خبرگزاري فارس: كارشناسان مرتبط با پرونده هستهاي ايران در تهران ميگويند نگراني شديد آمريكا و رژيم صهيونيستي از بياعتنايي جامعه بينالمللي به تحريمهاي اعمالشده عليه ايران، علت اصلي جنجالهاي اخير درباره بازرسي از محمولههاي ايراني و پروندهسازيهاي پيدرپي دراينباره است.
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از پايگاه اطلاع رساني ايران هستهاي، كارشناسان مرتبط با پرونده هستهاي ايران در تهران ميگويند نگراني شديد آمريكا و رژيم صهيونيستي از بي اعتنايي جامعه بينالمللي به تحريمهاي اعمال شده عليه ايران، علت اصلي جنجالهاي اخير درباره بازرسي از محمولههاي ايراني و پرونده سازيهاي پي در پي در اين باره است.
طي هفتههاي گذشته، منابع غربي گزارشهاي متعددي منتشر كردهاند كه مضمون همه آنها كشف يك محموله ممنوعه متعلق به ايران در يك كشور خارجي بوده است. پيش از آنكه به سناريوي خفته در پس اين حوادث بپردازيم، ابتدا مروري اجمالي بر آنچه رخ داده -يا به تعبير درستتر ادعا ميشود رخ داده- لازم است.
مورد اول مربوط به كره جنوبي و سنگاپور است كه رسانههاي غربي ادعا كردهاند چند محموله كه در اين كشورها به مقصد ايران بارگيري شده بود به اين دليل كه مشمول تحريمها بوده توقيف شده است. تيم ويچر در گزارشي كه براي خبرگزاري فرانسه از مقر سازمان ملل نوشته و در روز 27 اسفند 1389 منتشر شده، تاكيد ميكند كه كشف اين 2 مورد 6 ماه پيش صورت گرفته ولي هم اكنون فاش شده است! بنا بر ادعاي منابع غربي محموله كشف شده در كره جنوبي مربوط به ماه دسامبر2010 است. در اين مورد 400 لوله در يك محموله باري در فرودگاه سئول كشف شده كه غربيها ادعا ميكنند ميتوانسته در تأسيسات هستهاي كاربرد داشته باشد. همين منابع ادعا كردهاند در ماه سپتامبر 2010 هم يك محموله پودر آلومينيوم كه ميتواند در موشكها مورد استفاده قرار گيرد در يك كشتي در بندر سنگاپور كشف شده است. اين در حالي است كه ديپلماتها در تهران ميگويند فرضاً اين محمولهها مربوط به ايران بوده باشد - فرضي كه تا كنون اثبات نشده - هر دو اين محمولهها داراي كاربردهاي صلح آميز متعددي است و ادعاي "هستهاي " بودن آنها صرفاً نوعي بهانه جويي است.
مورد ديگر اين ادعاست كه در سپتامبر 2010 ، 7 تن ماده منفجره «ار دي ايكس» در يك كشتي در يكي از بنادر ايتاليا كشف شد كه از ايران عازم سوريه بود. به اين سؤال جوابي داده نشده است كه يك كشتي كه از ايران به سوريه ميرفته، در بنادر ايتاليا چه ميكرده است؟!
همچنين ادعا شده مقامات نيجريه در ماه اكتبر 2010، 13 كانتينر حاوي تسليحات از جمله راكت و نارنجك را در بندر لاگوس -پايتخت اقتصادي نيجريه- توقيف كردهاند. منابع غربي ميگويند كشتي حمل كننده اين محموله متعلق به شركت فرانسوي «سي ام اي سي جي ام» بوده اما محموله خود را از بندرعباس در ايران بارگيري كرده است. خوشمزه اين است كه ادعا شده اين محموله قرار بوده به شورشيان جدايي طلب در منطقه كازامانس سنگال برسد! سنگال به همين بهانه -و البته تحت فشار آمريكا كه سخت نگران گسترش نفوذ ايران در آفريقاست- از 23 فوريه 2010 روابط خود با ايران را قطع كرد. اين در حالي است كه ايران، نه هيچ نفعي در حمايت از شورشيان منطقه كازامانس سنگال داشته و نه اساساً شناختي از آنها دارد. محاكمه عظيم آقاجاني ايراني 44 ساله كه در اين پرونده متهم شده از روز 29 اسفند در لاگوس آغاز شده است. وي در 25 نوامبر 2010 بازداشت شده است. توجه به اين نكته هم مهم است كه اين محاكمه دقيقاً در زماني آغاز ميشود كه سيل خبر سازيها و گزارش نويسيها در مورد ارسال محمولههاي مشكوك از سوي ايران به مناطق مختلف جهان، به اوج رسيده است.
مورد ديگر اين بود كه دولت انگليس هم با سوء استفاده از موقعيت، در ماه مارس اعلام كرد تسليحات كشف شده توسط نيروهاي ويژه اين كشور در افغانستان در 5 فوريه 2011 از سوي ايران براي شبه نظاميان طالبان فرستاده شده است.
مورد جالب بعدي مربوط به صهيونيستيهاست. نيروي دريايي اين رژيم ادعا كرده يك محموله تسليحاتي را در يك كشتي كه عازم نوار غزه بود كشف كرده است. كشتي توقيف شده ويكتوريا نام داشته و بنابر گزارش جروزالم پست در 26 اسفند 1389 متعلق به آلمان، در اختيار فرانسه، داراي ناخداي رومانيايي و در اجاره ليبريا بوده و از سوريه بارگيري شده است! مقامهاي صهيونيستي در اظهارنظري محيرالعقول به اين روزنامه گفتهاند محموله كشتي ويكتوريا چنان بوده كه اگر به غزه ميرسيد موازنه قدرت در مقابل اين رژيم را به نفع حماس تغيير ميداد! در اين باره توضيحي داده نشده كه مگر درون يك كشتي چه تسليحاتي ميتوان گنجاند كه بتواند موازنه نظامي در مقابل ارتش صهيونيستي را به سود حماس تغيير بدهد؟! جوشوا ميتني روز 26 اسفند 1389 دركريستين ساينس مانيتور نوشت كه صهيونيستها ميگويند اين محموله را در 200 مايلي سواحل خود توقيف كردهاند و "شواهد محكمي " دارند كه از جانب ايران عازم غزه بوده است. اين شواهد البته هرگز ارائه نشد. مير جاودانفر، ايراني كه سالهاست مفسر راديو اسرائيل است به اين روزنامه گفته كه ايران قصد داشت از بندري در مصر براي تخليه اين سلاحها استفاده كند. اگرچه ادعاي جاودانفر مضحك است اما حتي اگر درست باشد نشان دهنده اين است كه ايران به سرعت توانسته مجموعه تحولات منطقه را به نفع خود مديريت كند و اكنون در موقعيتي است كه حتي مصر را هم به يكي از باراندازهاي خود تبديل كرده است.
ادعاي بعدي از جانب مالزي مطرح شده است. اسماعيل عمر، رئيس پليس ملي مالزي روز شنبه 27 اسفند 1389 گفت يك محموله در كشتي باري با پرچم مالزي در مسير چين به ايران، هنگام پهلو گرفتن در بندري در مركز اين كشور توقيف شده است. آسوشيتدپرس در گزارشي از كوالالامپور كه در 27 منتشر شد ميگويد اين محموله "داراي كاربرد هستهاي " بوده است. بنا بر اين گزارش تاريخ كشف اين محموله 8 مارس 2011 (18 اسفند 1389) بوده است. نه مالزي و نه اي پي، هيچ يك شواهدي ارائه نكردهاند كه ثابت كند اين محموله به فعاليتهاي هستهاي ايران مربوط بوده است. بلكه برعكس شواهدي هست كه نشان ميدهد اين محوله كاملاً عادي بوده است. به عنوان نمونه، در بيانيه پليس مالزي كه روز 8 مارس منتشر شده آمده است: "دو مخزن در كشتي ام وي بونگا رايا ساتو توقيف شده كه كاربرد آنها ذخيره مواد دارويي شيميايي يا صنايع غذايي بوده است "! ميبينيم كه در بيانيه پليس هيچ اشارهاي به كاربرد هستهاي اين مخزنها نشده است.
