خبرگزاري فارس: عليرضا قزوه، در سروده جديد خود به حوادث اخيري كه در دنياي اسلام در حال وقوع است، پرداخته است.
عليرضا قزوه، شاعر متعهد، انقلابي و معاصر كشورمان در سروده جديد خود به حوادث اخير و خيزشهاي اسلامي كه در دنياي اسلام در حال وقوع است، اشاره كرده است.
"قزوه " را بعضي با شعرهاي سپيد سياسياش ميشناسند و ميپسندند، بعضي با غزلهاي انتظارش، بعضي با شعرهاي مذهبي و عاشورايياش و بعضي هم با دوبيتيهاي ساده و روستاييوارش.
*متن كامل اين شعر به شرح ذيل است:
ليبي آه امام موسي صدر است
بحرين
سيلي خدا بر صورت خليفههاي دروغ است
ژاپن ميلرزد و سونامي ژاپن
يعني ژاپن قويتر از فرانسه و آلمان است
و ميراژها و اف بيستها
در برابر خشم خدا هيچ اند
كجايي پل الوار؟
كه از فرانسه به ليبي بروي
و اعتراض كني به اين كوتولههاي سياست
به اوبيما و اين مرتيكه كوتاهقد فرانسوي
كه من مدام نامش را فراموش ميكنم
به برلوسكوني كه هر كجا باشد
فاحشهها جمع اند
ايتاليا تئاتر فاحشهها شده است
و زنده باد پاپ
و زنده باد بابانوئل
و زنده باد پيتزاي پپروني واتيكن
فرانسه با ميراژهايش بگذار وژ وژ كند
بانجولها
با بنجولهاي فكري ايران
شتران سبز قذافي
و سعد حريري
از مقابل عكس عبدالله ابن ابابيل و
خاخامهاي چاخان رژه بروند
آنها نقشه كشيدهاند براي تمام جهان
براي رنگ عباي پسر زبير
براي متن سخنراني طلحة الخير ايراني
براي تهيه و توزيع و پخش جنازههاي شهيدان اهل سنت در ايران
اما دستشان به هيچ جا نرسيد
و اهل سنت ايران خنديد به ريش فتنه
به كاخ اليزه و سفيد
اگر دعواي شيعه و سني راه ميافتاد
به اين شيخ تنها نصف سهم ميرسيد
يك سهم به آن شريكش
و دو سهم به زحمتكشان استوديو بيبيسي
كه زورشان نرسيد به ميدان انقلاب و آزادي
و زورشان نرسيد
به ميدان مرجئه دمشق
و زورشان نرسيد به ميدان تقسيم استانبول
و زورشان نرسيد به الضاحيه لبنان
سه گراز و سه خوك و سه كروكوديل
با سه افعي و سه گاوميش و سه شتر
پيمان بستهاند
آنها براي فرداي ما نيز نقشه كشيدهاند
براي شيخ عينك پنسي خوشتيپي كه خواهد رسيد
با نقشه دجالهاي ديجيتال
آنها هزار نقشه براي سيدحسن نصرالله كشيدهاند
در روز اول 48 كشته
از كشتهها 16 قلب به هر كدام رسيد
سي و دو كليه
به جمهوريخواهان دموكرات
دموكراتهاي جمهوريخواه
كه هيچ وقت بر سر رأيها با هم دعوا نميكنند
اما نقشه دعواي جهان را ميكشند
و روز اول ليبي اين بود
القصافي جدا جدا
قصابها جدا جدا
امريكا چرا نيايد
مادام كه آل خليفه هست و شيخ خرفت هست
مادام كه در استوديو بيبيسي مخملباف هست و نوريزاده هست و خاخامها و چاخانها هستند
فرانسه چرا لشكركشي نكند مادام كه سعدحريري هست و 14 مارس هست
اما سراسر دنيا پر است از حسن نصرالله
از بچههاي علي و حسين و خميني
و انتفاضهها همچنان در راه است
انتفاضه تونس و مصر و ليبي
انتفاضه بحرين و يمن
و انتفاضه حجاز و امارات
و انتفاضه كويت و قابوس و شاه كوچك اردن
و انتفاضه پيوند شيعيان و اهل تسنن در راه است
شما از جنس ديگريد
از جنس بولهب و برلوسكوني با هم
سونامي بزرگتر از ژاپن همينهاست
كه من ميگويم و تو ميبيني هر شب
محمد از حجاز بود
اما شما شبيه او نيستيد
شما ابولهب ايد تا هنوز
و ابرهه ايد
و مصر حجاز نيست
الازهر با كبارالعلما فرق ميكند حالا
شيوخ آل سعود
تنها تخصصشان نشان دادن قبله است
وقتي كنار خانه خدا تمرگيدهاند
با شكماني برجسته و چرخهاي دوار
بچرخ تا بچرخيم
آنها تنها ميتوانند بوي صابونهاي غيرحلال را تشخيص بدهند
و اين تخصص كمي نيست
و حد حرم را
با كمك اسرائيل و دوربينهاي پيشرفته انگليسي مشخص كنند
آنها بهدرد هيچ چيز ديگري نميخورند
بيخاصيتترند از يك آدامس خروس و يك بستني قيفي
آنها فقط بهدرد چاله كندن ميخورند
بر سر راه مسلمانان
و تقسيم كردن مسلمانان با كمك آيات وحدت
آنها در مسابقه زيبايي عقال و دشداشه اول اند
در مسايقه آنكارد ريش هم اول
در خواب در رختخواب پر قو اول اند
در مسابقه زيباترين شاهين هم اول
در مسابقه بزرگترين كپل و ران و شكم اول اند
و در مسابقه بيشترين ساعت معاشقه با غرب هم اول
داوران زيباترين شترند
مادام كه قذافي و مبارك و بن علي ميدوند
و امريكا و فرانسه و انگلستان بر سرشان شرط ميبندند
مادام كه شيوخ آل سعود تنها ما را محكوم ميكنند
اما گرازها آزادند
خليفههاي سعودي را
با شترانشان فرستادهاند به بحرين
با شمشيرهاي تيز تا گردن بزنند
عاشقان خميني را
دنيا به دست فاحشهها افتاده است
و مردم بيدار شدهاند
و اين اسب سياه يونايتد امريكا
تنها براي سواري دادن به تل ابيب طراحي شده ست
براي لگد زدن به پابرهنگان زمين است
اين اسب سياه
پابند خوكهاي سفيد است
تا انگلستان پاپيونش را صاف كند و
لباس شب عمه اليزابت
كشيده شود تا افغانستان
و غرب را خر كردهاند با كمي سوسيس خوك و كمي ژانبون
و كمي اينترنت
و با بابانوئل و فاحشهها
ميبيني كه حال جهان هيچ خوب نيست
شب بهخير عمه اليزابت
كجايي پل الوار؟!
شب تحويل سال 1390 – دهلي نو
" قزوه " را بعضي با شعرهاي سپيد سياسياش ميشناسند و ميپسندند، بعضي با غزلهاي انتظارش، بعضي با شعرهاي مذهبي و عاشورايياش و بعضي هم با دوبيتيهاي ساده و روستاييوارش.
انتهاي پيام/ك*