0

آداب و رسوم جبهه و جنگ-23

 
asemaniha
asemaniha
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : بهمن 1387 
تعداد پست ها : 118
محل سکونت : اصفهان

آداب و رسوم جبهه و جنگ-23

عنوان  :  زبان سكوت

سكوت كردن براي همه مرجح بود، به ويژه در جمع كه سكوت را جمال مؤ من مي دانستند و اگر بنا بود باب سخن باز بشود، اين حق ريش سفيدان و بزرگ ترها بود، هر چند احترام ايشان به جوانان بسيجي هم مانع از آن مي شد كه از اين فرصت استفاده كنند. البته در صورت اصرار، از پند و اندرز و توصيه دريغ نداشتند. اصل مسلم آن بود كه تا سؤ الي نمي شد جوابي نمي دادند و سخن گوي جلسه نمي شدند. اين سكوت را جز زمزمه ذكر و ياد او در دل نمي شكست. و چه خوب مي شد شهداي عمليات آينده را در ميان اين خيل سر به جيب تفكر فرو برده پيدا كرد! كه كمترين نشانشان بي نشاني بود و هياهو نداشتن؛ كساني كه تا اطمينان نمي يافتند كه سود سخنشان بيش از سكوتشان است لب از لب نمي گشودند. بسيار بعيد بود كسي وسط حرف و نقل ديگري بپرد. كمترين حاصل اين بي زباني، به زبان آمدن برادراني بود كه در علم و عمل و اخلاص جزو مقربون بودند، مخصوصاً در شب هاي عمليات كه خيلي مثمر ثمر بود .

عنوان  :  روش نگارش

بعضي به روش مكاتبات علما و كتب درسي قديم، به كلمات و حروف و سطور نامه شكل مي دادند. گاهي متن نامه را به شكل دايره و حلقه مي نوشتند. بعضي با كلمات نقاشي مي كردند و نامه شان نقاشي خط مي شد. عمومي ترين روش، نوشتن متن و حاشيه زدن اطراف آن بود. كارهاي ديگري هم معمول بود، مثل وارونه نوشتن مطالب و انواع و اقسام كارهاي هنري كه خواننده نامه را به تعجب و تحسين وا مي داشت .

عنوان  :  رو به قبله و به پشت خوابيدن

زندگي كردن زير يك سقف و يك چادر و در يك سنگر كه هر لحظه ممكن بود بر سر همه آوار شود، موجب مي شد بچه ها در خواب و بيداري و سخن و سكوت و حركات و سكنات، رعايت حقوق يكديگر را كاملاً مد نظر داشته باشند. در اين بين، همه به رو به قبله و به پشت و درست خوابيدن توجه مي كردند. با اين وصف، عادات و خستگي و وضع جاي خواب هم بي تأثير نبود؛ در نتيجه هر كس به حالتي به خواب مي رفت كه بچه ها او را بيدار مي كردند و درست مي خواباندندش. مثلاً اگر كسي به شكم خوابيده بود يا او را صدا مي كردند تا درست بخوابد يا خودشان او را به پشت مي خواباندند. اگر كسي بد خوابيده بود يا لباس و پتو و رواندازش كنار رفته بود او را مي پوشاندند. اگر پشت به قبله بود، رو به قبله اش مي كردند و خلاصه هر چه را كه موجب سبكي و بي حرمتي او مي شد و وقار او را كه برادري مؤ من بود خدشه دار مي كرد، رفع مي كردند. بودند برادراني كه بالش زير سرشان نمي گذاشتند و پاهايشان را وقت خواب جمع مي كردند و درازكردن آن را در محضر خدا سبك مي شمردند. در شرايطي كه آتش دشمن روي مواضع خودي جدي تر بود غسل شهادت قبل از خواب بسيار معمول بود .

عنوان  :  ذكر خوش صلوات

صلوات، مكررترين، همه جايي ترين و همگاني ترين ذكري بود كه بعد از ياد و نام خدا در جبهه گفته و شنيده مي شد، در رنج و راحت، جمع و خلوت، پيشروي و عقب نشيني، عيد و عزا، سفر و حضر و پنهان و آشكار؛ در آن مقياس و ميزان پاي بندي كه شايد بتوان گفت كسي نديده و نشنيده كه اسم احمد(ص) بر زبان جاري شده و به روان قدسي اش درود و تحيت فرستاده نشده باشد. چنان كه جان نثارانش در لشكر 27 حضرت رسول الله(ص) كه به نام حضرتش متبرك بود، نام لشكر را به ضرورت «حضرت رسول» مي گفتند تا خود و شنونده احياناً از روي سهو و نسيان، با نفرستادن صلوات به ساحت پيامبر اسائه ادب نكرده باشند. ذكر خوش صلوات را بهانه اي مي بايست، چون وقتي كه بچه ها با اتوبوس عازم خط بودند و از ذوق در پوست خود نمي گنجيدند و پيوسته سروصدا مي كردند، مي گفتند: «بياييم در مسير جاده جابه جا صلوات بفرستيم.» شروع مي كردند از نقطه اي تا نقطه ديگر همه با هم صلوات فرستادن، از آنجا تا نقطه بعد و همين طور تا مقصد يا جايي كه معلوم بشود ديگر خسته شده اند، حتي افتادن و شكستن ليوان و استكاني براي يك صلوات محمدي(ص)پسند دسته جمعي كافي بود. گاهي جوابي واقع مي شد براي بي جوابي و فيصله دادن به بحث. حالت ديگر، به مزايده گذاشتن لباس و خوراكي و امثال آن بود؛ از اين قرار كه موقع پخش ميوه، كه نوعاً در هم بود و ريز و درشت، پخش كننده مي گفت : « انار بزرگ به دويست صلوات» يكي مي آمد جلو كه: «من سيصد صلوات مي فرستم» و ديگري رقم بالاتري مي گفت تا آخر؛ و بالاخره صلوات هايي كه بر منبرها و حسينيه لشكر موقع سخنراني روحاني گردان باب مي شد، تا جايي كه گاه اصل صحبت را تحت تأثير قرار مي داد .

بیاد روزهای عاشقی
یک شنبه 2 اسفند 1388  7:07 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها