دليل آنها را ترك نميكند و دلبستگي و عشقش به گلرخ نيز و فراهم شدن بستر رسيدن به گلرخ، باعث ميشود كه در اين موقعيت بماند و فرار نكند.
وي ادامه داد: اين آدم يكسري علاقه و احساس داشت كه هرچه جلوتر ميرفتيم، ريشهدارتر ميشد و يك خانواده ميشدند. رنگآميزي روابط بين اين افراد ماجرا را به شكلي پيش ميبرد كه مخاطب احساس ميكرد دارد يك خانواده را ميبيند. چيزي كه در فيلمنامه و ساختار هم رويش تاكيد بسياري بود. رئاليسمي كه حتي در نوع دكوپاژ و فيلمبرداري هم نمود داشت و ما احساس ميكرديم كه يك كار مستند و رئال ميبينيم. اين شخصيتها جايي با هم خوب بودند و جايي بد و در نهايت به جايي ميرسيدند كه همديگر را دوست دارند. اگر هم اين حس به مخاطب منتقل شده به خاطر همدلي عوامل در پشت دوربين بود و من جاهايي واقعا از دست نقي و پنجعلي ميخنديدم.
وي درباره حضورش در اولين سريال تلويزيوني نيز تصريح كرد: من كار سريال انجام نداده بودم و نياز داشتم در اثري باشم كه مخاطب من را بشناسد. اين فقط در مورد من نيست و بيشتر متعلق به بازيگران تئاتر است. مقدم طوري با بازيگر رفتار ميكند كه انگار صاحب اثر هستي و فكر ميكنم از هوشمندي آقاي مقدم است. قبل از كار هم با آقاي مقدم صحبت كرديم كه به يك نابازيگري برسيم. عليرغم اينكه ما بايد در نظر داشتيم كه يك كار شيرين نوروزي ميسازيم. من خودم اغراقهايي داشتم كه شخصيت را به تيپ تبديل ميكرد و احساس ميكردم كه اينها بايد باشد تا مخاطب شخصيتها را دوست داشته باشد. جايي گاهي واقعا پاي جانمان در ميان بود، مانند رانندگي كاميون و يا اينكه جايي من چنان خودم را به زمين زدم كه اگر حالت عادي بود، ميگفتم ده ميليون تومان بدهيد تا خودم را اينطور زمين بزنم.
وي ادامه داد: شرايط كار سخت بود اما همه با دلگرمي و عشق در كار حاضر ميشدند. حتي حضور خانم حسنپور نيز يك اتفاق خوب در كار بود. در فيلمنامه يكسري اتفاقاتي افتاد كه باعث شد فيلمنامه به سمت ديگري هدايت شود مانند كشيده شدن ترمز دستي كاميون كه من همه آنها را به فال نيك ميگيرم. شرايط كاملا تئاتري بود و ما هم لذت ميبرديم. چون در تئاتر روي نقشها كندوكاو بيشتر است و در اين سريال هم ما در مقابل سختيها، صبوري ميكرديم و تلاشمان به رسيدن به خلاقيت بود. راضي نگه داشتن مخاطب كار سختي است و نياز به كار و فعاليت بسياري دارد.
وي گفت: من به تقسيمبندي در كار اعتقادي ندارم و فكر ميكنم كه بازيگر بايد توانايي حضور در هر نقشي را داشته باشد. تئاتر مادر است و اگر ما در سينما و تلويزيون آثار خوبي داريم به واسطه تئاتر است، اميدوارم كه به تئاتر ارزش داده شود.