0

اخلاق اصناف و آداب کسب

 
mohamadaminsh
mohamadaminsh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : دی 1389 
تعداد پست ها : 25772
محل سکونت : خوزستان

اخلاق اصناف و آداب کسب



اخلاق اصناف و آداب کسب

سبب شناخت آداب کسب

مي¬دانيم که از يک سو بسياري از اصناف، با کسب و تجارت کردن سروکار دارند از سوي ديگر، هر کسبي، آدابي دارد که شناخت آنها، موجب برکت و فزوني مال تاجر و کاسب مي¬شود. امام محمد غزالي در کيمياي سعادت، درباره لزوم شناخت آداب کسب مي¬نويسد:
نکته: «چون دنيا منزلگاه زادِ آخرت است و آدمي را به قوت و کِسوَت[1] حاجت است ـ و آن بي¬کسب ممکن نيست ـ بايد که آدابِ کسب بشناسد؛ که هر که همگي خويش به کسب دنيا دهد، بدبخت است و هر که همگي خويش به آخرت دهد و توکل کند، نيک¬بخت است، ولکن معتدل¬ترين آن است که هم به معاش مشغول باشد و هم به معاد، وليکن بايد که مقصود، معاد باشد و معاش براي فراغتِ اسبابِ معاد باشد».

فضيلت پي روزي حلال بودن

کاسب و تاجر اگر بخواهند به حرام نيفتند و مال شبهه¬ناک به زندگي¬شان راه نيابد، ناگريز بايد حلال و حرام در کسب¬ها را بشناسد و پي روزي حلال باشند.
حکايت: «بدان که خويشتن را و عيال خود را از روي خلق، بي¬نياز داشتن و کفايتِ ايشان از حلال کسب کردن، از جمله جهاد است در راه دين، و از بسياري عبادت، فاضل¬تر است؛ که روزي رسول(ص) با اصحاب نشسته بود. بُرنايي[3] با قوّت، بامدادِ پگاه، بر ايشان بگذشت و به بازار همي شد به دکّان. صحابه گفتند: «دريغا! اگر اين پگاه خاستنِ وي در راه خداي تعالي بودي!» رسول(ص) گفت: «چنين مگوييد که اگر براي آن مي¬شود که خود را از روي خلق بي¬نياز دارد يا پدر و مادر خويش را يا زن و فرزند خويش را بي¬نياز دارد، وي در راهِ خداي تعالي است، و اگر براي تفاخر دنيا و لاف و توانگري همي شود، در راهِ شيطان است» .... و گفت: «بازرگانِ راست¬گوي، روز قيامت با صدّيقان و شهيدان به هم خيزد».

تجارت دين و تجارت دنيا

نجم¬الدين رازي در مرصاد العباد، درباره تقسيم تجارت مي¬نويسد:
نکته: «بدان که تجارت دو نوع است: تجارت دنيا و تجارت آخرت، و تجارت دنيا هم بر دو نوع است: يکي آنكه از بهر نفع دنيايي است و بس، و دوم آنكه¬ از بهر نفع آخرتي است و نفع دنيايي، خود تَبَع بُوَد... .
اما آن تجارت که از براي نفع دنياي است و بس، به غايت مذموم است و حاصلش بي¬حاصلي و و زَر و وبال و حساب و تبعت آخرت، رنج آن خسران و زيادتش همه نُقصان و سودش همه زيان.
و اما آن تجارت که براي نفع آخرتي است آن است که حق تعالي مي¬فرمايد: «رِجَالٌ لاتُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلاَ بَيْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ»، و اين آيت را مفسران دو معنا گفته¬اند: يکي آن¬که به تجارت آخرتي تعلق دارد؛ يعني مرداني¬اند که به صورت تجارت و بيع دنيايي مشغول نشوند تا از خداي و ذکر خداي باز‌ نمانند...‌ .
معني دوم آن است که به تجارت دنيايي تعلق دارد، وليکن تجارتي که براي نفع آخرتي است؛ يعني مرداني¬اند که صورت بِيع و شِرا بر صورت ايشان اگرچه رود، وليکن دل ايشان از ذکر خداي باز نماند».
امام محمد غزالي نيز در اين باره مي¬نويسد:
تمثيل: «بدان که هر که وي را تجارت دنيا از تجارت دين مشغول کند، وي بدبخت است، و چگونه بُوَد حال کسي که وي کوزه زرين به کوزه سفالين بدل کند، و کوزه سفالين مَثَل دنياست و مَثَل آخرت، کوزه زرّين است که هم نيکوست و هم بسيار بماند».

