بی تو تنهایم
ای صدای ریزش باران عشق
بی تو تنهایم و تو را میخوانم
با دلی که از احساس عشق
به اندازه ی شهد گل های بهاری پر است
وبا صدایی
که از ترانه ی باران تهی است
بی تو تنهایم
در سکوتی از جنس فریاد و خواستن
در زندانی که هر لحظه تنگ تر میشود
و در رویایی که تو در آن خورشیدی
برگرد که کودکی به هرم دستان بی نیاز تو محتاج است
برگرد که احساسی بی تو از ابر ها دور است
بی تو تنهایم
شاعر : ((سپیده مظهری))