عنوان
:
آداب نماز
تقيد به خواندن نماز يوميه در اول وقت و سعي در پنج نوبت به جا
آوردن اين فريضه را مثل اينكه همه بر خودشان فرض گرفته بودند و واجب مي دانستند
.
حتي وقتي به صورت ستوني به سمت دشمن مي رفتند و وقت نماز مي رسيد، يكي از برادران
وقت را اعلام مي كرد و بقيه كه بايد قبل از روشن شدن هوا به صف خصم مي زدند، در حال
حركت نماز شان را مي خواندند. توجه نماز در اوقات خاص خودش، درست مانند بيداري قبل
از نماز صبح و نخوابيدن بعد از آن بود. حتي كساني كه موفق به تهجد نبودند معمولاً
بعد از اين فريضه نمي خوابيدند و اين دو حكمت داشت؛ يكي اينكه در اخبار و احاديث
آمده است كه شيطان رجيم در همين فاصله بعد از نماز صبح تا طلوع آفتاب است كه به روح
و جسم انسان حمله مي كند27 و ديگر اينكه رزمندگان به تجربه دريافته بودند كه دشمن
بعثي نوعاً پاتك هايش را تا قبل از طلوع آفتاب به انجام مي رساند و - واقعاً
مهاجمان را اعوان و انصار شيطان مي دانستند - تا جايي كه ممكن بود از خوابيدن در
اين فرصت خودداري مي كردند.واحدها بعد از اقامه نماز صبح به خواندن زيارت عاشورا و
قرائت سوره الرحمن و... مي پرداختند
.
عنوان
:
آداب قرآن
شروع كردن امور به نام و كلام خدا يكي از آداب مستحسن و رايج
جبهه بود، تا آنجا كه جمعي از بچه هاي گشت و تأمين در كردستان، بعد از آنكه در حياط
يا بيرون آسايشگاه به خط مي شدند و اسامي شان خوانده مي شد با خواندن يك سوره از
قرآن كار خويش را در آن روز آغاز مي كردند. به علاوه، بعد از وضو داشتن در لمس كلام
الله و موقع آموزش و قرائت، تواضع ظاهر و باطن در نشستن و برخاستن وتوجه و طمأنينه
در حضور آن نيز بسيار رعايت مي شد. ادب چنان بود كه وقتي بعضي ها در سنگر مشغول
شنيدن نوار سرود و نوحه و سخنراني بودند و در همان حال بلندگوي تبليغات، برنامه
جلسه قرآن را مستقيم از حسينيه پخش مي كرد، جمله برادران برمي خاستند و با خاموش
كردن ضبط به آن جلسه مي رفتند و به ديگران مي پيوستند
.
عنوان
:
آداب روزه
در ايام ماه مبارك رمضان، بعد از غسل و احكام شب اول ماه و
عبادات معمول، همه سعي مي كردند واقعاً شب قدر را با بيداري و ادعيه و تنهايي قدر
بدانند. كساني هم كه عذري داشتند براي روزه گرفتن، با افطاري دادن به بچه هاي روزه
دار به خرج خودشان، خدمت كردن به ايشان، كم خوردن و كم خفتن سعي داشتند وضع روزه
داران را به خود بگيرند. روزه هاي دوشنبه و پنج شنبه هم كه جاي خود را داشت
.
عنوان
:
معبر شدن و پيش
مرگي
رسم بر اين بود كه شب عمليات، چند ساعت قبل از حركت، مسئول دسته
بچه ها را گوشه اي جمع مي كرد و مي پرسيد چه كساني براي خاموش كردن كمين دشمن و پاك
سازي كانال و سنگر و امور غير مترقبه داوطلب است. در اين جور مواقع، تعدادي ثبت نام
مي كردند و مجردها معمولاً فرصت را از متأهل ها مي گرفتند و واقعاً هنگامه اي بر پا
بود. در حين عمليات گاهي وقت ها كه معبر و محل تردد بچه ها لو مي رفت يا پاي يكي از
برادران به مين اصابت مي كرد و دشمن متوجه نيروهاي ما مي شد و ديگر فرصت بريدن سيم
هاي خاردار و خنثي كردن مين ها نبود، بچه هايي كه جلو بودند، خودشان را به صورت
«
دمر» روي سيم هاي خاردار مي انداختند تا گردان هاي رزمي از روي آنها رد بشوند و به
پاي كار و نقطه مورد نظر برسند كه چشم از ديدن آن سخت حيا مي كرد و زبان در بيان
اين استقامت گنگ مي شد و قلم در تحرير اين واقعه قلم مي گرديد
.
عنوان
:
فضيلت عمليات
هيچ چيز نمي توانست دل رزمندگان را خوش كند، جز شركت در عمليات
.
از اين رو كساني كه منعي داشتند براي شركت در عمليات انواع و اقسام شروط را به جان
و دل مي پذيرفتند و هيچ امري مانعي جدي تلقي نمي شد و اين جز مواظبت و مراقبتي بود
كه حوالي عمليات افراد از خود نشان مي دادند، در سلامت جسمي و ملاحظه اوضاع
خانوادگي خود. باشكوه ترين لحظات، لحظه شروع عمليات و ريختن آتش بر سر دشمن بود
.
يكي از ارزش هاي مسلم براي همه در جبهه شركت مكرر در عمليات بود. فرماندهان براي
كساني كه در عمليات شركت كرده و جنگ ديده بودند، حرمت بيشتري قايل مي شدند و به
آنها بيشتر از همه چشم اميد داشتند. در مواردي ديده مي شد كه شركت در مجموعه عمليات
مختلف، ملاك و ميزان دادن مسئوليت به برادران بود. اگر بعد از تسويه حساب كسي،
عمليات شروع مي شد، آن بنده خدا احساس مي كرد بزرگ ترين فضيلت از او سلب شده است؛
مرتب خودش را سرزنش مي كرد و مغبون مي دانست
.