«آنك»، بهتر از «هايكو»؛ شعر كوتاه در قالب پيامك خوشاقبال است
خبرگزاري فارس: يدالله گودرزي با ارائه پيشنهادي براي نامگذاري شعر كوتاه گفت: به جاي آنكه از واژه ژاپني «هايكو» براي اين گونه از شعرها استفاده كنيم، ميتوانيم از اصطلاح فارسي «آنك» بهره بگيريم.
يدالله گودرزي، شاعر و خالق كتابهايي چون «آخرين قبيله شرقي»، «سيماي بروجرد»، «بگذار عاشقانه بگويم» و «فرصتي براي پرنده شدن» است كه پيش از اين، يادداشتهايي درباره شعر معاصر در اختيار خبرگزاري فارس قرار داده است. او كه از فعالان نسل مياني شعر روزگار ماست و در مراكز و محافل فرهنگي ـ ادبي از جمله صداوسيماي جمهوري اسلامي ايران فعاليت كرده است، با خبرنگار ادبي فارس به گفتوگو نشسته و مباحثي را درباره شعر كوتاه و ضرورتهاي توجه به آن در شرايط اجتماعي ـ زيستي كنوني مطرح كرده است.
اين شاعر 40 ساله و تهيه كننده و سردبير برنامههاي ادبي راديو معتقد است، در زمانهاي كه همه چيز به سرعت اتفاق ميافتد، بايد شعر همپا با نوع زندگي مردم، رو به ايجاز آورد و شاعر از كوتاهترين فرمها و قالبها براي بيان دغدغهمنديهايش بهره بگيرد.
گفتوشنود ما با اين شاعر درباره پيشنهادهايش براي شعر «هايكو» بخوانيد:
* شاعران با كوتاه كردن سرودهها از انزوا خارج ميشوند
يدالله گودرزي در ابتداي گفتوگوي تفصيلياش با خبرنگار ادبي فارس اظهار داشت: روزگار ما را عصر سرعت و ازدحام ناميدهاند. از يك سو آدميان بايد بدوند تا از سرعت زندگي عقب نمانند و بتوانند پا به پاي زندگيشان پيش روند؛ از سوي ديگر، آنقدر اشتغالات مختلفي وجود دارد كه وقت انسان را به خود اختصاص ميدهد و آدمها با انواع و اقسام سرگرميها و وسايل مختلف كه كشنده وقت هستند، روبهرويند.
وي ادامه داد: در چنين زمانهاي شايد كمترين سهم به احساس آدمي برسد و شعر ـ كه اصيلترين هنر در ارتباط با احساس آدمي است ـ بيبهره بماند. در چنين شرايطي، طبعاً آدمها كمتر فرصت ميكنند به شعر بپردازند و ديگر نميتوانند قصايد مطنطن طولاني يا منظومهها و قطعات و مثنويهاي بلندبالا را زمرمه كنند؛ پس رو به شعر كوتاه ميآورند.
گودرزي افزود: در روزگار سرعت و استرس، شعر هم رو به ايجاز آورده است و شعر كوتاه در همه جا، پنجرهاي براي تنفسي كوتاه، حتي به قدر كشيدن يك آه شده است!
وي خاطرنشان كرد: در چنين وضعيتي، شاعران هم بايد دست به كار شوند و از انفعال و انزوا به درآيند و نقشي فعالانهتر ايفا كنند. علاوه بر شاعران، منتقدان و نظرورزان ادبي بايد ساز و كارها و قواعد تازهاي براي آن وضع و مشخص كنند.
اين شاعر اضافه كرد: به نظر ميرسد اين دغدغه همه شاعران است كه به راههاي تازه براي ارتباط با مخاطب بينديشند و در زمانه وفور و شايد ازدحام و تزاحم رسانهها، جايگاه شعر را حفظ و ارتقاء بخشند. توجه به شعر كوتاه هم ميتواند يكي از اين تمهيدات باشد.
