همه با هم
امام خميني:
اگر مسلمين وحدت كلمه داشتند، امكان نداشت اجانب بر آنها تسلط پيدا بكنند. اين تفرقه در بين مسلمين است كه باعث شده است كه اجانب بر ما تسلط پيدا بكنند. اين تفرقهي مسلمين است كه از اول با دست اشخاص جاهل تحقق پيدا كرد، و الآن هم ما گرفتار هستيم. واجب است بر همهي مسلمين كه با هم باشند.([1])
ما مسلمين بايد با قدرتِ اسلام، اسلام را پيش ببريم. بايد با قواي كفر به قدرت اسلامي مبارزه كنيم و دست تبهكاران را از ممالك خودمان دور كنيم. اگر وحدت كلمهي اسلامي بود، و اگر دولتها و ملتهاي اسلام به هم پيوسته بودند، معنا نداشت كه قريب يك ميليارد جمعيت مسلمين زير دست قدرتها باشد. اگر اين قدرت ـ قدرت بزرگ الهي ـ مُنْضَم([2]) بشود به قدرت ايمان و همه با هم برادرانه در راه اسلام قدم بردارند، هيچ قدرتي بر آنها غلبه نخواهد كرد.([3])
و من اميدوارم كه بين دولتهاي اسلامي يك اخوتي، اخوت اسلامي، همانطوري كه قرآن امر فرموده است، پيدا بشود؛ كه اگر اين اخوت اسلامي در بين ممالك اسلامي پيدا بشود، يك قدرت عظيمي است كه هيچ يك از قدرتهاي دنيا نميتوانند به پاي آن باشند.([4])
اسلام يك دين آسماني است كه براي ارشاد ملتها و رفع اختلاف بين آنان و هدايت به كمالات انساني و رفع ظلم و بيدادگري آمده است. لكن مسلمين ـ مجموعاً و تقريباً ـ همينطور دولتهاي اسلامي ازآن سرّي كه اسلام براي آن آمده است، يا غافل بودند و يا تغافل كردند. و همهي گرفتاريهايي كه براي مسلمين در طول تاريخ ايجاد شده است براي همين جهت است كه از تعليمات اسلام دور بودند، و نتوانستند آن هدايتي را كه اسلام براي آن آمده است ادراك كنند، و يا به واسطهي اغراضي كه داشتند، نتوانستند انجام بدهند.
مشكل عمدهي مسلمين همان دوري از اسلام و قرآن است؛ و اگر مسلمين به حسب امري كه خداي تبارك و تعالي فرموده است: (وَاعتَصِمُوا بِحَبلّ اللهِ جَمِيعاً ولاَ تَفَرَّقُو)([5]) اگر به همين يك امر و نهي عمل ميكردند، تمام مشكلاتشان ـ مشكلات سياسي، اجتماعي و اقتصاديشان ـ رفع ميشد و هيچ قدرتي نميتوانست با آن مقابله كند؛ لكن مع الأسف به واسطهي غفلت بعضي و عدم توجه بعضي و تغافل بعضي، از اين امر محروم ماندند، و تا اين امر الهي تحقق پيدا نكند، بايد مسلمين انتظار گرفتاريهاي بيشتر را داشته باشند.([6])
... وقتي يك ملتي، دو طايفه، ده طايفه، صد طايفه ميشوند و هر كدام برخلاف ديگري هستند، و حكومتها هم اينجور حكومتها هستند، ديگر توقّع نداشته باشيد كه با اين طرز فكر و با اين طرز حكومت، بتوانيد غلبه بكنيد. بايد تعليمات اسلام را گرفت و همان طوري كه اسلام دستور داده است كه مؤمنين، همهي مؤمنين در همه جا برادر هستند([7]) و امر كرده است به اينكه اعتصام به حبلالله بكنيد و متفرق از هم نشويد([8]) و دستور داده است به اينكه تنازع با هم نكنيد والاّ فَشَل ميشويد،([9]) مسلمين وقتي ميتوانند از گير ابرقدرتها و از گير حكومتهاي فاسد خودشان خلاص بشوند كه اين امر خدا را اجابت كنند. اين دعوت الهي است. از صدر اسلام تا آخر، اين دعوت را اجابت كنند. اگر دعوت را اجابت نكنند و هي بخواهند بگويند كه آقا بياييد بكنيد اين كار را، تا اين دعوت اجابت نشود، كاري از ما نميآيد. كار وقتي از ما ساخته است كه اسلامي فكر كنيم و به قرآن و اسلام گرايش پيدا كنيم و به تعليمات صدر اسلام عمل كنيم.([10])
من اميدوارم كه همهي ملتهاي اسلام كه به واسطهي تبليغاتي كه، فعاليتهايي كه از اجانب شد و اينها را از هم متفرق كردند و مقابل هم قرار دادند، بيدار بشوند و همه با هم بشوند، يك دولت بزرگ اسلامي، يك دولت زير پرچم لااله الا الله تشكيل بدهند و اين دولت بر همهي دنيا غلبه بكند.([11])
بايد مسلمين بيدار بشوند. امروز روزي نيست كه مسلمانها هر كدام يك گوشهاي زندگي تنهايي بكنند و خودشان بين خودشان در هر كشوري يك زندگي خاص به خود داشته باشند، نميشود اين معنا. در يك همچو زماني كه سياستهاي ابرقدرتها بلعيدن همه جاست، مسلمين بايد بيدار بشوند، ... ملتها بايد بيدار بشوند، و همه تحت لواي اسلام و تحت سيطرهي قرآن باشند. الحمدلله مسلمين هم عدهشان قريب يك ميليارد هست، و هم ممالكشان يك ممالكي است غني، ثروتمند و هم افرادشان افراد لايق، لكن آنهايي كه ميخواهند در اين ممالك حكومت كنند به واسطهي تبليغات سويي كه در طول چند صدسال تقريباً كردهاند و نفوذي كه در دانشگاهها، در جاهايي كه مراكز تربيت ابناي مسلمين است كردهاند، مسلمين را طوري كردند كه از خودشان مأيوس شدند؛ يعني خودشان را گم كردند. بايد مسلمين جديّت كنند، مجد خودشان را پيدا كنند.([12])
الآن بر رؤساي اسلام، بر سلاطين اسلام، بر رؤساي جمهور اسلام، الآن تكليف است كه اين اختلافات جزيي موسمي را كه گاهي دارند، اين اختلافات را كنار بگذارند؛ عرب و عجم ندارد، ترك و فارس ندارد؛ ... اگر وحدت كلمهي خودشان را حفظ كنند اگر اين اختلافات جزيي موسمي را كنار بگذارند، اگر همه با هم، همدست بشوند... دست برادري بدهند، حدود و ثغورشان را حفظ كنند، حدود خودشان را حفظ كنند... در كلمهي توحيد كه مشترك بين همه است، در مصالح اسلامي كه مشترك بين همه است با هم توحيدِ كلمه كنند. اگر اينها توحيد كلمه كنند، ديگر يهود به فلسطين طمع نميكند؛ ديگر هندو به كشمير طمع نميكند. اين براي اين است كه نميگذارند شما متحد بشويد. بدانند آنها ـ ميدانند هم ـ دستهايي كه ميخواهند منابع شما را از دستتان بگيرند، ميخواهند ثروت شما را به رايگان ببرند، ميخواهند ذخاير تحت الارضي و فوق الارضي شما را به يغما ببرند، آنها نميگذارند كه عراق و ايران با هم متحد بشود؛ ايران و مصر با هم متحد بشود؛ تركيه و ايران با هم متحد بشود؛ همهشان با هم وحدت كلمه پيدا كنند، نخواهند گذاشت.