مورد بعدي در تركيه رخ داده است. بنا بر گزارش خبرگزاري فرانسه از دياربكر در تاريخ 29 اسفند 1389، منابع امنيتي تركيه گفتهاند يك هواپيماي ايراني را كه دو روز قبل از آن يعني جمعه 26 اسفند 1389 (19 مارس 2011) به مقصد سوريه در حال پرواز بوده مجبور به فرود كردهاند. اين منابع افزودند اين هواپيماي ايراني كه از نوع ايلوشين غيرنظامي بود به دستور مقامات دولت تركيه در فرودگاه دياربكر در جنوب شرق تركيه فرود آمده است. دو روز قبل از آن، در روز سه شنبه 25 اسفند 1389نيز يك هواپيماي ايراني كه از تهران به مقصد شهر حلب سوريه به پرواز در آمده بود به دستور مقامات تركيه در اين كشور فرود آمد، اما پس از انجام بازرسي توسط مأموران تركيه اجازه پرواز به سمت سوريه را پيدا كرد چرا كه به گفته سخنگوي وزارت امور خارجه تركيه هيچ چيز غير عادي در آن مشاهده نشد. خبرگزاري شينهوا در 2 فروردين 1390 نوشت كه مقامهاي تركيه گفتهاند آنچه در مورد اين هواپيما انجام شده يك "رويه معمول " در مورد بازرسي هواپيمايي است كه از حريم هوايي تركيه عبور ميكنند. سرنوشت هواپيماي دوم اما هنوز مشخص نيست. آخرين گزارشهاي منتشر شده حاكي از آن است كه بازرسي از اين هواپيما همچنان ادامه دارد اما هيچ ادعاي رسمي از جانب تركها بر ضد ايران مطرح نشده است. تنها موضع رسمي در اين بين، مربوط به سخنگوي سفارت ايران در تركيه است و تركها در اين مورد هيچ موضع صريحي نگرفتهاند. بنا به گزارش خبرگزاري فرانسه از دياربكر در 29 اسفند 1389 سخنگوي سفارت ايران در آنكارا همان روز گفته است مقامات تركيه اين هواپيما را وادار به فرود نكردهاند بلكه اين هواپيما مطابق با يك برنامه از پيش تعيين شده در اين شهر فرود آمد. تنها اظهارنظري كه از مقامهاي ترك ميتوان يافت، مربوط به يك ديپلمات بي نام و نشان است كه در روز 2 فروردين 1390 با خبرگزاري چيني شينهوا گفتوگو كرده است. اين خبرگزاري در گزارش خود مينويسد: يكي از مقامهاي وزارت امور خارجه تركيه كه خواست نامش فاش نشود در تماسي تلفني با خبرگزاري شينهوا گفت وزارت خارجه تركيه هيچ اطلاعاتي در مورد كشف تسليحات در اين هواپيما ندارد و بازرسي از هواپيما ادامه دارد.
در پاراگرافهاي بالا تلاش شد اطلاعات مربوط به ادعاهاي منابع غربي عليه ايران در زمينه محمولههاي دريايي و هوايي به دقت و با حداكثر جزئيات از قول منابع غربي روايت شود. ديديم كه اين ادعاها به رغم آنكه گزارشگران غربي همه قوه تخيل خود را براي اتهام زني به ايران به كار گرفتهاند، حتي در يك مورد، حاوي ادعايي كه ارزش جدي گرفته شدن داشته باشد، نيست و اغلب، اندكي كند و كاو نشان ميدهد كه هيچ سند و مدرك واقعي عليه ايران موجود نيست و غربيها جز يك مشت ادعا چيزي در دست ندارند. اما سؤال اين است كه اين عمليات رواني سنگين و آشكارا هماهنگ شده، چرا در اين مقطع به راه افتاده و سناريو نويسان چه اهدافي را تعقيب ميكنند.
در اين مورد، چند نكته مهم وجود دارد.
1- نخستين نكته اين است كه در مورد سلاحهاي كشف شده در دريا هيچ طرفي سند يا دليلي كه ثابت كند اين سلاحها آنگونه كه رژيم صهيونيستي ادعا ميكند عازم غزه بوده، ارائه نكرده است. در اينجا هر چه هست ادعاهاي صهيونيستي است كه طبعاً اعتبار چنداني ندارد. اين موضوع آنقدر واضح است كه حتي بي بي سي هم نتوانست از كنار آن بگذرد. شبكه تلويزيوني بي بي سي در گزارشي در همين زمينه كه روز 26 اسفند 1389 پخش شد، اعلام كرد: دولت اسرائيل ميگويد كشتيها را در عمق دريا براي جلوگيري از قاچاق سلاح رهگيري ميكند، ولي وقتي سلاحها به بندر اشدود منتقل شدند. هيچ مدركي ارائه نشد كه ثابت كند اين سلاحها در مسير قاچاق شدن به سوي غزه بوده است.
2- نكته دوم اين است كه در مورد سلاحهاي كشف شده در دريا هيچ سند يا دليلي كه ثابت كند اين سلاحها متعلق به ايران است وجود ندارد. يك ديپلمات آگاه در تهران كه پي گير جنبههاي سياسي و حقوقي اين موضع است، ميگويد: صهيونيستها طوري حرف ميزنند كه گويي هر قبضه سلاحي كه در هر نقطه دنيا كشف شود متعلق به ايران است. اين در حالي است كه آنها خود يكي از بزرگترين قاچاقچيان سلاح در جهان هستند.
3- سومين نكته اين است كه تمامي اين ادعاها در آستانه سومين گزارش كميته تحريمهاي ايران به شوراي امنيت مطرح ميشود. همانطور كه "ايران هستهاي " در گزارشي ديگر شرح داده آنچه در اين نشست مطرح شد جز اين نبود كه:
3-1- جامعه جهاني بويژه همسايگان ايران تحريمها را اجرا نميكنند.
3-2- تجارت ايران با دنياي خارج حتي در مواردي كه قطعنامهها ممنوع كرده، ادامه دارد چه رسد به مواردي كه ممنوع نشده است. روسيه و چين در اين مورد سهمي عمده دارند.
3-3- تحريمها همچنان قادر نبوده كوچكترين تأثيري بر اراده تهران در پيگيري برنامههاي هستهاي و منطقهاياش بگذارد.
اين 3 نكته بوضوح كارآمدي استراتژي تحريم را زير سؤال برده و بسياري از متحدان آمريكا اين سؤال را مطرح ميكنند كه بالاخره چه ميزان از تحريمها و چه زماني نتيجه خواهد داد؟ اين ترديدها اولاً اراده كشورها را در اجراي تحريمهاي فعلي هر چه بيشتر ضعيف ميكند، ثانياً كشورهاي گروه 1+5 را در موقعيتي قرار ميدهد كه در مقابل هرگونه درخواست آمريكا براي اعمال تحريمهاي شديدتر عليه ايران درون شوراي امنيت به نحو عبور ناپذيري مقاومت كنند. آمريكا براي گريز از اين تنگنا و در حاليكه هيچ راهبرد ديپلماتيكي در اختيار ندارد، نوعي استراتژي رسانهاي در پيش گرفته كه محور اصلي آن تبليغات روي موارد دور زدن تحريمها از جانب ايران و برخورد با آن توسط كشورهاي مختلف است. آمريكا اميدوار است با افشاي اين موارد كه تعداد آنها بسيار اندك و برخي از آنها بسيار قديمي است دو نكته را به افكار عمومي جامعه جهاني بويژه افكار عمومي داخلي اروپا و آمريكا اينگونه القا كند، نخست اينكه اجراي تحريمها تبديل به يك امر جهاني شده و ايران براي تجارت با كشورهاي متعدد در قارههاي مختلف جهان دچار مشكل شده و دوم، تحريمها به تدريج در حال اثرگذاري است و لذا بايد تشديد شود. انتشار پي در پي اين مجموعه اخبار را بايد در چارچوب اين استراتژي رسانهاي فهم كرد.
4- نكته بعدي اين است كه منابع صهيونيستي خود اعتراف ميكنند كه فرضاً همه اين ادعاها درست باشد، نشان دهنده اين است كه آنچه جهاني است و به طور گستره توسط انبوهي از كشورها انجام ميشود نقض تحريمهاي ايران است نه اجراي تحريمها. گذشته از اين، سؤالي كه صهيونيستها مطرح كردهاند اين است كه اگر اين رژيم با اين همه ادعاي اطلاعاتي و عملياتي فقط توانسته يك كشتي ايراني عازم غزه را كشف كند، سؤال اين است كه چه تعداد كشتي را نتوانسته كشف كند. روزنامه جروزالم پست در روز 26 اسفند 1389 نوشت: نگران كنندهتر از همه اين است كه سخنگوي ارتش اسرائيل گفت درست است كشتي ويكتوريا مصادره شده اما معلوم نيست چند كشتي ديگر تا به حال توانسته اند از چشم اسرائيل بگريزند؟
نويسنده: علي شاهديان