عنوان
:
جنازه دشمن را لگد
نكردن
در غير از شرايطي مثل قلب عمليات و داير بودن معركه نبرد كه
سرعت عمل شرط اول بود، در برخورد به موقع با دشمن، در كانال ها و تنگه ها و نقاط
صعب العبور كه راهي جز لگدمال كردن جنازه هاي دشمن نبود، بچه ها به ملاحظه ادب و
رأفت به ندرت از روي جنازه هاي دشمن رد مي شدند؛ شايد هم اصلاً قابل پاي كوبيدن نمي
دانستند اجساد اين مزدوران را؛ چه مي دانيم
!
عنوان
:
جعبه مهمات شخصي
كمد و كشو و صندوق وسايل بچه ها چيزي جز جعبه هاي مهمات نبود؛
جعبه هاي نو و تميزي كه كف و ديواره آن را با روزنامه و مشمع عايق بندي مي كردند و
دور تا دور لبه هاي آن را با پلاستيك تيوپ دوچرخه واشر مي گذاشتند تا آب و حشرات
موذي به داخل آن راه نيابند. بعد آن را رنگ مي زدند تا از جعبه ديگران مشخص باشد
.
در گوشه اين جعبه شيشه مربا يا قوطي نارنجكي بود مخصوص خرده ريزها و وسايلي مثل
ناخن گير، پلاك، كليد، دكمه، نخ و سوزن و خودكار و غير آن. درِ جعبه را كه مي گشودي
با عكس دوستان شهيد صاحب جعبه، تصوير حضرت امام و پوسترهاي مورد توجه شخص مواجه مي
شدي و پيشاني بندهايي كه يادگار شهدا بودند؛ به علاوه آينه اي كه از داخل به در
چسبانده بودند. روي اين جعبه ها نام خود يا جملاتي چون «جنگ، جنگ تا پيروزي» و نظير
آن را مي نوشتند و برايشان چفت و قفل تهيه مي كردند و كليد آن را مثل مادربزرگ ها
!
با پلاك به گردن مي آويختند
.
عنوان
:
جشن حنابندان
قبل از عمليات، حنا بستن كف دست و پا و سرانگشتان و موي سر،
ادامه همان سنت حسنه پشت جبهه بود كه بيشتر هم بين نيروهاي شهرستاني شايع است؛ اما
حنا بستن در شب عمليات چيز ديگري بود. آخر شب قبل از عمليات، وقتي عده اي خوابيده
بودند، بچه ها مقداري آب جوش مي آوردند و بعد از حل كردن حنا در آن و اضافه كردن
مقداري چاي براي پررنگ تر شدن آن، مي نشستند و سر يكديگر را حنا مي گذاشتند. نماز
شب خوان ها قبل از حنا گذاشتن وضو مي گرفتند و بعد از همه حنا مي گذاشتند تا
بتوانند بلافاصله به نماز آخرين شب برسند. حنابندان قبل از عمليات، در واقع، نوعي
اعلام آمادگي براي به شهادت رسيدن و به اصطلاح «داماد خدا» شدن بود. بعضي آن قدر به
اجراي اين مراسم پاي بند بودند كه اگر ظرف نداشتند حنا را در كلاه كاسكت آب مي
گرفتند و بعضي با حنا روي دستشان مي نوشتند: تقديم به ابوالفضل(ع)، يا حسين(ع) و يا
كربلا. در حنابندان رزمندگان مجرد و ازدواج نكرده در اولويت بودند. اين مراسم گاهي
با شكر خداوند و سرودخواني توأم بود. گاهي سلاح هاي رزمي سبك و سنگين (ميني
كاتيوشا) نيز از اين حنا بي نصيب نبودند
.
عنوان
:
پست دادن به جاي
همه
نگهباني دادن و سر پست ايستادن به جاي ديگر برادران، ادبي بود
از آداب جبهه. گاه به مدت هشت تا دوازده ساعت يكسره براي جبران كمبود نيرو و در غير
اين شرايط بيدار نكردن نفر نوبت بعد و لابد، به طريق اولي، اطلاع ندادن به هم پستي
اي كه بيمار بود يا ملالي داشت و يادآوري نكردن موقع پست به برادري كه نوبت را
فراموش كرده و احياناً تازه از عمليات آمده و خسته و كوفته بود؛ همچنين تقيد به
زودتر از وقت مقرر سر پست حاضر شدن و ديرتر از موعد بازگشتن و به چادر آمدن از آداب
رايج و ساري آن ديار بود
.