ولي شما تكليفتان اين نيست؛ رؤسا تكليفشان اين است كه بنشينند با هم تفاهم كنند، حدود و ثغور خودشان را حفظ كنند، هر كدام حدود و ثغورشان محفوظ؛ لكن آن دشمن خارجي كه به شما اينقدر ضرر وارد ميكند در مقابل او توحيد كلمه كنيد... تا وحدت كلمه نباشد، تا رؤساي اسلام، وحدت كلمه در خودشان ايجاد نكنند، تا فكر نكنند بر بدبختيهاي ملتهاي اسلام، بدبختيهاي اسلام، بدبختيهاي احكام اسلام، غربت اسلام و قرآن كريم، سيادت نميتوانند بكنند، بايد فكر كنند، عمل كنند، تا سيادت كنند. و اگر اين مطلب را انجام بدهند، سيّد دنيا خواهند شد. اگر اسلام را آنطوري كه هست به دنيا معرفي كنند و آن طوري كه هست عمل بكنند، سيادت با شماست؛ بزرگي با شماست: (للهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسولِهِ وَلِلْمؤمنين).([13]) و([14])
بر عموم دولتهاي ممالك اسلامي و خصوص دول عربي لازم است كه با توكل به خداي متعال و تكيه بر قدرت لايزال، همهي قوا و نيروي خويش را بسيج ساخته به ياري مردان فداكاري كه در خط اول جبهه چشم اميد به ملت اسلام دوختهاند، بشتابند، براي آزادي فلسطين و احياي مجد و شرف و عظمت اسلامي در اين جهاد مقدس شركت كنند؛ از اختلافات و نفاقهاي خانمانسوز و ذلتبار دست برداشته، دست برادري به هم داده و صفوف خود را فشرده و متشكل سازند... سران كشورهاي اسلامي بايد توجه داشته باشند كه اين جرثومهي فساد را كه در قلب كشورهاي اسلامي گماشتهاند؛ تنها براي سركوبي ملت عرب نميباشد، بلكه خطر و ضرر آن متوجه همهي خاورميانه است. نقشه، استيلا و سيطرهي صهيونيسم بر دنياي اسلام و استعمار بيشتر سرزمينهاي زرخيز و منابع سرشار كشورهاي اسلامي ميباشد؛ و فقط با فداكاري، پايداري و اتحاد دولتهاي اسلامي ميتوان از شرّ اين كابوس سياه استعمار رهايي يافت...([15])
برنامهي ما برنامهي اسلام است، وحدت كلمهي مسلمين است، اتحاد ممالك اسلامي است، برادري با جميع فرق مسلمين است در تمام نقاط عالم، همپيماني با تمام دول اسلامي است در سراسر جهان؛ مقابل صهيونيست، مقابل اسرائيل، مقابل دول استعمار طلب.([16])
مسلمين بايد با هم يد واحده باشند. هُم يَدٌ واحِدةٌ علي مَن سِواه([17]) اينها بايد دست واحد باشند. مجتمع باشند. يك باشند. خودشان را از هم جدا ندانند. مرزها را اسباب جدايي قلبها ندانند. مرزها جدا، قلبها با هم. مسلمين داراي قدرت بسيار هستند، و داراي خزائن بسيار. چنانچه با هم مجتمع بشوند، چنانچه مسلمين با هم اتحاد پيدا كنند، با حفظ مرزهاي خودشان؛ لكن قلبهايشان با هم متحد بشود، اينها جمعيت بسيار كثيري هستند؛ يك ميليارد جمعيت، شايد الآن بيشتر باشند، و خزائن بسيار دارند، و احتياج به هيچ كشوري ندارند، و همهي كشورها تقريباً به آنها محتاج هستند.([18])
مسألهي اصلي براي جهانخواران شرق و غرب، اسلام است كه ميتواند مسلمانان جهان را تحت پرچم پرافتخار توحيد مجتمع و دست جنايتكاران را از كشورهاي اسلامي و از سلطه بر مستضعفان جهان كوتاه و مكتب ارزشمند و مترقي الهي را بر جهان عرضه نمايد.([19])
مقام معظم رهبري :
از وحدت، زياد سخن گفتهايم. اگر به برخي از آنچه گفتهايم، عمل ميكرديم، امروز سرنوشت مسلمانان از آنچه هست، بهتر بود. به طور طبيعي برخي عوامل ضد وحدت وجود دارد ـ اختلافات قومي، اختلافات مذهبي و طايفهاي، اختلافات سياسي ـ كه بايد با آنها مقابله كرد. با تكيه به نام مقدس پيغمبر و ياد آن بزرگوار ـ كه محور وحدت امت اسلامي است ـ بايد بر اين اختلافات غلبه كرد؛ ليكن از اين دشوارتر، موجبات تفرقهاي است كه به امت اسلامي تزريق ميشود. در بستر همين اختلافات قومي و طايفهاي و مذهبي، دشمنان اسلام طبق سياست هميشگي خودشان، بين مسلمانان اختلاف ايجاد ميكنند. دست دشمن، توطئهي دشمن و تدبير دشمن را در وراي اين اختلافات ميشود به وضوح ديد؛ اين را بايد علاج كرد. عقلاي امت از همهي فرقهها بايد نگذارند امواج فتنه در ميان مسلمانها ـ كه به وسيلهي دشمنان اسلام تحريك ميشود ـ به طور روزافزون آرامش و الفت را به خطر بيندازد.
قرآن ما را به وحدت توصيه كرده است. قرآن ما را تهديد كرده است كه اگر اتحاد و همبستگي خودتان را از دست بدهيد، آبرو و هويت و قدرت شما نابود خواهد شد. امروز متأسفانه در دنياي اسلام اين نابسامانيها مشاهده ميشود. امروز توطئه عليه دنياي اسلام، توطئهي بسيار سنگيني است. اگر در اين دوران عليه اسلام توطئههاي سازمان يافته با شدت بيشتري كار ميكند، بيداري امت اسلامي است كه دشمنان را به هراس انداخته است. استكبار جهاني، طعمكاران در كشورهاي اسلامي، و مداخله جويان در ميان دولتها و كشورهاي اسلامي از وحدت امت اسلامي در هراسند.
نزديك به يك و نيم ميليارد نفر از جمعيت دنيا مسلمانند و مسكن آنها يكي از مهمترين و ارزندهترين قطعات اين زمين است. اين همه منابع طبيعي، اين ميراث عظيم فرهنگي، اين نيروي انساني كارآمد و با استعداد، اين بازار بزرگ براي محصولات غربي، اين نفت و گاز ارزشمندي كه در اين كشورها هست؛ اينها وسوسه كنندهي قدرتهاي اسكتباري است؛ ميخواهند بر اينها تسلط كامل داشته باشند، اما بيداري امت اسلامي مانع اين است. وحدت امت اسلامي بزرگترين سد در مقابل اين دشمنان است؛ لذا در شكستن اين سد، همهي تلاش خود را به كار ميبرند.
قيام دولت اسلامي در ايران و برافراشتن پرچم توحيد در اين كشور ـ اين مركز حساس و منطقهي مهم ـ امت اسلامي را به هيجان آورد و بيدار كرد؛ آنها را به سرنوشت و قدرت خودشان اميدوار كرد و به آنها اعتماد به نفس داد. اين بيداري و اعتماد به نفس، دشمن را به توطئههاي پيچيدهاي وادار كرده است؛ اين توطئهها امروز پيش روي ماست. آنها با همهي دنياي اسلام مخالفند؛ با حضور اسلام مخالفند؛ با تعليمات اسلامي مخالفند. رييس جمهور آمريكا صريحاً سخن از جنگ صليبي به ميان آورد. دستگاههاي استكباري ـ آمريكا و صهيونيسم ـ دائم با تبليغاتِ خودشان فضا را زهرآگين ميكنند، براي اينكه بين كشورهاي اسلامي و دولتهاي اسلامي اختلاف ايجاد كنند.
دل مسلمانها را گرم كنيد؛ آنها را به نيروي خودشان مطمئن كنيد؛ آنها را با علم و عقل و تدبير به تقويت دروني خودشان وادار كنيد؛ آنها را به ايستادگي در مقابل زورگويي قدرتمندان عالم تشويق كنيد. خداي متعال وعده كرده است: من كان لله كان الله له؛ (والّذينَ جَاهَدوُا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَ إنَّ اللهَ لَمَعَ الْمُحْسِِنينَ)؛([20]) خداوند كمك خواهد كرد، خداوند راهنمايي خواهد كرد. امام بزرگوار ما، هم قولاً و هم عملاً اين درس را به ملت ايران داد و ملت ما نتيجهي آن را در مقابل چشم خود ديد، و دنيا شاهد اين معنا بود.