آداب تجارت

تجارت، آداب و شرايطي دارد که بازاريان، تاجران و به طور کلي اهل معامله بايد آنها را رعايت کنند. در اينجا، اين آداب را از قول مرصاد العباد برمي¬شماريم:
توصيه: «پس شرايط آن¬که تجارت براي رنج آخرت کند و صحبت انبيا و رسل، آن است که تقوا را شعار و دِثار خويش سازد، و مال را، مال خداي داند و نيت آن کند که در مال خداي براي بندگان خداي به امر خداي و رضاي خداي تصرف مي¬کنم، تا آن¬چه بر آن، ربح پديد آيد، آن را بر بندگان خداي صرف کنم، و خود را و عيال خود، يکي از آن جمله شمارد.
و از امانت و ديانت، هيچ دقيقه فرو نگذارد و در خريد و فروخت، انصاف نگاه دارد. به مُساهِله خَرَد و فروشد... .
و البته در بِيع و شِرا، سوگند به راست و دروغ نخورد که حق تعالي بايِع حَلاّف را دشمن دارد، و بر اندک ربحي قناعت کند که برکت، قرين قناعت است و حُرمان، قرين حرص که: «الحَريصُ المَحروم»...‌ .
و مَتاع را در آن وقت که خَرَد، نکوهش نکند و در آن وقت که فروشد، مدح نگويد و عيب آن پنهان نکند».

ياد خداوند و سفر آخرت

همه ما انسان‌ها، اگر چه در ظاهر، اقرار داريم كه روزي‌رسان خداست، ولي با كمال تأسّف، اين مطلب به باور قلبي¬مان تبديل نشده است و دنبال زياده¬خواهي و سودبري بيشتر هستيم. سعيدي شيرين¬سخن در گلستان خود آورده است:
روايت: «يکي را شنيدم از پيران مربّي که مريدي را همي گفت: چندان که تعلّق‌خاطر آدمي¬زاد است به روزي، اگر به روزي ده بودي، به مقام ملايکه درگذشتي.
فراموشت نکرد ايزد در آن حال
که بودي نطفه مدفون مدهوش
روانت داد و عقل و طبع و ادراک
جمال و نطق و راي و حکمت و هوش
ده انگشت مرتّب کرد بر کف
دو بازويت مرکب ساخت بر دوش
کنون پنداري اي ناچيز همّت
که خواهد کردنت روزي فراموش»
نجم¬الدين رازي نيز در مرصاد العباد، راجع به ياد آخرت بودن اهل تجارت، سخن زيبايي دارد:
توصيه: «بايد که زندگاني چنان کند که چون وقت سفر آخرت درآيد، جمله سود و سرمايه خويش از پيش فرستاده باشد، تا از پس مال خويش تواند رفتن. همچون بازرگاني که به سفري خواهد رفت، مال را از پيش بفرستد، او را در شهر قرار و آرام نماند و در آن کوشد که تا چگونه از پس مال برود، و آن ساعت که وقت رحيل کاروان باشد، او را از آن وقت، خوش¬تر نبود».

در مذمت محتکران

برخي از طايفه اصنافِ بي¬انصاف، وقتي نايابي کالايي را در بازار مي¬بينند، هر چه از آن را در اختيار دارند و هر چه مي¬توانند با لطايف‌الحيل گرد آورند، به انبار مي¬برند تا پس از مدتي، به چند برابر قيمت به مردمان بفروشند.
حکمت:«مُحتَکر، ملعون است، و محتکر آن بُوَد که طعام بخرد و بنهد تا گران شود، آن¬گاه بفروشد. و رسول(ص) گفت: «هر که چهل روز طعام نگاه دارد تا گران شود و آن‌گاه همه به صدقه دهد، هنوز کفّارتِ آن نباشد». و رسول(ص) گفت: «هر که چهل روز طعام نگاه دارد به نيت گران شدن، خداي تعالي از وي بيزار است و وي از خداي تعالي بيزار است.» ... و علي(ع) مي¬گويد: «هر که چهل روز طعام بنهد، دل وي سياه گردد»
 
 

کریمی که جهان پاینده دارد               تواند حجتی را زنده دارد

 

دانلود پروژه و کارآموزی و کارافرینی

چهارشنبه 10 فروردین 1390  2:06 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها