ثناى حضرت سيدة نسا
|
ثناى حضرت سيدة نسا
|
دختر فكرِ بِكر من، غنچة لب چو واكند * از نمكينكلام خود حقّ نمك ادا كند
طوطى طبعِ شوخ من گر كه شكر شكن شود * كام زمانه را پراز شِكّر جانفزا كند
بلبل نطق من ز يك نغمة عاشقانهاى * گلشن دهر را پر از زمزمهو نوا كند
خامة مُشكساى من گر بنگارد اين رقم * صفحة روزگار را مملكت ختاكند
مُطرب اگر بدين نمَط ساز طرب كند گهى* دائرة وجود را جنّت دلگشا كند
شمعفلك بسوزد از آتش غيرت و حسد * شاهد معنىِ من از جلوة دلربا كند
وهم به اوجقدس ناموسِ اله كِى رسد؟ * فهمِ كه نعت بانوى خلوت كبريا كند؟
ناطقة مرا مگر روحقدُس كند مدد * تا كه ثناى حضرت سيدة نسا كند
فيض نخست و خاتمه نور جمال فاطمه *چشم دل از نظاره در مبدأ و منتهى كند
صورت شاهد ازل، معنى حُسن لم يزل * وهم چگونه وصف آيينة حق نما كند
مَطلع نور ايزدى مبدأ فيض سرمدى * جلوة او حكايتاز خاتم انبيا كند
بسملة صحيفة فضل و كمال معرفت * بلكه گهى تجلّى از نقطة تحت«با» كند
دائرة شهود را نقطة مُلتقى بوَد * بلكه سزد كه دعوى لو كُشِف الغطاكند
حامل سرّ مستمر حافظ غيب مستتر * دانش او احاطه بر دانش ماسِوى كند
ليلة قدراوليا، نور نهار اصفيا * صبح جمال او طلوع از افق علا كند
وحى نبوتش نسب، جود و فتوتش حسَب * قصهاى از مروتش سوره «هل اتى» كند
دامن كبرياى او دسترس خيال نى * پایةقدر او بسى پايه به زير پا كند
لوح قدَر به دست او كِلك قضا به شست او * تا كهمشيت الهيّه چه اقتضا كند
در جبروت، حكمران، در ملكوت، قهرمان * در نشئات كُنفكان حُكم به ماتشا كند
عصمت او حجاب او عفت او نقاب او *سِرّ قدم حديث از آنستر و از آن حيا كند
نفخة قدس بوى او جذبة انس خوى او * منطق او خبر ز «لاينطقعن هوى» كند
قبلة خلق، روى او، كعبة عشق كوى او * چشم اميد سوى او تا به كهاعتنا كند
«مُفتقرا» متاب رو از در او به هيچ سو * زانكه مس وجود را فضّة او طلا كند
آيت الله غروى اصفهانى (كمپانى)
|
|
| |
کریمی که جهان پاینده دارد تواند حجتی را زنده دارد
دانلود پروژه و کارآموزی و کارافرینی
شنبه 13 فروردین 1390 5:18 PM
تشکرات از این پست