کارآگاه ازدواج نمي کند
چندلر همه مشخصات يک نويسنده انگليسي را دارد. چندلر در آمريکا به دنيا آمد،درانگلستان زندگي کرد و در فرانسه و انگليس خدمت کرد. خيلي دير نويسنده شد در 45 سالگي اما موفق بود. کارآگاهي که خلق کرد، فيليپ مارلو، خيلي زود جايش را بين کارآگاه هاي مهم ادبي باز کرد. چندلر براي هاليوود هم مي نوشت. و ايدلر و هيچکاک، دو فيلمنامه معروفش،«غرامت مضاعف» و «بيگانگان در قطار» را کارگرداني کرده اند.
*عشق تقريباً هميشه به ضرر يک داستان معمايي تمام مي شود چون نوعي از تعليق با خودش مي آورد که با تقلاي کارآگاه براي حل مساله در تعارض و رقابت است. عشق، ناجوانمردانه يارگيري و لشکرکشي مي کند و در نه مورد از ده مورد،حداقل دو نفر از مظلومين را در ذهنتان کنار مي زند. تنها کشش عشقي مفيد به حال يک داستان معمايي، عشقي است که براي کارآگاه خطرساز مي شود اما همزمان چيزي در عمق وجودتان به شما مي گويد که اين فقط يک هيجان احساسي زودگذراست. کارآگاه خوب،هرگز ازدواج نمي کند.
*چيزي درباره زندگي ادبي هست که هميشه مرا پس مي زند؛ اين تلاش مذبوحانه براي بناي قلعه اي روي تارهاي عنکبوت، اين تقلاي طولاني براي مهم جلوه دادن چيزي که همه مي دانيم چند سال پيش نمي پايد؛اين بخار متعفن شکست که براي من تقريباً به اندازه طبل تو خالي اقبال عمومي زننده است.
*دو جورحقيقت هست: حقيقتي که راه را روشن مي کند و حقيقتي که قلب را گرما مي بخشد. اولي دانش است و دومي هنر. هيچ کدام مستقل از ديگري يا مهم تر از آن نيست ... حقيقت هنر،دانش را از سنگدلي و بي مهري مي رهاند و حقيقت دانش،هنر را از مسخرگي و بيهودگي.
*داستان معمايي، نوعي از ادبيات است که سايه گذشته بر سرش سنگيني نمي کند و دين چنداني - اگر نگوييم هيچ - به آثارکلاسيک ندارد. تقريباً محال است که يکي از نويسندگان زنده امروزه،رمان تاريخي اي بهتر از «هنري ازموند: خلق کند يا داستان کودکانه اي بهتر از «دوران طلايي» بگويد يا تصويراجتماعي شفاف تري از «مادام بواري» بيافريند يا يادگاري برازنده تر و باشکوه تر از «گنج هاي پوينتون» به جا بگذارد يا تابلويي غني تر و گسترده تر از «جنگ و صلح» يا «برادران کارامازوف» ترسيم کند. اما خلق معمايي باورپذيرتر و استادانه تر از «سگ باسکرويل» يا «تامه مسروقه» نبايد چندان هم دشوار باشد. اين روزها حتي خلق نکردنش دشوارتر است.
*کارآگاه خصوصي رمان ها،موجودي خيالي است که مثل مردم واقعي حرف مي زند و رفتار مي کند. او مي تواند از همه لحاظ کاملاً و مطلقاً واقع گرايانه باشد،از همه لحاظ غير ازيکي؛اينکه در زندگي واقعي- آن طور که ما مي شناسيم - چنين مردي يک کارآگاه خصوصي نخواهد بود.
منبع:نشريه همشهري جوان، شماره 220.
اگر غم لشگر انگیزد که خون عاشقان ریزد
من و ساقی به هم سازیم و بنیادش براندازیم
یک شنبه 9 اسفند 1388 2:42 PM
تشکرات از این پست
sifalaw