* ايجاز از اصيلترين شگردهاي ادبي است
سراينده كتاب «فرصتي براي پرنده شدن» گفت: شعر كوتاه در ادبيات پرسابقه ايران، پيشينهاي به اندازه حيات شعر فارسي دارد. چرا كه اولين سرودههاي شعر فارسي، شعرهاي كوتاهي بودند كه دست به دست و سينه به سينه نقل ميشدند.
وي اظهار داشت: علاوه بر قالبهاي شعر كوتاه كهن مثل خسرواني، دوبيتي، رباعي، ترانه و ... حتي خود «بيت» و «مصراع» هم ميتواند يك شعر كوتاه باشد. مثلاً اين بيت مختصر، اما پرمعنا را از ذهن بگذرانيد: «اگر غم را چو آتش دود بودي/ جهان تاريك بودي جاودانه!»
گودرزي ادامه داد: اين بيت به راستي شعري كوتاه و كامل است و تسلابخش لحظههاي اندوه. ابيات شعر فارسي، به خصوص برخي سبكها مثل سبك هندي در جزييت خود، شعري كامل است. نمونههايي ديگر از معاصران و گذشتگان مثلاً از محمد علي بهمني يا حسين منزوي، ارزش و اعتبار شعر كوتاه را كه در عين حال، كامل و جامع است را نشان ميدهد.
وي با اشاره به اين قطعه از بهمني كه ميگويد: «قطره/قطره/اگر چه آب شديم/ابر بوديم/آفتاب شديم!» و يا اين بيت از حسين منزوي كه سروده است: «جز همين در به در دشت و صحاري بودن/ما به جايي نرسيديم/ز جاري بودن!» تأكيد كرد: ايجاز يكي از اصيلترين و قديميترين شگردهاي شعري و آرايههاي ادبي است و اطناب و به قول معروف، كش دادن موضوع از نقايص شعر و كلام است.
نويسنده كتاب «آخرين قبليه شرقي» خاطرنشان كرد: البته در موارد استثنايي، اين اطناب جايز شمرده شده است؛ از جمله هنگام سخن گفتن با معشوق. مثالي هم كه اهل ادب براي اين امر ميآورند، داستان حضرت موسي (ع) است كه در قرآن كريم آمده است؛ آنجا كه خداوند از او ميپرسد: اي موسي! در دستان تو چيست و او به تفصيل شرح ميدهد كه عصاي من است، به آن تكيه ميدهم و گوسپندانم را با آن ميرانم و ... ادبا ميگويند كه عبارت «اين عصاست» براي توضيح كافي بود، اما چون اينجا مقام سخن گفتن با معشوق است و عاشق هم شيفته سخن گفتن با معشوق، پس همين نجواي عاشقانه موضوعيت دارد. از اين رو، اطناب جايز است.
* شعر كوتاه در قالب «پيامك» خوشاقبال بوده است
گودرزي با تأكيد دوباره بر اينكه جهان امروز، جهان سرعت است و ما از ادراك زيباييهاي اشعار طولاني به خاطر كمبود وقت و اشتغالات مختلف و ... محروميم، گفت: شعر كوتاه در اين زمانه ميتواند بسيار به كار بيايد. با توجه به اينكه ادب پارسي مروج گنجانيدن بحر در كوزه و ايجاد اعجاز در ايجاز هم هست.
وي افزود: شعر كوتاه در رسانههاي جديد هم ميتواند جاي ويژه و مهمي باز كند؛ همچنانكه در قالب «پيامك» اقبال بسيار خوبي پيدا كرده است.
اين پژوهشگر شعر و ادب فارسي اظهار داشت: شعر فارسي، شعري با قالبهاي متعدد و غني است كه عنوانهاي مختلفي را با توجه به اقتضائات آن در بر ميگيرد. چنانكه در دوران معاصر با اضافه شدن دو قالب تازه نيمايي و سپيد، هنر شعر، گستردگي و ظرفيتي كمنظير يافت و محدوديت نداشتن اين دو قالب سبب شد كه آثار كوتاه و بلندي آفريده شود و منظومههايي در اين قوالب شكل گيرد.
گودرزي خاطرنشان كرد: در همين دوران، شاعران و مخاطبان شعر با يكي از قوالب شعري در خاور دور آشنا شدند كه «هايكو» نام داشت و قالبي استوار بر كوتاهي، ظرافت و تصوير بود. در حالي كه ما در شعر پارسي، علاوه بر قالبهايي چون همچون دوبيتي، رباعي و تكبيتي قالبهايي مثل هايكو نيز داشتهايم و آثار آنها موجود است.
وي در ادامه اين بحث گفت: «خسرواني»، يكي از اين نمونههاست كه مرحوم اخوان نگاشتهاي مشبع درباره آن دارد. «لوبانگي» و يا «سه خشتي» نيز كه در كردي كرمانچي وجود دارد و نوعي شعر سه سطري هشت هجايي است، ادامهاي از خسروانيهاي شعر پارسي است.
گودرزي با بيان اينكه «ليكو» هم در سيستان از همين نوع است، اظهار داشت: شعر كوتاه امروز از جذابيت مضاعفي برخوردار شده است و براي روزگار شتاب و كمبود وقت نيز مناسب نيز مينمايد؛ منتها تطبيق شعر كوتاه با هايكوي ژاپني از جهات مختلف ناپسنديده و ناخوشايند است، زيرا ظرايف، شگردها، انديشه و سابقه شعر فارسي در شعر ژاپني نيست.
* هايكو با ويژگيهاي زباني ما تطابق ندارد
وي در دنباله اين مبحث تأكيد كرد: هايكو، نامي براي شعري ژاپني با ويژگيهاي خاص است و در زباني ديگر قابل تطابق نيست. ساختار هايكو مبتني بر سه مصراع 17 هجايي است. بند اول و سوم، پنج هجا دارد و بند وسط، هفت هجا ـ كه اين ساختار در شعرهاي كوتاه فارسي رعايت نميشود. از طرفي، شعر كوتاه، اعم از هايكو و آثار كوتاه ديگر است. از اين رو لازم است از امكانات زبان فارسي براي اين قالب استفاده شود.
اين پژوهنده شعر فارسي افزود: پيشنهاد من براي قالب شعر كوتاه، نام «آنك» است. «آنك» شعري است كوتاه و كامل بهره گرفته از امكان شعر نيمايي و سپيد كه حداكثر در پنج بند و مصراع، حرف خود را بيان ميكند.
وي اضافه كرد: «آنك» دربرگيرنده تأملي شاعرانه با تصوير، ايهام و يا انديشهاي عميق و موجز است. علاوه بر آن حتي گاه ممكن است كاريكلماتوروار هم باشد؛ كما اينكه در ابيات شعر كهن و امروز نيز از اينگونه وجود دارد. به عنوان مثال ميتوانم به اين بيت اشاره كنم كه ميگويد: «ما مانيم و عكس ما ماند/گردش روزگار بر عكس است!»
اين تهيهكننده برنامههاي ادبي راديو گفت: «آنك» گاه نيز ميتواند مانند رباعي معنايي فشرده و به قول معروف كپسولي داشته باشد و اگر بخواهيم از اصطلاحات علوم جديد بهره بگيريم، بايد بگوييم نوعي «نانوشعر» است مثل نانو تكنولوژي! از اين رو، گاه ميتواند دريا را در ليواني جاي دهد و ضربه و تكاندهندگي آن، مخاطب را در انديشه فرو برد.
گودرزي با بيان اينكه «آنك» از ميان كلمات و نامهاي مختلف آمده و حاصل تأملات قلمي وي بوده است، اظهار داشت: اول بار اين موضوع را در شماره 1365 نشريه سروش مطرح كردم و بعدتر به ويژگيهاي آن پرداختم.
وي در ادامه گفت: به ياد داريم كه سالها پيش براي شعر كوتاه، كلمه «طرح» نيز به كار برده ميشد كه به نظر ميرسد كاملاً اتفاقي براي شعر كوتاه برگزيده شده و از ذوق شاعران بعيد است كه چنين كلمهاي را براي ناميدن گونهاي شعر انتخاب كنند، زيرا مناسبتي با شعر ندارد.
نويسنده كتاب «سيماي بروجرد» معناي اصلي كلمه طرح را كنار زدن و طرد كردن دانست و گفت: در بين اهل علم، اين مثل مشهور است كه «الجمع مهما امكن اولي من الطرح» يعني جمع كردن بين دو چيز بهتر است از طرد كردن. در سالهاي اخير هم كه بيشتر براي نقاشي به كار ميرود تا شعر، واضح است كه مناسبتي بين معناي اين كلمه و شعر وجود ندارد.
يدالله گودرزي در دنباله اين گفتوگو و در پاسخ به سئوالي مبني بر اينكه آيا كلماتي برگرفته از خود شعر نميتواند به ما در نامگذاري قالب كوتاه ياري رساند گفت: ممكن است بشود اين قالب را «ترانك» ناميد، اما به اعتقاد من اين عنوان هم مناسب نيست، چرا كه اصولاً چنين قالبي وجود دارد و عنوان يكي از قالبهاي شعري است.
وي افزود: كلمه «آن» و «آنك»، چند وجهي است و معاني مختلفي دارد. اولاً كه واژهاي است براي اشاره به دور، اعم از مكان و زمان، و ثانياً به معناي سبب، اسم اشاره و تفخيم جا و مكان و همينطور به معني رأي و عقيده آمده است. سعدي ميگويد: «من نيز بر آنم كه همه خلق بر آنند».
اين شاعر در بخشهاي پاياني گفتوگو خاطرنشان كرد: «آنك» علاوه بر اينها به معناي دم و وقت هم آمده است و «آن» در ادبيات عرفاني ما بابي گسترده دارد. به عنوان مثال، حافظ ميگويد: «شاهد آن نيست كه مويي و مياني دارد/بنده طلعت آن باش كه آني دارد».
گودرزي در انتهاي اين بحث اظهار داشت: پيشنهاد من آن است كه واژه «آنك» براي نامگذاري شعر كوتاه استفاده شود، چرا كه علاوه بر همه محاسني كه گفتم، واژهاي فارسي است و از زباني بيگانه عاريت گرفته نشده است. ضمن اينكه ناپسند و ناخوشايند است كه واژهاي چون هايكو براي شعر فارسي استفاده شود.
* چند نمونه از آنكها
اين شاعر و محقق ادبيات فارسي كشورمان در پايان گفتوگو، نمونههايي از «آنك«هاي چند تن از شاعران ايراني از جمله سرودههايي از خودش را در بهار سال 1390 تقديم مخاطبان خبرگزاري فارس كرده است.
چه اسفندها... آه
چه اسفندها دود كرديم
براي تو اي روز ارديبهشتي
كه گفتند اين روزها ميرسي
از همين راه (قيصر امينپور)
من از تو هيچ نميخواهم
جز اينكه
بين من و آفتاب نباشي! (يوسفعلي ميرشكاك)
ميوه
در انتهاي كمال خود ميافتد
برگ
در ابتداي زوال خود
بنگر چگونه ميافتي مرد!
مانند ميوه سرخ
يا مثل برگ زرد (محمدرضا محمدي نيكو)
ديدار ما
چون آب و ماه
چه دور
چه درهم! (قاضي نور)
شاعري وارد دانشكده شد
دم در
ذوق خود را به نگهباني داد!
*
شاعري قبله نما را گم كرد
سجده بر
مردم كرد. (سيدحسن حسيني)
باد
دفتر خاطرات درخت را ميخواند
و هنوز
چند برگ
تا پاييز باقي است... (پاشا)
در آينه محراب
فرق واكردي
رفتنت هم
مثل آمدنت
با همه فرق داشت (آتشزاد)
*
در انتهاي افق
آنجا كه زمين به آسمان ميرسد
به هم ميرسيم
برعكس جبرِ رياضي
ما آن دو خط موازي!
*
تو رفتي
و پس از تو
آ فتابگردانها
سرگردان شدند!
(يدالله گودرزي)
اين نكته را
وقتي كه غنچه بودم، فهميدم
تا لب به خنده وا نكني
گل نميشوي! (عليمحمد حقشناس)