شك نداريم وعدهي الهي كه فرمود: (وَعَدَاللهُ الَّذينَ ءَامَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذي ارْتَضَي لَهُمْ)([21]) وعدهي عملي است و تحقق پيدا خواهد كرد. شرط آن، ايستادگي، استقامت، راه را گم نكردن، هدف را گم نكردن، وحدت را حفظ كردن و به خداي متعال توكل كردن است.([22])
آنچه كه در دوران كنوني با ملاحظهي حوادث عالم و با رصد كردنِ آنچه كه در دنياي سياست ميگذرد جاي ترديد نيست.... يكي، بيداري دنياي اسلام است. حرفي كه در صد سال قبل مصلحان دنياي اسلام در كشورهاي مختلف در غربِ دنياي اسلام، در شرقِ دنياي اسلام، در محيطهاي غريبانه بر زبان ميآوردند، امروز در دست تودههاي مردم به عنوان يك شعار مطرح است: برگشت به اسلام، احياي قرآن، ايجاد ملت واحده، عزت و قدرت دنياي اسلام و امت اسلامي؛ چيزهايي كه به عنوان يك آرمانِ دوردست، مصلحان در محيطهاي محدود در بين خواص مطرح ميكردند، امروز در بين تودههاي مسلمانان جزو آرمانهاي مطرح و جزو شعارهاي زنده است. به هر كدام از كشورهاي اسلامي كه شما نگاه كنيد ـ به خصوص در ميان قشرهاي جوان و تحصيلكرده و روشنفكر ـ اين شعارها زنده است. اين نشان دهندهي اين حقيقت است كه هويت اسلامي در دلها زنده شده است.
بيداري دنياي اسلام هم يك خطر براي جهان استكبار محسوب ميشود. قدرتهاي استكباري؛ يعني آن كساني كه ادارهي بخش عظيمي از دنيا در پنجهي اقتدار زر و زور آنهاست؛ شبكهي صهيونيسم جهاني، قدرت زورگوي آمريكا، دستگاههاي مالياي كه پشتيبان اين نظام سلطهي جهاني هستند، از بيداري دنياي اسلام احساس خطر ميكنند و اين را بر زبان هم ميآورند. و آنچه كه امروز عليه اسلام از جبهههاي مختلف انجام ميگيرد، يك حركت سازمانيافته و حساب شده است؛ طراحي شده است. اين تصادفي نيست كه همان حرفي را كه رييس جمهور آمريكا ـ كه در رأس قدرت شيطاني استكبار است ـ در مقابلهي با اسلام بيان ميكند، آن را به زبان ديگري يك مقام عالي روحاني مسيحي بيان ميكند! قصد مؤاخذهي اشخاص را نداريم؛ مسأله را تحليل ميكنيم. اين نميتواند تصادفي باشد. اهانت به پيغمبر در مطبوعات، ايراد به اسلام و اتهام به اسلام به عنوان دين خشن؛ تهمت زدن به ملتهاي مسلمان، از آن طرف هم اظهارات سياسيوني كه دم از جنگ صليبي ميزنند، دم از دشمني با ملتهاي مسلمان ميزنند و صريحاً اين را ابراز ميكنند، اينها تصادفي نيست. دشمن به عنوان يك جبهه در مقابل امت اسلامي تصميم بر كارشكني و اعمال دشمني دارد. بعد از پيروزي انقلاب اسلامي در ايران، اين دشمني جديتر شده است.
دنياي اسلام اگر بخواهد حركت عميق امت اسلامي را در جهت پيروزي، به درستي پيش ببرد، الزاماتي را بايد قبول كند، كه اولين اين الزامات، اتحاد است؛ اتحاد اسلامي، انسجام اسلامي
به جان هم انداختن برادران، يكي از نقشههاي اوّلي استكبار است كه از قديم هم شناخته شده است؛ تفرقه بينداز و حكومت كن، يك سياست قديمي است؛ همه هم گفتهايم، همه هم ميدانيم، در عين حال، بعضاً متأسفانه همين سياست را دشمن ما ميتواند اعمال كند و ما غافل باشيم؛ به خاطر تبعيت از اهواي نفساني، به خاطر تحليلهاي غلط، به خاطر كوته بينيها، به خاطر ترجيح دادن منافع شخصي يا منافع كوتاه مدت بر منافع بلند مدت.
سياست استكبار ايجاد جنگ بين فلسطيني و فلسطيني است؛ بين عراقي و عراقي است؛ بين مسلمانان شيعه و مسلمانانِ سني است؛ بين جامعهي عربي و غير عربي است. اين، سياستهاي آشناست. اين را اول بايد همه علاج كنند. ما به سهم خود، وحدت را بين امت اسلامي يك ضرورت ميدانيم. امسال را هم سالِ اتحاد ملي و انسجام اسلامي اعلام كرديم. انسجام اسلامي در يك وجه، خود ناظر به همهي دنياي اسلامي است؛ بايد با هم منسجم باشند؛ بايد به يكديگر كمك كنند؛ هم دولتهاي اسلامي، هم ملتهاي اسلامي. و دولتهاي اسلامي در استفادهي از ظرفيت ملتهاي اسلامي براي ايجاد اين وحدت بزرگ، ميتوانند سهم و نقش داشته باشند.
چيزهايي مانع از اتحاد ميشود؛ عمدهي آنها بعضاً كجفهميها و بياطلاعيهاست؛ از حال هم خبر نداريم؛ دربارهي هم توهمات ميكنيم؛ دربارهي عقايد هم، دربارهي تفكرات يكديگر دچار اشتباه ميشويم؛ شيعه دربارهي سني، سني دربارهي شيعه؛ فلان ملت مسلمان دربارهي آن ملت ديگر، دربارهي همسايهاش، سوء تفاهمها، كه دشمنان هم به شدت بر اين سوء تفاهمها دامن ميزنند. افرادي هم متأسفانه بر اثر همين سوء فهم، سوء تحليل، نديدن نقشههاي كلي دشمن، بازيچهي اين بازي دشمن قرار ميگيرند و دشمن از آنها استفاده ميكند. گاهي يك انگيزهي خيلي كوچك، انساني را وادار ميكند حرفي بزند، موضعي بگيرد، كاري بكند كه دشمن در نقشهي كلي خود از آن حرف استفاده ميكند و شكاف را بين برادران زياد ميكند.([23])
پينوشتها:
[1]. صحيفه نور، ج 5 ، ص 37.
[2]. ضميمه.
[3]. صحيفه نور، ج 6 ، ص 49، 1/2/1358.
[4]. صحيفه نور، ج 7، ص 74.
[5] . آل عمران (3) : 103.
[6] . صحيفه نور، ج 7، ص 176.
[7]. الحجرات (49) : 10.
[8] . آل عمران (3) : 103.
[9]. الأنفال (8) : 46.
[10]. صحيفه نور، ج 12، ص 283.
[11]. صحيفه نور، ج 22، ص 197 و 198.
[12]. صحيفه نور، ج 6 ، ص 218، 31/2/1358.
[13]. المنافقون (63) : 8 .
[14]. صحيفه نور، ج 1، ص 120 و 121.
[15]. صحيفه نور، ج 1، ص 209.
[16]. صحيفه نور، ج 1 ، ص 84 .
[17]. آنها (مسلمانان) به مثابه يك دست واحدند كه در مقابل هر كه جز آنان است، برافراشته است.
[18]. صحيفه نور، ج 10، ص 223 و 224.
[19]. صحيفه نور، ج 15، ص 125.
[20] . العنكبوت (29) : 69 .
[21] . النور (24) : 55 .
[22] . 6/2/1384.
[23] . 17/1/6 138.