عنوان
:
خواب نامه ها
عالم خواب، چون عالم بيداري و واقع در جبهه، ديدني و شنيدني،
سرشار از هوشياري، حضور، انس و ارادت و ارتباط و راز و رمز بود و ميان بري بود در
موانع زمان و مكان و بُعد و حجم و... به سوي اصل و وصل و ناپيدا. رؤ ياي صادقه و
مكاشفات و خلوت هاي عميق و متعالي در جبهه، موجب تهيه و تدارك دفترچه ها و خواب
نامه هايي شده بود كه برادران خواب هاي بااهميت و خاص خود را در آن مي نوشتند؛ خواب
هايي چون واقعه شهادت خود و دوستانشان، مصاحبت با معصومان، اوليا و اوصيا و آنچه
حكايت از مقام و منزلتشان نزد خداوند منان داشت. از همين روي بود كه اين يادداشت ها
را محرمانه قلمداد مي كردند، به گونه اي كه تا زنده بودند دست احدي به آنها نمي
رسيد. چه بسيار اتفاق مي افتاد كه پس از عمليات، همان شب اول در خواب از وضع دوستان
خود مطلع مي شدند؛ اينكه كي شهيد و كي اسير و كي مجروح شده است. اين خواب ها اغلب
هم درست از آب درمي آمد
.
عنوان
:
ختم و اتمام نامه
ختم كلام و خداحافظي با خواننده نامه ها، بر خلاف آغاز مكتوبات،
به قاعده نبود. هر كس عادت و اخلاق خود را داشت و دلش مي خواست عبارتي بيافريند و
سخن نو و تازه اي بگويد. حداقل اين بود كه مي نوشتند: «خداحافظ شما و امام» يا نام
خودشان را به عربي و با نسبت هاي خاص مي آوردند، چون: «العبد العاصي» فلان يا
«
العبد المشتاق الي رحمه ربه» بَهمان و امثال آن. تازه واردها هم با عبارت «عبدم،
عبيدم، رزمنده جديدم» امضا مي كردند؛ در تأكيد بر فوريت جواب دادن به نامه شان مي
نوشتند: «نه شرقي، نه غربي، جواب نامه مشدي»، كنايه از اينكه ننشيني سرسري چيزي
بنويسي! يك نامه حسابي از تو توقع دارم، آن هم در اسرع وقت. براي امضا عبارتي چون
«
نه شرقي، نه غربي، جواب نامه برقي» يا «لا شرقيه، لا غربيه، جواب نامه برقيه
.»
برادراني هم بودند كه خيلي جدي و قطعي به خانواده شان مي نوشتند نشاني نامه بعدي
: «
كربلا، صحن ابي عبدالله» يا «بهشت، منزل سيدالشهدا» و «آخرت، برسد به دست خادم
الحسين (اسم شخص») و به جاي امضاي پايان نامه بعضي - مثل مسئول گروهان سيدالشهدا(ع
)
در گردان تخريب (شهيد)- مخصوصاً مي نوشتند «حسين جان
.»
عنوان
:
حيوان نوازي
حيوانات و حشرات نزد قاطبه رزمندگان شأن موجودات داراي حقوق
حيات را داشتند. با توجه به چنين تلقي اي بود كه از پماد زخم پاي خودشان براي مجروح
قاطر نيز استفاده مي كردند. جراحت يك گربه تركش خورده در منطقه را مثل انسان
ضدعفوني مي كردند و با همان حوصله حيوان صدمه ديده را مي بستند. بسيار پيش مي آمد
كه از سر شيطنت، جوان رزمنده اي قصد پرنده اي را مي كرد و رزمنده ديگر سينه اش را
سپر مي كرد كه: «مرا بزن«9 و اين غير از تكاندن ته سفره و پاشيدن خرده نان و شيريني
در مسير تردد مورچگان و كبوتران بود. امري كه در پشت جبهه نيز رواج دارد. آنها با
حشرات موذي (مثل پشه) برخورد حذفي نداشتند بلكه شرايطي را فراهم مي كردند كه از
پيرامونشان دور بشوند
.
عنوان
:
حيوانات مزاحم
نحوه برخورد اغلب برادران با حيوانات مزاحم چنين بود كه اگر از
طرف اين حيوانات خطري متوجهشان نبود سعي مي كردند آنها را از اطراف مواضع و مقرهاي
خود دور كنند و چنانچه به آنها حمله ور مي شدند، تا حد امكان از كشتن آنها طفره مي
رفتند و به ترساندنشان با شليك تير هوايي بسنده مي كردند؛ يا اگر مي توانستند آنها
را مي گرفتند و در محلي دورتر رها مي كردند و در صورت وجود داشتن خطر جدي، ترتيبي
مي دادند كه زجركش نشوند. تنها وقتي كه حمله اين حيوانات - نظير سگ ها- گله اي
انجام مي گرفت، به آنها شليك مي كردند. گاهي به ناچار گروه هايي براي معدوم كردن
اين قبيل حيوانات تشكيل مي شد كه آنها را تعقيب مي كردند و بعد از كشتن دفنشان مي
كردند. در اين بين، بعضي از برادران براي اينكه كشتن حيوان قسي القلبشان، نكند
مبلغي را براي كفاره كنار مي گذاشتند و با نماز و ساير عبادات عذر تقصير مي
خواستند. بعضي از اين حيوانات در مناطقي خاص و زماني معين سر و كله شان پيدا مي شد
و بيشتر مزاحم بودند تا آزاردهنده؛ حيواناتي چون گرگ و گراز و شغال، مار و عقرب و
رتيل و جوجه تيغي و در عمليات آبي خاكي، لاك پشت و سگ ماهي، كه بخشي از خاطرات و
حوادث به ياد ماندني بچه ها هستند
.