 |
.
پايتخت و نمايش مشكلات شهرنشيني به زبان طنز
تهران - مجموعه هاي نوروزي امسال تلويزيون نيز به مانند سال هاي گذشته از چند كار ضعيف و متوسط و به عقيده منتقدان تنها يك كار قابل قبول و نسبتا جذاب تشكيل شده كه مجموعه 'پايتخت' نام دارد.
|
|
|
به گزارش خبرنگار فرهنگي ايرنا، 'سيروس مقدم' كه سابقه طولايي در توليد مجموعه هاي تلويزيوني در كوتاه مدت داشته و 'پايتخت' سومين كار نوروزي او محسوب مي شود، داستاني بسيار ساده و تكراري را دستمايه خود قرار داده است.
سفر خانواده اي از منطقه 'علي آباد' به تهران و ماجراهايي كه پيرامون آن ايجاد مي شود، شالوده اثر را تشكيل داده و كار را پيش برده است.
'محسن تنابنده' كه علاوه بر نويسندگي ، نقش اصلي مجموعه را نيز برعهده دارد، همراه با 'خشايار الوند'، فراز و فرودهاي بسياري را در فيلمنامه خود گنجانده و شخصيت ها را در موقعيت هاي گوناگون قرار داده است تا تماشاگر احساس خستگي نكرده و به تعويض كانال تلويزيون اقدام نكند.
اجراي درست اين ايده كلي، به كليد موفقيت كار تبديل شده و حس همذات پنداري تماشاگران را برمي انگيزد.
شخصيت هاي 'پايتخت'، تركيبي از تيپ و شخصيت هستند كه هر يك بنا به مقتضيات داستان در يكي از اين دو دسته قرار گرفته اند.
به عنوان مثال 'نقي'-تنابنده- به عنوان يك شخصيت، پرداخت قابل دفاعي داشته و برخلاف نمونه هاي مشابه در ديگر مجموعه هاي نوروزي، عاري از خصوصيات منفي است.
نقي به مانند بسياري از ساكنان شهرهاي كوچك كشور، سادگي معصومانه اي دارد كه حتي زرنگ بازي هاي او در پاره اي موارد نيز به هيچ وجه آزار دهنده نيست.
به عنوان نمونه مي توان به بخش مربوط به پزشكي قانوني و تلاش وافر او براي خاكسپاري فوري مرحوم 'شهشهاني' اشاره كرد.
در كنار اين شخصيت، بايد از 'هما' -ريما رامين فر- نام برد كه نقش موثري در پيشبرد داستان دارد و منفعل نيست.
در واقع هما، نمونه اي است از يك زن اصيل ايراني كه در بدترين شرايط نيز نااميد نشده و به خانواده خود انسجام مي بخشد.
در عين حال، حسادت هاي خاص زنانه خود را نيز حفظ كرده كه نمونه درخشانش را مي توان در قضيه خواستگاري نقي از دختر 'محمود نقاش' مشاهده كرد.
اين گونه است كه با وجود همه كم و كاستي ها و برخي اغراق هاي آزاردهنده، درام به خوبي در پايتخت شكل گرفته و ديگر شخصيت ها مانند 'ارسطو' و 'گلرخ' به آن شاخ و برگ داده اند.
اما برگ برنده تنابنده و الوند در فيلمنامه 'پايتخت'، شخصيت جذاب و به شدت نمايشي 'بابا پنجعلي' -عليرضا خمسه- بوده كه به موتور حركت كار تبديل شده است.
بيماري فراموشي او كه خود به خود موقعيت تراژيك و دردناكي است -همچون پدر نادر در فيلم 'جدايي نادر از سيمين'-، در اينجا به نمك داستان تبديل شده و موقعيت هاي كميك بسياري را به وجود آورده است.
اما تنابنده در اين كار از تعادل خارج نشده و گاه بابت بيماري او تلنگري به مخاطبان خود مي زند كه نمونه آن را در صحنه بيماري پنجعلي در كاميون شاهد بوده ايم.
اما شخصيت ارسطو -احمد مهرانفر- با وجود جذابيت هاي اوليه در ادامه با مشكل هميشگي فيلمنامه هاي ايراني يعني تكرار روبه رو شده و گاه در روند داستان خلل ايجاد مي كند.
اين اتفاق بويژه در قسمت هاي اخير شديدتر شده و تلاش هاي بازيگر نقش ياد شده نيز چندان نتيجه نداده است.
فيلمنامه 'پايتخت' از آن دسته كارهايي است كه در اجرا نقاط قوتشان نمايان شده و جلوه مي كند كه اين كار را سيروس مقدم انجام داده است.
مقدم داستاني تكراري و بارها گفته شده در باب مصائب مهاجرت به كلانشهر تهران را به تصوير كشيده و از زاويه اي تازه بدان نگريسته است.
قالب كمدي نيز به مقدم كمك كرده تا همچون 'چار ديواري' كار نوروزي قبلي خود، تلخي هاي موجود در داستان را كم كرده و در عين حال پيام خود در رابطه با شهرنشيني را بي آنكه گل درشت باشد، منتقل كند.
مقدم در انتخاب بازيگران نيز خوب عمل كرده و تركيبي از دو نسل از بازيگران سينما و تلويزيون را در كنار يكديگر قرار داده و به نتايج درخوري دست يافته است.
محسن تنابنده انتخاب هوشمندانه اي براي نقش نقي بوده كه با توجه به نگارش فيلمنامه توسط وي، سهم به سزايي در اين نقش آفريني موفق داشته است.
ريما رامين فر نيز كه پيش از اين سابقه بازي در نقش هاي كميك را داشته در اينجا نيز توانسته رگه هايي از كمدي ناب را به نمايش بگذارد.
احمد مهران فر كه كمتر كسي انتظار نقشي كمدي از او داشته، در نقش ارسطو فراتر از انتظارات ظاهر شد و گويش خاصش فوق العاده از كار درآمده و به شيريني نقش افزوده است.
اما نمي توان از بازيگران 'پايتخت' گفت و از عليرضا خمسه حرفي به ميان نياورد.
خمسه كه از با استعدادترين كمدين هاي سينماي ايران محسوب مي شود، به واسطه بازي در برخي كمدي هاي ضعيف و مهجور، كمتر مورد توجه مخاطبان خاص قرار داشته است.
در حاليكه ظرفيت اين كار را داشته و نقش پنجعلي خود گواهي بر اين مدعاست.
شخصيتي عجيب و با خصوصياتي كاملا تيپيك، كه خمسه با ظرافت آن را از كار درآورده و در اين راه از صدايش بيشترين بهره را گرفته است.
مجموعه تلويزيوني 'پايتخت' با وجود ضعف هاي اندك كه بخش عمده اش به شتابزدگي در توليد باز مي گردد، كاري دوست داشتني و سرگرم كننده است كه بدون توهين به شعور مخاطبانش، داستان خود را روايت كرده و اوقات فراغت ايرانيان را در نخستين روزهاي سال پر كرده است.
از: محمد جليلوند